راسخ در علم
در این باره، تعدادی از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل راسخان در علم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
واژهشناسی لغوی
راسخ در علم، کسی است که علم وی با ثبات و یقین همراه است [۳] و هیچگونه شبههای [۴] برایش رخ نمیدهد، زیرا حقایق و معارف الهی را با نور ایمان و شهود درک میکند[۵][۶].
راسخان در علم در قرآن
- راسخان در علم در دو آیه یاد شده است:﴿﴿ هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ﴾﴾ [۷] و ﴿﴿ لَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا﴾﴾ [۸].
- درباره آیه نخست به جهت نقش محوریاش در تبیین موضوع، نیز تطبیق بر مصادیق، بیشتر بحث شده است. از آغاز دوران تفسیر، مفسران و قرآنپژوهان اختلاف داشتهاند که آیا «واو» در ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ﴾﴾ برای عطف است یا استیناف که بر اثر این اختلاف، اختلاف معنا پدید میآید [۹]؛ اگر ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ﴾﴾ عطف به ﴿﴿اللَّهُ﴾﴾ باشد چنان که بیشتر مفسران شیعه معتقدند [۱۰]معنای آیه چنین است: تأویل آیات متشابه را کسی نمیداند مگر خدا و راسخان در علم. و اگر «واو» در ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ﴾﴾ برای استیناف باشد. معنای آیه چنین است: تأویل آیات متشابه را تنها خدا میداند[۱۱].
- صاحبنضران در تعریف تأویل و بیان حقیقت آن و تفاوتش با تفسیر، آرای گوناگون دارند: برخی آن را از مقوله معنا و برخی از مقوله واقعیت خارجی میدانند. گروه دوم، یا آن را از قبیل مصادیق یا از سنخ حقایق عینی عرشی میدانند که مستند همه محتوای قرآن است و به آیات متشابه اختصاص ندارد، بکله شامل محکم و متشابه هردو میشود[۱۲].
- محکم، آن است که معنای واحدی دارد و برتر از آن است که اشتباه در آن راه یابد و آن ﴿﴿أُمُّ الْكِتَابِ﴾﴾ یعنی اصل کتاب است؛ اما در متشابهات معانی متعدد احتمال میرود و در آنها حق و باطل باهم اشتباه میشوند [۱۳]. ادله نظریه عطف ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ﴾﴾ به ﴿﴿اللَّهُ﴾﴾ بدین شرحاند[۱۴]:
- بعید است آیاتی در قرآن باشند مانند آیات متشابه که جز خدا کسی حتی پیامبر(ص) که قرآن بر او نازل شده تأویل آنها را نداند، وگرنه فایدهای برای انزال آیات یاد شده نیست و چنین خطابی ناپسند است[۱۵].
- هرگز دیده نشده که مفسران از بحث درباره تفسیر آیهای به بهانه آنکه از متشابهات است، خودداری کرده و بگویند دانش آن را جز خدا نمیداند، چنان که صحابه و تابعان به تفسیر همه آیات همت گماشتندو ابن عباس میگفت: من از کسانی هستم که در علم راسخاند و تأویل قرآن را میدانم[۱۶][۱۷].
- بر پایه روایات فراوان، راسخان در علم، تأویل آیات متشابه را میدانند [۱۸]، بنابراین راسخان در علم به تأویل متشابهات دانایند، در حالی که بدان ایمان داشته و همه آیات محکم و متشابه را از نزد خدا میدانند. امامان(ع) با اشاره به این آیه پیامبر اکرم(ص) را «برترین راسخان» [۱۹] خوانده و درباره خود نیز فرمودهاند: راسخان در علم ما هستیم و تأویل قرآن را ما میدانیم [۲۰][۲۱].
