ابراهیم بن ابیمحمود خراسانی
مقدمه
ابراهیم بن ابیمحمود خراسانی، مولی، از اصحاب امام کاظم(ع)[۱] و امام رضا(ع)[۲] است و از آن دو بزرگوار روایت کرده است. حسن بن موسی خشاب نیز حدیثی را نقل کرده که دلالت دارد که ابراهیم امام جواد(ع) را نیز درک کرده است[۳]. ابراهیم افزون بر امامان معصوم، تنها از علی بن یقطین[۴] حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان عبدالعظیم بن عبدالله حسنی[۵]، حسن بن موسی خشاب[۶] و محمد بن حسین بن ابی خطاب[۷] میباشند؛ ازاینرو، او را در شمار محدثان طبقه ششم قرار دادهاند[۸].
درباره شخصیت ابراهیم، میان علما و رجالنویسان اختلاف نیست و بزرگانی چون نجاشی، شیخ طوسی و علامه حلی بر وثاقت وی تأکید کردهاند. نجاشی نوشته است: ابراهیم بن ابی محمود خراسانی فردی موثق است[۹]. شیخ طوسی نیز وی را ثقه و مولی دانسته[۱۰] و علامه حلی مینویسد: ابراهیم بن ابی محمود خراسانی، مولی، از امام رضا(ع) روایت کرده، ثقه است و بر روایت او اعتماد میشود[۱۱]. نصر بن صباح روایتی را نقل کرده که امام جواد(ع) بهشت را برای ابراهیم ضمانت فرموده است[۱۲]. طبق روایتی که کشی نقل میکند، گویا ابراهیم فردی نابینا بود[۱۳].
تاریخ دقیق وفات وی معلوم نیست، ولی به تصریح نصر بن صباح وی اندکی پس از امام رضا(ع) درگذشته است[۱۴]. او دارای تألیفاتی چون کتاب مسائل بوده است[۱۵] که احمد بن محمد بن عیسی از وی روایت کرده[۱۶] و ابنشهر آشوب عنوان آن را مسائل (رسائل) بیان کرده است[۱۷]. این کتاب حدیثی در ۲۵ ورقه است[۱۸] و خویی روایات وی را بیش از ۳۲ مورد در کتب اربعه شیعه میداند[۱۹].[۲۰]
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: کتاب الرجال، برقی، ص۵۲.
- ↑ إبراهیم بن أبی محمود الخراسانی،… روی عن الرضا(ع) له کتاب؛ رجال النجاشی، ص۲۵، ش۴۳؛ ر.ک: رجال الطوسی، ص۳۳۲، ش۴۹۴۱، ص۳۵۱، ش۵۲۰۴.
- ↑ اختیار معرفة الرجال، رجال الکشی، ص۵۶۷، ح۱۰۷۳.
- ↑ الکافی، ج۵، ص۱۱۰، ح۳.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۲۳، ح۱۶.
- ↑ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷، ش۱۰۷۳.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۲، ح۴۶.
- ↑ ر.ک: الموسوعة الرجالیه (طبقات رجال التهذیب)، ص۱۷؛ (طبقات رجال الکافی)، ص۲۷.
- ↑ رجال النجاشی، ص۲۵، ش۴۳.
- ↑ رجال الطوسی، ص۳۵۱، ش۵۲۰۴.
- ↑ رجال العلامة الحلی، خلاصة الأقوال، ص۳، ش۳.
- ↑ ««...فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ کَانَ أَبُوکَ رُبَّمَا قَالَ لِی فِی الْمَجْلِسِ الْوَاحِدِ مَرَّاتٍ: أَسْکَنَکَ اللَّهُ الْجَنَّةَ أَدْخَلَکَ اللَّهُ الْجَنَّةَ! قَالَ، فَقَالَ: وَ أَنَا أَقُولُ أَدْخَلَکَ اللَّهُ الْجَنَّةَ! فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ تَضْمَنُ لِی عَنْ رَبِّکَ أَنْ تُدْخِلَنِی الْجَنَّةَ! قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: فَأَخَذْتُ رِجْلَهُ فَقَبَّلْتُهَا»»؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷، ح۱۰۷۳.
- ↑ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷، ش۱۰۷۲.
- ↑ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷، ش۱۰۷۲.
- ↑ طوسی، الفهرست، ص۱۹، ش۱۵.
- ↑ رجال النجاشی، ص۲۵؛ اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷؛ طرائف المقال، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ معالم العلماء، ص۷.
- ↑ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۶۷، ش۱۰۷۲.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۸۱.
- ↑ ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۱ ص۱۹۴-۱۹۵.