نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط HeydariBot(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
ابوالعباس میگوید: موقعی که عبدالله بن خباب بن ارت - به همراه همسر حاملهاش برای دیدارامیرالمؤمنین (ع) عازم کوفه بود، قبل از آغاز جنگ نهروان جمعی از خوارج که از بصره به کوفه میآمدند در بین راه با عبدالله بن خباب بن ارت رو به رو شدند، به عبدالله گفتند: تو کیستی؟ او خود را معرفی کرد و گفت: من عبدالله پسر خباب بن ارتصحابی رسول خدا (ص) هستم. آنها گفتند: این قرآن - اشاره به قرآنی که در گردن خود عبدالله بود- به ما دستور میدهد تا تو را به قتل برسانیم! عبدالله گفت: هر چه را قرآن زنده کرده شما هم زنده کنید و آنچه را قرآن میرانده است، شما هم بمیرانید[۴].
در این موقع یکی از خوارج، خرمایی را که از درخت افتاده بود، برداشت و در دهان گذاشت، دوستانش بر سر او فریاد زدند که: این مالمردم است! بیرون بینداز، آن مرد خرما را برای رعایت پرهیزکاری از دهان بیرون انداخت. سپس یکی دیگر از این خوارج به خوکی زد و او را کشت؛ باز همراهانش گفتند: این کاری که کردی فساد فی الارض است، چرا این کار را کردی و خوک را کشتی؟ آن گاه به ابن خبّاب گفتند: از پدرت برای ما حدیثی بخوان؟ عبدالله گفت: پدرم از رسول خدا (ص) نقل کرد که فرمود: "به زودی فتنهای رخ میدهد که قلبمؤمن در آن میمیرد چنانکه چشمش میمیرد، شب را با ایمان میخوابد و روز کافر میشود، در آن روز تو بندهای مقتول[۵] باش و قاتل نباش[۶].
آن گاه از عبدالله درباره ابوبکر و عمر سؤال کردند، عبدالله از آنان به نیکی یاد کرد. سپس درباره امیرالمؤمنین (ع) قبل از حکمیّت و درباره عثمان در آخر عمرش سؤال کردند، باز او به نیکی یاد کرد، آن گاه درباره حضرت علی (ع) بعد از قبول حکمیّت پرسیدند. او گفت: به راستیعلی (ع) نسبت به خدا داناتر و بر دین خدا محکمتر و از دیگران بصیرتش بیشتر است [۷]
آن مردم نادان و جاهل چون حاضر نبودند در شأن و مقامحضرت علی (ع) چیزی بشنوند، به او گفتند: تو پیر و هدایت نیستی، بلکه تابع اسم و رسم مردان هستی، آن گاه او را به کنار نهری آوردند و سر از بدنش جدا کردند. بعد همسر حاملهاش را کشتند که زن در حال جان دادن گفت: آیا از خدا نمیترسید؟ آن بیرحم مردم شکم او را نیز پاره کردند و طفل در رحم او که نُه ماه تمام داشت را نیز کشتند - و جنایتی که روی تاریخ را سیاه میکند، مرتکب شدند - این واقعه دردناک در سال ۳۷ هجری قبل از جنگ نهروان واقع شد [۸].
خوارجنهروان از روی جهالت و نادانی و ظاهربینی، فساد و تباهی را به جایی رساندند که هر غیر مسلمان چه برسد به مسلماناعمال زشت آنها را تقبیح میکنند آنها با تظاهر به زهد و پرهیزکاری از خوردن یک خرمای بیارزش در وسط راه افتاده را حرام میدانستند و حتی کشتن خوکی که آزار میرساند ظلم تلقی میکردند اما کشتن صحابی رسول خدا (ص) را بدون آنکه جرم و گناهی مرتکب شده باشد و تنها به جرم این که گفته است: علی بن ابی طالب عالم و آگاه به احکام الهی است، را میکشند و بعد همسر و فرزند در رحم او را که در هیچ مکتب و مرامی حتی در مکتبهای مادی هم جرم و گناهی ندارد به قتل میرسانند! آیا کیفر و جزای چنین افرادی احمق و نادان که در ریختن خون بیگناهان تردیدی به خود راه نمیدادند غیر از همان راهی است که امیرالمؤمنین (ع) انتخاب کرد و موقعی که بر حضرتش شمشیرها کشیدند و آماده ریختن خون مسلمانانی شدند که تنها جرمشان پیروی از امیرالمؤمنین (ع) بود، فرمانجنگ و مقابله با آنها را صادر کرد و در کمتر از یک روز تمامی آنها جز نه نفرشان همه را به هلاکت رساند و با این کار ریشه آن گروه خود سر و بیخرد و خونریز را از بُن برآورد و برای همیشه به قدرت و توانایی آن گروه خاتمه داد.[۹]