اماناة بن قیس
| اماناة بن قیس | |
|---|---|
تصویر قدیمی مدینه | |
| نام کامل | أماناه بن قیس بن شیبان بن عاتک بن معاویه |
| جنسیت | مرد |
| از قبیله | کنده |
| از تیره | بنیمعاویه |
| پسر | یزید بن اماناة بن قیس |
| طول عمر | ۱۶۰ و یا ۳۲۰ سال |
| دین | اسلام |
| از اصحاب | پیامبر اکرم(ص) |
مقدمه
نام و نسب وی أماناه بن قیس بن شیبان بن عاتک بن معاویه و از تیره بنو معاویه قبیله کنده بود. در مورد او گفتهاند با وفدی نزد رسول خدا(ص) آمد. ابن حجر[۱] به نقل از طبری[۲] و ابن شاهین و ابن فتحون، او را از صحابه شمرده است و از او در قسم اول (صحابه) نام میبرد.
او عمری دراز داشت و از معمرین بود[۳] و به اختلاف، سن او را ۱۶۰[۴] و ۳۲۰ سال برشمردهاند[۵]. داشتن عمر بلندی همچون سن و سال او، آرزوی بسیاری از مردم، از جمله عوضه (عویضه) بن بدا[۶] از بنوبراء [۷] شاعر نخعی بود. او چنین سروده است:
| أَلاَ لَيْتَني عُمِّرْتُ يا أٌمَّ خَالِدٍ | كَعُمْرِ أَمَانَاةِ بن قَيْسِ بن شَيْبَانِ | |
| لَقَدْ عَاشَ حَتَّى قِيلَ لَيْسَ بِمَيِّتٍ | وأَفْنى فِئَاماً مِنْ كُهُولٍ وشُبَّانِ |
- خطاب به «ام خالد» یا «ام مالک» میگوید: ای کاش عمرم همچون عمر اماناه پسر قیس بن شیبان دراز بود. او آن قدر زیست که میگفتند نمیمیرد، در حالی که گروههایی از پیران و جوانان را از دست داد[۸].
او فرزندی به نام یزید داشت که در آن وفد نزد رسول الله(ص) شرکت داشت و بعدها در جریان رده مرتد گردید و در نبرد «یوم النجیر» در دوران ابوبکر کشته شد[۹]. نجیر نام روستا و دژی از دژهای بلند حضرموت بود که اهالی آنجا با اشعث بن قیس مرتد شدند و در سال دوازده پس از محاصره، شکست خوردند[۱۰]. تنها ذهبی[۱۱] میان پدر و فرزند خلط کرده و أماناه را مرتد شمرده است و گوید: او در هر صورت از شمار صحابه خارج شده است.[۱۲]
جستارهای وابسته
- کنده (قبیله)
- بنیمعاویه (قبیله)
- یزید بن اماناة بن قیس (فرزند)
منابع
پانویس
- ↑ ابن حجر، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ طبری، ج۱۱، ص۵۴۵.
- ↑ طبری، ج۱۱، ص۵۴۵.
- ↑ کراجکی، ص۲۵۳.
- ↑ ابن حجر، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ طبری، ج۱۱، ص۵۴۵.
- ↑ احتمال تصحیف در بدا و براء وجود دارد
- ↑ طبری، ج۱۱، ص۵۴۵؛ کراجکی، ص۲۵۳.
- ↑ بلاذری، ج۱، ص۱۲۴؛ طبری، ج۱۱، ص۵۴۵؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ ابن سعد، ج۳، ص۵۹۸؛ یاقوت حموی، ج۲، ص۲۷۱ و ج۵، ص۲۷۲ و ۲۷۴.
- ↑ ذهبی، ج۱، ص۲۷.
- ↑ حیدری آقایی، محمود، مقاله «اماناة بن قیس»، دانشنامه سیره نبوی ج۲، ص۱۲۳-۱۲۴.