ابن منده

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

ابوعبدالله محمد بن اسحاق بن محمد بن یحیی اصفهانی عبدی مشهور به ابن منده از «خاندان ابن منده» و نامدارترین فرد از این خاندان است. او اهل اصفهان بود و در همانجا می‌‌زیست، در سال ۳۱۰ به دنیا آمد. [۱] ابن منده از مشایخ بسیاری حدیث شنید که برجسته‌ترین ایشان از این قرارند: عبدالرحمان بن یحیی عموی پدرش، محمد بن حسین قطان، هیثم بن لکیب شاشی و عثمان بن احمد بن سمّاک. [۲] گفته شده وی در جستجوی حدیث سفری آغاز کرد که چهل سال طول کشید. [۳] و به گفته خود، شرق و غرب را دو بار زیر پاگذاشته است. [۴] وی نخست به نیشابور رفت و در آنجا از استادان بسیاری حدیث شنید. او افزون بر نیشابور به بخارا، سرخس، مرو و بلخ نیز سفر کرد و از مشایخ بزرگی بهره برد. ابن منده در سال ۳۳۹ هجری از نیشابور رهسپار عراق شد و چند سالی در نواحی عراق و شام به مسافرت پرداخت در ادامه سفر خود به طرابلس شام، غزه و بیت المقدس رفته و احتمالاً پیش از آن به مکه و مدینه نیز رفته و به استماع حدیث پرداخته است. [۵] به هرحال در سال ۳۶۱ هجری، ابن منده در بخارا بود و حاکم نیشابوری او را دیدار کرد و در سال ۳۷۵ هجری که ابن منده قصد بازگشت به اصفهان را داشت، همراه وی به نیشابور آمد. [۶] گروه بسیاری از ابن منده روایت کرده‌اند که ازآن میان می‌‌توان افرادی همچون حاکم نیشابوری، تمام رازی و احمد بن فضل باطرقانی را نام برد. [۷] گویند ابن منده چون به موطن خود بازگشت، چهل بار کتاب به همراه داشت که از ۱۷۰۰ تن از مشایخ، کتابت حدیث کرده بود.[۸] ابن منده در اصفهان به حرمت و جاه می‌‌زیست و پیداست که نفوذ بسیاری در مردم و اولیای امور داشته است. [۹] وی در دوران سفر طولانی خود، مجرد ماند و همسر اختیار نکرد و چون به اصفهان بازگشت، ازدواج کرد و از وی صاحب چهار پسر شد. [۱۰] ذهبی گفته وی از حافظه نیرومندی برخودار بود و بدین سبب او را حافظ مشرق خوانده است. [۱۱] ابونعیم اصفهانی باآنکه ابن منده را مردی بزرگ دانسته، معتقد است وی در پایان عمر، در نقل حدیث خلط می‌‌کرد و در امالی خود دچار لغزش و اشتباه می‌‌شد. [۱۲] ابن منده سال ۳۹۵[۱۳] یا ۳۹۶ هجری در اصفهان درگذشت[۱۴] و آثار بسیاری از خود بر جای گذاشت که عبارت‌اند از: التاریخ، الشیوخ، [۱۵] الناسخ والمنسوخ، [۱۶] معرفة الصحابة، المعرفة، التوحید و اثبات الصفات علی الاتفاق والتفرد[۱۷].[۱۸]

جستارهای وابسته

منابع

  1.   جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱

پانویس

  1. طبقات الحنابله ۲ / ۱۶۷.
  2. تاریخ الاسلام ۲۷ / ۳۲۰.
  3. غایه النهایه ۲ / ۹۸.
  4. طبقات الحنابله ۲ / ۱۶۷.
  5. سیر اعلام النبلاء ۱۷ / ۲۹ ـ ۳۶.
  6. تذکره الحفاظ ۳ / ۱۰۳۳.
  7. تاریخ الاسلام ۲۷ / ۳۲۱.
  8. تذکره الحفاظ ۳ / ۱۰۳۲.
  9. سیر اعلام النبلاء ۱۷ / ۴۱.
  10. میزان الاعتدال ۳ / ۴۷۹.
  11. سیر اعلام النبلاء ۲۲ / ۳۸۲.
  12. ذکر اخبار اصبهان ۲ / ۳۰۶.
  13. غایه النهایه ۲ / ۹۸.
  14. المنتظم ۱۵ / ۵۲.
  15. تاریخ الاسلام ۲۷ / ۳۲۱.
  16. البدایة والنهایه ۱۱ / ۳۳۶.
  17. هدیه العارفین ۲ / ۵۷.
  18. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۲، ص۳۴۱ - ۳۴۲.