شورا

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۱۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل شورا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

شورا: به معنای مشورت و رایزنی در کارها و تصمیم‌ها، تبادل نظر و پرهیز از استبداد به رأی و خودمحوری. شورا به این معنی یک مفهوم اخلاقی و اجتماعی است و قرآن هم بر آن تأکید دارد و به پیامبر هم دستور می‌دهد با مسلمانان مشورت کند. شورا یک مفهوم سیاسی هم دارد و منظور از آن مشورت در انتخاب خلیفه است که اهل سنت به آن تکیه می‌کنند و شیعه مسأله خلافت را انتصابی می‌داند نه انتخابی و از سوی مردم. کتاب‌هایی همچون "نشأة التشیّع و الشیعه" محمّد باقر صدر، "عون المعبود" عظیم‌آبادی، "مسند" ابی یعلی، "طرق حدیث الأئمه ألاثنی عشر" آل نوح، "معالم المدرستین" علامه عسکری و. . . این واژه را در مفهوم سیاسی آن به کار برده و مسائل سقیفه و انتخاب خلیفه را مطرح کرده‌اند.[۱] عنوان شورای خلافت از همین‌جا وارد فرهنگ سیاسی در اسلام شده است[۲].

شورای خلافت

  • شیوۀ انتخاب خلیفه پس از عمر به صورت "شورای شش نفره" بود که از سوی عمر تعیین شد. عمر پس از ضربت ابو لؤلؤ و قبل از مرگ خویش شش نفر را به عنوان اعضای شورا تعیین کرد: علی(ع)، عثمان، عبد الرحمان بن عوف، طلحه، زبیر و سعد بن ابی وقّاص و دستور داد این گروه ظرف سه روز یکی را از میان خود به خلافت برگزینند. گفتگوهای زیادی میان آنان گذشت و عمر نظر خود را دربارۀ روحیات و اخلاق و ویژگی تک‌تک آنان گفت و برای هریک عیوبی برشمرد و عیب علی(ع) را هم شوخ‌طبع بودن دانست، اعتراف کرد که اگر علی(ع) خلیفه شود، همه را بر راه روشن و نورانی خواهد کشاند.[۳] و در نهایت عبد الرحمان بن عوف در جمع مردم انحصار خلافت را میان علی(ع) و عثمان اعلام کرد و از علی(ع) خواست که بپذیرد تا براساس کتاب خدا و سنت پیامبر و عمل ابوبکر و عمل عمر کند و با او بیعت کنند. امام، کتاب خدا و سنت پیامبر را قبول داشت ولی رویّۀ شیخین را نه. امّا عثمان پذیرفت و نتیجۀ آن شورای شوم، خلافت عثمان شد، شورایی که نتیجۀ آن از قبل معلوم بود. علی(ع) در خطبۀ شقشقیّه (خطبه ۳ نهج البلاغه) از شورا گله‌مندانه یاد می‌کند فیا للّه و للشّوری و از قرار گرفتن خود در کنار دیگرانی که لیاقت نداشتند، ابراز ناراحتی می‌کند. حضرت از آغاز نیز شورا و نتیجۀ آن را قبول نداشت، لیکن آنگونه که در زمان ابوبکر و عمر صبری تلخ را پیش گرفت، اینجا هم برای حفظ وحدت و نداشتن یاور و قوی بودن توطئه، کوتاه آمد. اصل ماجرای شورا از خلافهای آشکار است. اگر خلافت تعیینی و انتصابی است، چرا تعیین پیامبر(ص) را قبول نکردند و چرا ابوبکر برای خود خلیفه تعیین کرد؟ و اگر به رأی آزاد عموم است، چرا آن را در شش نفر منحصر ساختند و تهدید کردند که یکی را از میان خود انتخاب کنند؟ ترکیب شورا نیز بگونه‌ای بود که اکثریت با مخالفان علی(ع) بود و روشن بود که کسی جز علی(ع)رأی خواهد آورد. شورا، نمونۀ دیگری از مظلومیّت امیر المؤمنین(ع) بود و اعتراض برخی از اصحاب هم سودی نبخشید.[۴][۵].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر. ک: «دائرة المعارف تشیّع»، ج ۱۰ ص ۷۵
  2. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۳۴۴.
  3. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱ ص ۱۸۵
  4. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۹ ص ۵۵. دربارۀ شورای خلافت از جمله ر. ک: «حیاة الامام الحسین بن علی» ، ج ۱ ص ۳۱۱ و ۳۱۸
  5. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۳۴۵.