ذکوان مولی عمر
آشنایی اجمالی
از وی با نام «ذکوان مولی ملکالدار» نیز یاد کردهاند[۱] بدان سبب که گفتهاند، ملکالدار[۲] ذکوان را ازاد کرد[۳]. وی در یوم الدار[۴] حضور داشت و در کوفه سکونت گزید[۵].
از میان صحابهنگاران تنها ابن حجر[۶]، در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) از وی یاد کرده و میگوید: او زمان رسول خدا(ص) را درک کرد و ابوالحسین رازی (م ۳۴۷) در کتاب من روی عن الشافعی میگوید: معاویه، «ذکوان مولی عمر» را بر عشور (مالیات) کوفه گمارد و داستانی در این باره نقل کرده است. داستان مورد نظر ابن حجر را ابن عساکر[۷] چنین نقل میکند: ذکوان نزد معاویه رفت و معاویه او را بر عشور گمارد، اما پس از مدتی چیزهایی درباره او شنید که برایش خوشایند نبود، از این رو او را عزل کرد و ضحاک بن قیس فهری را بر کوفه گمارد و به او گفت از ذکوان ۵۰ هزار درهم بگیرد. ذکوان با نامهای نزد معاویه آمد. در این دیدار معاویه به او گفت: قریش میداند که ما همیشه با اسبیم (کنایه از شجاعت همیشگی) و ذکوان گفت: ما هم از شجاعان اسبسواریم، معاویه گفت: ۱۰۰ هزار از آن تو و تو راضی باش. اما او راضی نشد تا به ۲۰۰ هزار افزایش داد و باز راضی نشد از این رو، مبلغ را افزایش داد چندان که او راضی شد. ذکوان صبر کرد تا از دست ضحاک نجات یابد و پس از آنکه نجات یافت در هجو او شعری سرود. گویا ضحاک با تازیانه او را زده بود؛ از این رو، او در این شعر ضحاک را هجو کرد و با این شعر میان قریش ظواهر[۸] و قریش بطائح[۹] فرق گذاشت[۱۰]. گفتهاند وی نخستین کسی بود که میان آنان چنین تمایزی قائل شد[۱۱].[۱۲]
منابع
پانویس
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۴۴.
- ↑ کسی که اداره هزینه اهل خانه عمر را به عهده داشت.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۷۸.
- ↑ هنگام محاصره عثمان که منجر به قتل او شد.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۵۵.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۷، ص۳۲۲.
- ↑ ساکنان پیرامون مکه.
- ↑ کسانی که در داخل دره مکه ساکن هستند.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹؛ نیز، ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۸.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «ذكوان مولى عمر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۸۰.