- راسخان در علم به اعلام الهی، تأویل متشابه را میدانند، نه به فکر و اجتهادشان، زیرا عقول مستقلاً و بیاخبار الهی از درک آن درماندهاند [۲۲]. به دیده برخی، راسخان، کسانی هستند که دارای انواع علوماند: دانش شریعت که آموختنی است: ﴿﴿ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ﴾﴾ [۲۳]؛ علم طریقت که معاملتی است: ﴿﴿ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾﴾ [۲۴]؛ علم حقیقی که یافتنی است:﴿﴿ وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا﴾﴾ [۲۵][۲۶]. بر پایه برخی روایات، پایبندی به سوگند، راستگویی، استقامت قلب و عفت بطن و دامن، از ویژگیهای راسخان در علم دانسته شده است [۲۷][۲۸].
- در نظری دیگر که پذیرفته بسیاری از اهل سنت است [۲۹] «واو» برای استیناف [۳۰] و عبارت ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ﴾﴾ طرف مقابل برای ﴿﴿فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ﴾﴾ است. این نظریه با ظاهر سخن امیرالمؤمنان(ع) نیز تأیید میگردد، که شنونده را از فرو رفتن در عرصه برخی از دانشها بیم میدهد و گوشزد میفرماید که چه سان خدا گروهی را ستوده که به درماندگی خود اعتراف میکنند و خودداری از کنجاویهای بیهوده را «رسوخ در علم» نامیده است [۳۱][۳۲].
- در این نظر، گفته شده اگر «واو» برای عطف و مراد از عطف شریک ساختن راسخان، در علم به تأویل بود، برترین راسخان پیامبر(ص) است، زیرا چگونه میشود قرآن بر قلب وی نازل گشته باشد و ایشان به مراد از آن آگاه نباشد و قرآن هرگاه امت یا امر جماعتی را یاد میکند که پیامبر(ص) در میانشان است، نخست حضرت را به جهت احترام جداگانه و سپس همه را ذکر میکند؛ مانند: ﴿﴿ آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾﴾ [۳۳] نیز ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ﴾﴾ [۳۴] و ﴿﴿ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ﴾﴾ [۳۵] و ﴿﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾﴾ [۳۶] بر این اساس، اگر مراد از ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ﴾﴾ این بود که آنان عالم به تأویلاند، باید گفته میشد «وما یعلم تأویله الا الله و رسوله و الراسخون فی العلم»: شاید چنین پاسخ داده شود که مصدر آیه ﴿﴿ هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ﴾﴾ دلالت دارد که پیامبر(ص) عالم به کتاب است، از این رو نیازی به ذکر دوباره آن نبود [۳۷]. گفته شده اگر «واو» در ﴿﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ﴾﴾ برای عطف باشد، سخن بر خلاف فصاحت است، زیرا چنانچه عطف مراد باشد، باید بر سر جملههای پسین «واو» درآمده و گفته شود «وهم یقولون آمنا به» [۳۸]. بعضی در جواب گفتهاند اگر جمله حالی با فعل مضارع شروع شود، بایستی بی «واو» باشد [۳۹][۴۰].
- در نظریه یاد شده در تعامل با آیات متشابه، آنها که در دلهایشان انحراف است، برای فتنه جویی و طلب تأویل، از متشابهات قرآن پیروی میکنند و راسخان در علم میگویند ما بدان ایمان آورده و همه آیات از نزد خداست، بنابراین آنان که شکی در علمشان به خدا و آیاتش وارد نمیشود به متشابهات خودداری میکنند، زیرا گرچه اعتقاد به این مطلب که محکم و متشابه از نزد خداست، سبب ایمان به کل «محکم و متشابه» میشود، روشن بودن مراد در محکم، مایه پیروی از آن در عمل و در مقابل، روشن نبودن مراد در متشابه، سبب توقف در عمل است، در نتیجه پیروی از معنای متشابه در صورتی که منافی با محکم باشد، جایز نیست و پیروی از معنای احتمالی آن، که موافق با محکم است، در عمل بایسته است و این در حقیقت، ارجاع متشابه به محکم است [۴۱]. بر این پایه، امتیاز راسخان در علم نسبت به دیگران این است که تنها ایشان میدانند خدا عالم به معنای متشابه است نه غیر او [۴۲][۴۳].
