اسماعیل بن عمار صیرفی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

اسماعیل بن عمار بن حیان الصیرفی الکوفی[۱] از خاندان آل حیان، مولی بنی تغلب[۲] و از اصحاب امام صادق(ع)[۳] و امام کاظم(ع)[۴] بود. وی در شمار راویان طبقه ششم جای دارد[۵] و از آن دو بزرگوار روایت کرده است. اسماعیل بن عمار افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون اسحاق بن عمار و یحیی ابو بصیر الاسدی[۶] حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان یونس بن عبدالرحمن، عبدالله بن مسکان و محمد بن ابی عمیر می‌باشند.

درباره شخصیت اسماعیل بن عمار، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی وی را از راویان ضعیف به شمار آورده[۷] و بعضی درباره‌اش توقف کرده‌اند[۸]؛ ابن شهر آشوب نیز او را فطحی‌مذهب معرفی کرده است[۹] که گروهی از بزرگان این ادعا را اشتباه و توهم دانسته‌اند[۱۰]. در مقابل، گروهی او را از راویان موثق[۱۱]، ممدوح[۱۲] و ثقه امامی قلمداد کرده‌اند[۱۳]. همچنین بنابر حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: وی به سبب نیکی به پدرش مورد محبت ایشان قرار گرفته است[۱۴]؛ افزون بر این، طبق روایتی دیگر گویا وی در ابتدا به امامت اسماعیل، فرزند امام صادق(ع)، اعتقاد داشت که حضرت به هدایت وی و تصحیح باورش پرداختند[۱۵]. کتاب اصل از آثار اوست[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بالحاء المهملة، و الیاء المشددة المنقطة تحتها نقطتین؛ (ایضاح الاشتباه، ص۹۳). الصیرفی: بفتح الصاد المهملة و سکون الیاء آخر الحروف و فتح الراء و فی آخرها الفاء، هذه نسبة معروفة لمن یبیع الذهب}}؛ سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۵۷۴.
  2. رجال البرقی، ص۲۸.
  3. ر.ک: رجال البرقی، ص۲۸؛ رجال الطوسی، ص۱۶۱، ش۱۸۲۱.
  4. ر.ک: الکافی، ج۶، ص۲۶، ح۱.
  5. ر.ک: طبقات رجال الکافی، ص۷۱.
  6. الکافی، ج۲، ص۳۵۶، ح۲؛ تهذیب الاحکام، ج۵، ص۲۱، ح۷.
  7. ر.ک: حاوی الاقوال، ج۳، ص۲۵۸، ش۱۲۲۰.
  8. «إسماعیل بن عمار أخو إسحاق، روی الکشی حدیثا - فی طریقه ضعف - أن الصادق(ع) کان إذا رآهما قال: و قد یجمعهما لأقوام، یعنی الدنیا و الآخرة، و قد ذکرنا سند الحدیث فی الکتاب الکبیر، و الأقوی عندی التوقف فی روایته حتی تثبت عدالته»؛ خلاصة الاقوال، رجال العلامة الحلی، ص۹۰، ش۲۰.
  9. "إسماعيل بن عمار من أصحاب الصادق(ع) وكان فطحياً إلا أنه ثقة أصل" معالم العلماء، ص۴۶، ش۵۲.
  10. و ما قاله (یعنی ابن شهر آشوب) فی إسماعیل فهو شیء قد انفرد به، و لم یشارکه أحد من علماء الرجال، فإنهم - بأسرهم - ذکروا إسماعیل بن عمار، و لم یقل أحد منهم: إنه کان فطحیا ثقة، و لا أن له أصلا. و لا ریب فی کون ذلک وهما؛ الفوائد الرجالیة، رجال السید بحر العلوم؛ ج۱، ص۳۰۲.
  11. و کان فطحیا، إلا أنه ثقة؛ طوسی، الفهرست، ص۳۹، ش۵۲.
  12. و ابن عمار (ح) مراد علامه مجلسی از علامت (ح) یعنی ممدوح. الوجیزه، ص۳۱، ش۲۱۰؛
    الظاهر أن الرجل من الحسان، لا لروایة عمار بن حیان، فإنه لم یثبت توثیقه، بل لروایة الکشی، فإنها واضحة الدلالة و قویة السند فإن محمد ابن نصیر الذی یروی عنه محمد بن مسعود هو الکشی الثقة و زیاد القندی ثقة علی الأظهر؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۷۵، ش۱۴۰۲.
  13. علامه مامقانی: فذکره النجاشی فی ترجمة أخیه إسحاق، و لم یتعرض له بقدح و لا مدح... و سپس برای اثبات وثاقتش به اموری استدلال می‌کند و در پایان می‌نویسد: فتحقق من ذلک کله أن الرجل من الثقات، و حدیثه من الصحاح، و الله العالم. تنقیح المقال، ج۱۰، ص۲۶۰ - ۲۶۱، ش۲۳۷۳.
    علامه شوشتری از نوشته نجاشی وثاقت راوی را برداشت می‌کند؛ زیرا پس از نقل عبارت علامه مامقانی درباره سکوت نجاشی از جرح و تعدیل اسماعیل بن عمار نوشته است: ثم من أین أن النجاشی ذکره ساکتا؟ بل الظاهر تشریکه له مع أخیه - إسحاق - فی الوثاقة؛ (قاموس الرجال، ج۲، ص۹۳، ش۸۶۱).
  14. الکافی، ج۲، ص۱۶۱، ح۱۲.
  15. النعمانی، الغیبه، ص۳۴۲، ح۱.
  16. "إسماعيل بن عمار من أصحاب الصادق(ع) وكان فطحياً إلا أنه ثقة أصل" معالم العلماء، ص۴۶، ش۵۲.
  17. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۱۹۵-۲۰۴.