آیه روح
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
کلمه روح در ساختار مفرد و به دو صورت معرفه و نکره، ۲۱ بار در قرآن به کار رفته است؛ اما از آنجا که فقط در آیه ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۱] موضوع پرسش یهودیان از رسول خدا(ص) درباره روح مطرح گردیده، آن را آیه روح نام نهادهاند.
رُوح و رَوح در اصل یکی هستند، اما رُوح اسمی است برای نفس انسانی، چرا که نفس، بخشی از روح است، یعنی نسبت نوع به اسم جنس، مانند نسبت انسان به حیوان در مورد تفاوت روح و حیات، گفتهاند که روح از قرائن حیات و جسمی است لطیف و حساس از جنس ریح / باد. روح و ریح نیز در زبان عربی یکی هستند و لذا درباره آن عمل نفخ به کار میرود و میگویند: ("نَفَخَ فِيهِ الرُّوحَ" = در او روح دمید).
در اصطلاح قرآن، جبرئیل(ع)، روح نامیده شده، زیرا مردم از وی در دینشان نفع میبرند و به این خاطر است که قرآن، روح نام گرفته است: ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا﴾[۲]. در این آیه، روح به معنای قرآن آمده است و چون جبرئیل، واسطه وحی و قرآن است او هم روح نامیده شده است[۳].
در شأن نزول آیه چنین گزارش شده است که برخی مشرکان مکه برای مقابله با رسول خدا(ص) و تخطئه کردن رسالت وی از علمای یهود مدینه کمک خواستند؛ یهودیان به ایشان گفتند از او درباره سه چیز بپرسید: اصحاب کهف، ذوالقرنین و روح، اگر سکوت کرد یا همه را پاسخ گفت، او دروغ میگوید و چنانچه دوتا را به روشنی پاسخ گفت و یکی را مبهم گذاشت، او حتماً نبی است. پس پیامبر دو داستان اصحاب کهف و ذوالقرنین را بیان نمود[۴]؛ و در مورد روح، آیه ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۵] نازل شد و پاسخی اجمالی و مبهم به ایشان داد، زیرا در تورات نیز مبهم بیان شده است؛ لذا مشرکین از سؤال خویش پشیمان شدند[۶].
درباره چیستی روح، مفسران نظرات گوناگونی دارند؛ زمخشری چند نظر را ذکر نموده است:
- روح موجود زنده که مبدأ حیات بوده و موجود به وسیله آن دارای احساس و حرکات ارادی است و مشرکان از حقیقت آن سؤال کردند و پیامبر فرمود: از فرمان پروردگار من است. زمخشری این قول را نظر بیشتر علما دانسته و از قول ابن أبی بُریده مینویسد: پیامبر از دنیا رفت در حالی که نمیدانست روح چیست؛
- آفرینش روحانی بزرگی که از فرشتگان بزرگتر است؛
- جبرئیل؛
- قرآن اوحی[۷].
علامه طباطبایی نیز پس از ارائه نظر اول میگوید: برخی به استناد آیه ﴿يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ﴾[۸] و ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا﴾[۹] روح را عبارت از قرآن میدانند که همان وحی است و خداوند به آن سبب قرآن و وحی را روح خوانده که مایه حیات نفوس مرده میباشد، همانگونه که روح انسانی موجب زندگی اجساد مرده است، اما میبینیم که این واژه در آیات متعدد مکی و مدنی ذکر شده و در تمامی آنها مقصود، روحی نیست که مبدأ حیات بشر است. مثلاً میفرماید: ﴿يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا﴾[۱۰] و بدون شک در این آیه، مراد از روح، غیر از روح حیوانی و نیز غیر از ملائکه میباشد؛ زیرا در حدیث گزارش شده که علی(ع) به آیه ﴿يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ﴾[۱۱] استناد و احتجاج نمود که مقصود از روح، غیر از ملائکه است؛ چرا که یک بار او را با صفت قُدُس ﴿رُوحِ الْقُدُسِ﴾ و یک بار با صفت امانت ﴿الرُّوحُ الْأَمِينُ﴾ یاد نموده تا پاکی او را از خیانت و سایر آلودگیهای معنوی و عیوب - که ارواح انسانی از آن برکنار نیستند – ابراز کند. لذا با توجه به آیاتی چون: ﴿قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ﴾[۱۲] و ﴿قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ﴾[۱۳] و ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ﴾[۱۴]، به روشنی، روح را جدای از ملائکه دیگر ذکر نمود و چنان که از مجموع سه آیه مذکور برمی آید در اینجا منظور از روح، همان جبرئیل(ع) است که قرآن / روح / وحی را بر قلب پیامبر(ص) نازل میگرداند[۱۵].