- با این همه نزاع بر سر استینافی یا عاطفه بودن «واو» بینتیجه است و ادله هر دو گروه نقد پذیرند، به دیگر سخن، گرچه با استینافی بودن واو، آیه بر علم راسان در علم به تأویل قرآن دلالتی ندارد، لیکن بر عدم آن نیز دلالت ندارد؛ و چه بسا با دلیل دیگری علم آنان به تأویل اثبات گردد [۴۴]، زیرا از یک سو شرط اساسی اطلاع بر تأویل قرآن طهارت است: ﴿﴿ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ﴾﴾ [۴۵] نه رسوخ، چون قرآن برخی از اهل کتاب را راسخ در علم میداند، در حالی که نمیتوان آنان را عالم به تأویل دانست ﴿﴿ لَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمً﴾﴾ [۴۶] واز سوی دیگر، پیامبر(ص) و اهلبیتش(ع) به شهادت آیه تطهیر ﴿﴿ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴾﴾ [۴۷] از هرگونه پلیدی پاکیزهاند، پس باید بر تأویل قرآن آگاه باشند و تکیه بر رسوخ در آیه از آن روست که رسوخ، نتیجه طهارت است [۴۸][۴۹].
نیایش راسخان در علم
خدا پس از اشاره به راسخان در علم در آیه ۷ سوره آلعمران در آیات ۸ - ۹ همان سوره، نیایش آنان را به درگاه خویش چنین بیان میفرماید: ﴿﴿ رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ﴾﴾ [۵۰] این سخنان از جمله آثار رسوخ در علماند، زیرا راسخان در علم در پرتو عنایت خدا با شناخت مقام پروردگار، از یک سو ملک و فرمانروایی حقیقی را ویژه او دانسته و خود را مالک چیزی به سود خویش ندانسته است، از این رو قلب خود را در معرض لغزش میبینند و از سوی دیگر به وهاب بودن خدا اعتقاد داشته و او را سزاوار این معنا مییابند که از وی رحمت بخواهند، پس آنان به خدا پناه برده و از او میخواهند که قلبهای ایشان را پس از هدایت منحرف نسازد؛ نیز از رحمت خویش بر آنان ارزانی داشته و نعمت رسوخ در علم را در حقشان ابقا و بر حرکت در مسیر هدایت و مراتب قرب به ایشان کمک کند[۵۱].
- همچنین راسخان در علم، از آنجا تحقق روز قیامت را وعده خدا و وعده او را تخلفناپذیر میدانند، تردیدی در وقوع آن روز ندارند، بنابراین راسخان در علم کسانی هستند که به پروردگارشان ایمان دارند و بر آن ثابت قدم ماندند و خدا نیز آنان را هدایت و عقلهایشان را کامل ساخته است، از این رو همه رفتارها و گفتارها و پندارهای ایشان از دانش و بینش سرچشمه میگیرند، پس خدا آنها را راسخ در علم نامیده و با کنایه از آنان با «اولوالالباب» یاد کرده است، زیرا اوصافی که در آیات ۱۷ - ۱۸ سوره زمر برای «اولوالالباب» ذکر شدهاند یعنی ایمان، پیروی از بهترین گفتار و انابه به سوی خدا بر آنان انطباق مییابند: ﴿﴿ وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ﴾﴾ [۵۲][۵۳].
منابع
- دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۸ - ۴۲۲.
منبعشناسی جامع راسخان در علم
پانویس
- ↑ مفردات، ص: ۳۵۲، «رسخ».
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۸.
- ↑ لسان العرب، ج۵، ص ۲۰۸، «رسخ».
- ↑ مفردات، ص ۳۵۲.
- ↑ التحقیق، ج4، ص ۱۰۶ - ۱۰۷، «راسخ».
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۸.
- ↑ اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» استوار یک رویهاند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر آیات «متشابه» چند رویهاند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد؛ سوره آل عمران، آیه: ۷.
- ↑ امّا استواران در دانش از آنان و آن مؤمنان بدانچه بر تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است، ایمان میآورند و برپادارندگان نماز و دهندگان زکات و مؤمنان به خدا و روز واپسین؛ به آنان زودا که پاداشی سترگ دهیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۲.
