دمون کندی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Ali (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۵ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

آشنایی اجمالی

او از قبیله کنده است[۱] از قبایل یمنی[۲] و حلیف (هم‌پیمان) مغیره بن شعبه ثقفی است[۳]. دمون همراه با مغیره در سال پنجم[۴] اسلام آورد[۵]. ماجرای اسلام آوردن آن دو چنین بود که مغیره همراه سیزده نفر از افراد تیره بنی مالک بن خطیط[۶] و نیز دو نفر از هم‌پیمانانش (دمون و شرید) به دیدار مقوقس، حاکم اسکندریه مصر رفتند. در این دیدار برخلاف انتظار مغیره، مقوقس به افراد بنی مالک محبت کرد و به مغیره، که از هم‌پیمانانش هم بود، بی‌توجهی کرد. مغیره از این قضیه بسیار ناراحت شد و تصمیم گرفت، از افراد بنی مالک انتقام بگیرد.

در راه بازگشت از مصر، شب‌هنگام در منطقه نیسان[۷]، مغیره افراد بنی مالک را با مقدار زیادی شراب، مست کرد، سپس همه آنان را با استفاده از غفلت ناشی از مستی به قتل رساند. در آن شب شرید به مکه گریخت ولی دمون که از حالات مغیره حدس زده بود که او نقشه‌ای برای همراهان کشیده است، قبل از هر اتفاقی پنهان شد. مغیره پس از کشتن افراد بنی مالک، به جست‌وجوی دمون پرداخت و چون او را در میان کشتگان ندید، با صدای بلند، در حالی که گریه می‌کرد، او را صدا زد. دمون که متوجه شده بود، مغیره با او کاری ندارد، از مخفیگاه خارج شد و از مغیره پرسید: چرا آنان را کشتی؟ مغیره پاسخ داد: من آنان را به خاطر رفتار مقوقس کشتم.

بعد از این قضیه مغیره (احتمالاً همراه با دمون)، اموال افراد بنی مالک را برداشته و از ترس انتقام قبیله بنی مالک به مدینه آمد و ضمن اظهار اسلام، خمس آن اموال را به عنوان غنیمت به پیامبر(ص) داد؛ اما رسول خدا(ص) از قبول آن اموال خودداری کرد و فرمود: ما اهل مکر و نیرنگ نیستیم[۸]. چنان‌که گذشت، در خبری که واقدی نقل کرده، مطلب صریحی مبنی بر آمدن دمون همراه مغیره به مدینه، وجود نداشت، با این حال ابن حجر[۹]، به استناد همین خبر نام دمون را در بخش اول الاصابه (صحابه) آورده است. از زندگانی دمون اطلاع دیگری در دست نیست.[۱۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۰، ص۲۶.
  2. ابن اثیر، اللباب، ج۲، ص۲۶۵.
  3. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۶.
  4. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۲۳۸.
  5. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۲۷.
  6. از تیره‌های قبیله ثقیف، و غیر از تیره‌ای که مغیره به آن منسوب است، بنگرید: ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ج۲، ص۴۶۸.
  7. میان خیبر و مدینه، بنگرید: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۵۲۷؛ که نام این منطقه درواقدی، المغازی، ج۳، ص۹۶۴ به سباق که نام منطقه ای در اوایل راه بصره به مکه است، تصحیف شده است.
  8. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۶؛ همان، ج۳، ص۹۶۵.
  9. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۲۷.
  10. قلیچ، رسول، مقاله «دمون کندی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۷۲.