با توجه به نظر مفسران و بهویژه آیه ﴿وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا﴾[۱۶] میتوان گفت که منظور از روح در آیه مورد بحث، وحی / قرآن است که به واسطه جبرئیل (ملک وحی) بر پیامبر نازل میگردیده است. در مورد مخاطب ﴿وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾ برخی گفتهاند که منظور مشرکین یا یهود اهل کتاباند، اما اغلب علما گفتهاند که پیامبر و دیگران هستند[۱۷].
در عهد جدید میخوانیم که روحالقدس همراه عیسی(ع) و آن حضرت در معیت روحالقدس بود. حضرت یحیی(ع) شهادت داده که حضرت عیسی همراه با روح القدس بوده است: "پس یحیی شهادت داده گفت: روح را دیدم که مثل کبوتری از آسمان نازل شده بر او قرار گرفت"[۱۸]. بر حضرت مریم(س)، نیز روح القدس وارد شده بود[۱۹]. علاوه بر آن، خود حضرت یحیی(ع) که با تفاوت شش ماه[۲۰] همسن حضرت عیسی(ع) بود، "در شکم مادر پر از روحالقدس بود"[۲۱]. همچنین پدر بزرگوارش حضرت زکریا(ع) نیز از روحالقدس پر شده بود و نبوت میکرد[۲۲].[۲۳]
منابع
پانویس
- ↑ «از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.
- ↑ «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.
- ↑ مفردات، ص۳۶۹؛ الفروق اللغویه، بند ۱۰۳۰.
- ↑ سوره کهف، آیات ۹-۲۶ و ۸۳-۹۸.
- ↑ «از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.
- ↑ الکشاف، ج۱، ص۷۱۷؛ الاتقان، ج۴، ص۱۹۹؛ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷؛ المیزان، ج۱۳، ص۲۲۷.
- ↑ جامع البیان، ج۱۵، ص۱۵۶؛ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷؛ الکشاف، ج۱، ص۷۱۷.
- ↑ «فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش فرو میفرستد» سوره نحل، آیه ۲.
- ↑ «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم» سوره شوری، آیه ۵۲.
- ↑ «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند» سوره نبأ، آیه ۳۸.
- ↑ «فرشتگان را با روح از (مبدأ) امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد» سوره نحل، آیه ۲.
- ↑ «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است» سوره بقره، آیه ۹۷.
- ↑ «بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است» سوره نحل، آیه ۱۰۲.
- ↑ «که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۴.
- ↑ المیزان، ج۱۳، ص۲۰۸-۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷.
- ↑ «و اگر بخواهیم بیگمان آنچه را بر تو وحی کردهایم از میان میبریم آنگاه تو در برابر ما برای خود در آن باره نگهبانی نخواهی یافت» سوره اسراء، آیه ۸۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷؛ الکشاف، ج۱، ص۷۱۷؛ جامع البیان، ج۱۵، ص۱۵۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۶۱.
- ↑ انجیل یوحنا، ۱: ۳۷.
- ↑ انجیل لوقا، ۱: ۳۵.
- ↑ انجیل لوقا، ۱: ۲۶.
- ↑ انجیل لوقا ۱: ۱۵.
- ↑ انجیل لوقا، ۱: ۶۷.
- ↑ سرمدی، محمود، مقاله «آیه روح»، دانشنامه معاصر قرآن کریم