- ↑ جامع البیان، ج۳، ص ۲۴۸ - ۲۵۰؛ التبیان، ج ۲، ص ۴۰۰، الکشاف، ج۱ ، ص ۳۳۸.
- ↑ مجمع البیان، ج۲ ، ص ۷۰۱، روض الجنان، ج ۴، ص ۱۸۰؛ المیزان، ج۳، ص ۴۹.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۸.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ تفسیر ابن عربی، ج۱ ص ۱۶۷.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ مجمع البیان، ج۲، ص ۷۰۱، المیزان، ج۳، ص ۵۰ - ۵۳.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ الکافی، ج۱، ص ۲۱۳؛ نورالثقلین، ج۱، ص ۲۴۲، ۳۱۵ - ۳۱۸؛ بحارالانوار، ج۳۳، ص ۱۵۵.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۱۶۴؛ الکافی، ج۱، ص ۲۱۳؛ البرهان، ج۱، ص۵۹۷ - ۵۹۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴؛ الکافی، ج۱، ص ۲۱۳؛ نورالثقلین، ج۱، ص ۳۱، ۳۱۸.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ رحمة من الرحمن، ج۱، ص ۴۱۲؛ الفتوحات المکیه، ج۱، ص ۲۲۴.
- ↑ از اهل کتاب آسمانی بپرسید؛ سوره نحل، آیه: ۴۳.
- ↑ و به سوی او راه جویید؛ سوره مائده، آیه: ۳۵.
- ↑ و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه: ۶۵.
- ↑ کشف الاسرار، ج۲، ص ۷۷۴.
- ↑ الدر المنثور، ج۲، ص ۷.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۱۹.
- ↑ المیزان، ج۳، ص۵۰.
- ↑ جامع البیان، ج۳، ص ۲۵۰؛ التفسیر الکبیر، ج۷، ص ۱۸۹ - ۱۹۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص ۳۵۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۹۱؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۶۳؛ البرهان، ج۱، ص ۵۹۹.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۰.
- ↑ این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستادهاند، ایمان دارد و همه مؤمنان؛ سوره بقره ، آیه: ۲۸۵.
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه ، آیه: ۲۶.
- ↑ بیگمان نزدیکترین مردم به ابراهیم همانانند که از وی پیروی کردند و نیز این پیامبر و مؤمنان؛ و خداوند سرپرست مؤمنان است؛ سوره آل عمران ، آیه: ۶۸.
- ↑ ای مؤمنان! به سوی خداوند توبهای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستانهایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمیگذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان میشتابد، میگویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه: ۸.
- ↑ المیزان، ج۳، ص ۲۸.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۷، ص ۱۹۰.
- ↑ البهجة المرضیه، ج۱، ص ۴۲۴؛ التمهید، ج۳، ص ۴۳ - ۴۴.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۰.
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص ۴۵۱؛ المیزان، ج۳، ص ۲۷ - ۲۹.
- ↑ جامع البیان، ج۳، ص ۲۴۸.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۱.
- ↑ المیزان، ج۳، ص ۵۰.
- ↑ که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه: ۷۹.
- ↑ امّا استواران در دانش از آنان و آن مؤمنان بدانچه بر تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است، ایمان میآورند و برپادارندگان نماز و دهندگان زکات و مؤمنان به خدا و روز واپسین؛ به آنان زودا که پاداشی سترگ دهیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۲.
- ↑ از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.
- ↑ المیزان، ج ۳، ص ۵۵.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۱.
- ↑ پروردگارا پس از آنکه راهنماییمان کردی، دلمان را به کژی میفکن و از نزد خویش به ما بخشایش ارزانی دار که این تویی که بسیار بخشندهای. پروردگارا بیگمان، تو، روزی که در آن تردیدی راه ندارد فراهم آورنده مردمانی؛ به راستی خداوند در وعده (خود) خلاف نمیورزد؛ سوره آلعمران، آیه: ۸ - ۹.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۱.
- ↑ و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده! کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند؛ سوره زمر، آیه: ۱۷ - ۱۸.
- ↑ دائره المعارف قرآن کریم، ج۱۳، ص ۴۲۲.