نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۴ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۰:۰۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۴ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۰:۰۴ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اذان بلال (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
بلال بن رباح حبشی، از نخستین مسلمانان و مؤذّن اسلام بود، در اولین روزهای هجرت به مدینه، با اذان بلال مردم به سوی نماز و مسجد میشتافتند. وی به خاندان رسالت، علاقه و محبّت عجیبی داشت و مدافع آنان بود. در فتح مکّه نیز بر بام کعبه رفت و ندای اللّه اکبر سرداد. در بازگشت از حجة الوداع، آنگاه که پیامبر خدا میخواست فرمان خدا را دربارۀ خلافتعلی(ع) اعلام کند، باز صدای اذان بلال بود که در وادی غدیر خم پیچید و مسلمانان را پای خطبۀ پیامبر گردآورد. پس از وفات رسول خدا(ص) دیگر اذان نگفت، چون نمیخواست مؤذّن حکومت غاصب باشد. امام صادق(ع) فرمود: خدا بلال را رحمت کند که دوستدار اهل بیت بود و بندهای نیکوکار و بعد از پیامبر خدا برای هیچکس اذان نگفت[۱] روزی هم که فاطمه زهرا(ع) مشتاق شنیدن اذان بلال و یاد دوران پیامبر بود، به خواستۀ آن حضرت بلال اذان سرداد، لیکن چون دختر پیامبر از غم و اندوه، گریه کرد و از هوش رفت، بر جان او بیمناک شد و اذان را ناتمام گذاشت[۲]. اذان نگفتن بلال، بار سیاسی داشت و نوعی اعتراض به حاکمان بود و با ابوبکربیعت نکرد و به همین جهت، عمر با او بدرفتاری میکرد. وی عهد بسته بود که تنها برای پیامبر اذان بگوید، یا برای علی(ع) اگر جانشین پیامبر شود. اذان نگفتن او برای خلیفه گران تمام میشد، ازاینرو عمر بلال را به شام تبعید کرد و تا آخر عمر در آنجا بود[۳].[۴]