خطبه ۲۲۸ نهج البلاغه

مقدمه

این کلام کوتاه تعریف از شخصیتی می‌کند که در دوران زندگی خود، وظایف خویش را انجام داد و پاکدامن از دنیا رفت و در حفظ سنّت پیامبر اکرم(ص) و اطاعت پروردگار کوشید. در مورد اینکه این شخص چه کسی بوده، میان شارحان نهج البلاغه اختلاف شدیدی است. شارحان اهل تسنن مانند ابن ابی الحدید و محمد عبده، این سخن را اشاره به خلیفه دوم می‌دانند و می‌گویند علی(ع) آن را بعد از فوت عمر گفت در حالی که چنین چیزی با خطبه‌های دیگر نهج البلاغه هماهنگ نیست؛ زیرا امام(ع) در خطبه شقشقیه شکایت زیادی از حکومت خلیفه دوم دارد و در خطبه‌ها و برخی نامه‌های نهج البلاغه از غصب خلافت، شدیدا شکایت می‌کند. چگونه می‌توان آن‌همه را نادیده گرفت و این کلام مبهم و مجمل را ناظر به خلیفه دوم دانست؟!

جالب اینکه طبری‌[۱] که این سخن را درباره عمر می‌داند آن را از مغیرة بن شعبه نقل کرده که از دشمنان علی(ع) است. عجیب اینکه ابن ابی الحدید می‌گوید: من در نسخه‌ای از نهج البلاغه که به خط رضی نوشته شده بود دیدم که در زیر کلمه «فلان» عمر نوشته شده بود و این نشان می‌دهد که رضی هم‌چنین عقیده‌ای داشته است‌[۲]، در حالی که هیچ بعید نیست که این نسخه (اگر اصالت داشته باشد) سال‌ها دست این و آن بوده و برخی این کلمه را ذیل آن نوشته‌اند. عجیب‌تر اینکه ابن ابی الحدید در چند صفحه بعد از این عبارت (یعنی صفحه ۲۰ از جلد ۱۲) حدیثی از ابن عباس نقل می‌کند که سابقا آن را آورده‌ایم و مفهومش این است که پیامبر اکرم(ص) می‌خواست در بیماری وفاتش صریحا نام علی(ع) را به عنوان خلیفه و جانشین خود بنویسد و من مانع شدم. آیا این سخن با تفسیر ابن ابی الحدید از خطبه مورد بحث، سازگار است؟!

بر فرض که این گفته از علی(ع) درباره عمر باشد، این احتمال چندان دور نیست که سخن جنبه جدی نداشته، بلکه براساس تقیّه بوده، به ویژه آنکه طبق روایتی که در بالا اشاره شد، مغیرة بن شعبه پس از مرگ عمر این سؤال را مطرح کرد. با توجّه به اینکه مغیره مرد شروری بود و چه بسا می‌خواست با این سؤال و جواب شرّی در میان مسلمانان برپا کند حضرت به ملاحظه مصالح مسلمین این‌ جمله را بیان فرمود، وگرنه نظر واقعی حضرت درباره خلفا همان است که در خطبه شقشقیه و سایر خطب نهج البلاغه آمده است. تعبیر به فلان به جای نام عمر نیز می‌تواند مؤیّد این معنا باشد؛ زیرا این ابهام نشانه تقیّه است.

شارحان شیعه که یقین دارند این سخن نمی‌تواند درباره خلیفه دوم باشد بسیاری آن را اشاره به مالک اشتر و بعضی به سلمان فارسی دانسته‌اند. به نظر می‌رسد که احتمال اوّل مناسب‌تر است و با موقعیت مالک و نقش او در میان اصحاب امیر مؤمنان(ع) و فرماندهی او در لشکر و فکر بلند و عزم راسخش تناسب دارد[۳].

منابع

پانویس

  1. تاريخ طبرى، ج ۳، ص ۲۸۵، حوادث سال ۲۳ هجرى.
  2. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ۱۲، ص ۳.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۰، ص۴۱۵ ـ ۴۱۷.