خثیم قاری
آشنایی اجمالی
وی از تیره «قاره»[۱] بود و از این رو، او را با نسبت قاری معرفی کردهاند[۲]. قاره، همان هون بن خزیمه، از قبیله کنانه است[۳]. برخی منابع وی را «خثیم بن قاره» معرفی کردهاند[۴] که اگر ناشی از اشتباه در چاپ و مانند آن نباشد، ناشی از تصحیف یا خطاست؛ چراکه قاره نام قبیله اوست.
در صحابی بودن وی اختلاف است. برخی منابع وی را از تابعین دانستهاند[۵] اما ابن حجر[۶]، در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) از وی یاد کرده و میگوید: او زمان رسول خدا(ص) را درک کرد و از عمر روایت شنید. بر اساس این روایت وی میگوید: در مروه نزد عمر آمدم در حالی که داشت به مردم اموالی میبخشید. گفتم: به من و نسل من نیز ببخش! اما او روی برگرداند و گفت: اینجا حرم خداوند است و بومی و غیر بومی در آن مساوی هستند. خثیم گوید: سپس من کسانی را که به آنان اموال بخشیده شده بود دیدم که برخی فروخته بودند و برخی به ارث گذاشته بودند، اما به من چیزی داده نشد؛ چون هم برای خودم و هم برای نسل خود خواسته بودم[۷].[۸]
جستارهای وابسته
- بنیکنانه (قبیله)
منابع
پانویس
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۱۰.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۷۸.
- ↑ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۹۰.
- ↑ ر.ک: ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۱۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج۸، ص۲۶۸.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۱۰؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۱۳.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۰؛ و بخش نخست روایت، بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۱۰.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «خثيم قاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۲۴.