هجر
مقدمه
«هَجَر» شهری بود در داخل متطقه «بحرین» و دور از ساحل.[۱] این مکان مهمترین شهر در اقلیم بحرین بوده و اهمیت آن به اندازه ای بود که برخی از مؤلفان، کل بحرین را به نام همین منطقه نامیدهاند. [۲] همدانی آن را بزرگترین شهر بحرین،[۳] و ابن حوقل آن را بزرگترین سرزمین تابعه و نیز بزرگترین شهر بحرین دانسته است.[۴] هجر در دوران ظهور اسلام مرکز اداری بحرین و شهر عمده آن بوده است. [۵] مقارن با ظهور اسلام یکی از مرزبانهای ایرانی به نام اسپیبخت بن عبدالله، در این منطقه سکونت داشته است. [۶] هجر یک مرکز تجاری مهم بوده و یکی از بازارهای سالیانه عرب پیش از اسلام در آنجا برگزار میشده است.[۷] از آنچه در متون تاریخی آمده، مشخص میشود که هجر در گذشته، پایتخت تجاری بحرین بوده و با ساحل شرقی خلیج فارس که عربها به آنجا رفت و آمد میکردهاند و گاه نیز آن را به عنوان موطن خود بر میگزیدهاند، رابطه داشته است. شهر هجر امروزه از بین رفته و به جای آن شهر هفوف به وجود آمده است.[۸] منطقه هجر، دارای روستاهای معروفی است که طریبیل[۹] -که امروزه روستایی آباد در نزدیکی هفوف، است-[۱۰] از جمله آنهاست. «اسبذ»،[۱۱] «السعایم»،[۱۲] «الجریب»،[۱۳] الوجیر»[۱۴] و «البذی»[۱۵] هم از دیگر روستاهای هجر به شمار آمدهاند.[۱۶]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ در البکری، المسالک و الممالک صفحه ۲۱۸؛ گفته شده شهر هجر ۱۲ فرسخ از ساحل فاصله دارد که به احتمال فراوان این سخن صحیح نیست زیرا احساء که به هجر نزدیک است هفت فرسخ با ساحل فاصله دارد و ناصر خسرو نیز در: سفرنامه ۹۴ همین را گفته است
- ↑ المقدسی احسن التقاسیم ۷۱، یاقوت معجم البلدان ج: ۴ ۹۵۳؛ ابوالفداء تقویم البلدان ۹۹ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۵-۵۴
- ↑ الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶ و بنگرید، الاصطخری مسالک الممالک ۱۹، همو الأقالیم: ۱۰؛ ابن الفقیه البلدان: ۳۰
- ↑ ابن حوقل صورة الأرض: ۳۱؛ و بنگرید، البکری، معجم ما استعجم: ۱۳۴۶
- ↑ المنجم آکام المرجان ۱۱۱ یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ۹۵۴-۰۹۵۳ و بنگرید القزوینی، آثار البلاد ۱۲۸۰ ابن سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی، نهایة الأرب فی معرفة أنساب العرب: ۱۸
- ↑ در مورد معنای مرزبان و اسپیبخت، بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».
- ↑ در مورد بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».
- ↑ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۱۵۴۳ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲۰۳: ۲
- ↑ ابن بلیهد، صحیح الأخبار، ج ۵ ۲۳۶ الإحسانی، تحفة المستفید، ج ۱، ۱۹
- ↑ البلاذری، فتوح» «البلدان ۷۸؛ ابن حزم جمهرة انساب العرب ۲۳۲، یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۲۳۷ و در الجوالیقی، المعرب ۳۹ آمده شهری در هجر و واژهای معرب است
- ↑ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۹۱؛ و نیز آن را به داشتن نخلستانهای فراوان پس از دشت ساحلی توصیف کرده است
- ↑ همان، ج ۲: ۶۷
- ↑ ابن الفقیه البلدان ۳۱ و یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ص۵ آن را به نام وجر آورده است
- ↑ یاقوت معجم البلدان، ج: ۱ ۵۳۸ و بنگرید ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱۲: ۱۳۴
- ↑ دیوان، الفرزدق، ج ۱۳۰، ۱ ۱۴۴ روایت السکری با سیندی از ابو عبیده و بنگرید، الطوسی، شرح دیوان لبید. ۵۶؛ ابن درید جمهرة اللغة، ج ۲: ۳۶۴؛ همو، الاشتقاق، ج ۱: ۱۹۷
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.