جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
جشمی، به [[جشم بن خزرج]] از [[انصار]] و نیز تیرهای از [[بکر بن وائل]] منسوب است <ref>سمعانی، ج۲، ص۶۱.</ref>. [[دولابی]]<ref>دولابی، ج۱، ص۱۰۴.</ref> نام او را [[دیلم بن هوشع]] یا هوسَع دانسته است، اما دیگران<ref>بخاری، ج۳، ص۲۴۹؛ ابن حبان، ج۶، ص۲۹۱؛ ابونعیم، ج۶، ص۳۰۴۲؛ ابن ابی حاتم، ج۳، ص۴۳۴.</ref> این نام را برای ابووهب جَیشانی دانستهاند. دولابی، [[سخن]] [[بخاری]] را که به جای جشمی، جیشانی گفته، آورده است و با این نقل، پنداشته که این دو یکی است. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref> جشمی و جیشانی را دو نفر دانسته که اولی از [[صحابه]] و حدیثش نزد [[اهل]] یمامه شناخته شده است، و دومی از [[تابعین]] و [[مصری]] است (هر چند جیشان در [[یمن]] است) که [[یزید بن ابی حبیب]]، استاد [[ابن اسحاق]] از او [[روایت]] میکند. از نظر انتساب هم عدم [[اتحاد]] این دو [[کنیه]] [[تأیید]] میشود؛ زیرا جیشانیها [[حمیری]] و [[یمنی]] هستند<ref>به نظر میرسد با توجه به نام دیلم، این افراد ایرانی الاصل بوده که به یمن منتقل شدهاند.</ref> و [[سمعانی]]<ref>سمعانی، ج۲، ص۱۴۴.</ref> ذیل این نسبت، از ابووهب جیشانی دیلم بن هوشع نام برده است. | جشمی، به [[جشم بن خزرج]] از [[انصار]] و نیز تیرهای از [[بکر بن وائل]] منسوب است <ref>سمعانی، ج۲، ص۶۱.</ref>. [[دولابی]]<ref>دولابی، ج۱، ص۱۰۴.</ref> نام او را [[دیلم بن هوشع]] یا هوسَع دانسته است، اما دیگران<ref>بخاری، ج۳، ص۲۴۹؛ ابن حبان، ج۶، ص۲۹۱؛ ابونعیم، ج۶، ص۳۰۴۲؛ ابن ابی حاتم، ج۳، ص۴۳۴.</ref> این نام را برای ابووهب جَیشانی دانستهاند. دولابی، [[سخن]] [[بخاری]] را که به جای جشمی، جیشانی گفته، آورده است و با این نقل، پنداشته که این دو یکی است. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref> جشمی و جیشانی را دو نفر دانسته که اولی از [[صحابه]] و حدیثش نزد [[اهل]] یمامه شناخته شده است، و دومی از [[تابعین]] و [[مصری]] است (هر چند جیشان در [[یمن]] است) که [[یزید بن ابی حبیب]]، استاد [[ابن اسحاق]] از او [[روایت]] میکند. از نظر انتساب هم عدم [[اتحاد]] این دو [[کنیه]] [[تأیید]] میشود؛ زیرا جیشانیها [[حمیری]] و [[یمنی]] هستند<ref>به نظر میرسد با توجه به نام دیلم، این افراد ایرانی الاصل بوده که به یمن منتقل شدهاند.</ref> و [[سمعانی]]<ref>سمعانی، ج۲، ص۱۴۴.</ref> ذیل این نسبت، از ابووهب جیشانی دیلم بن هوشع نام برده است. | ||
[[طبرانی]]<ref>طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۰.</ref>، [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، ص۳۰۴۲.</ref>، [[ابن منده]]<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>، دولابی<ref>دولابی، ج۱، ص۱۰۴.</ref> ابن عبدالبر <ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref>، [[بغوی]]، ابن سکن، [[ابواحمد]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۷۴.</ref>، مزی<ref>مزی، ج۳۴، ص۳۹۴.</ref> و [[ذهبی]]<ref>کاشف، ج۲، ص۴۷۱.</ref>، ابووهب جشمی را [[صحابی]] دانستهاند. وی از [[رسول خدا]]{{صل}} دو یا سه [[حدیث]] (گاه حدیث اول تقطیع شده و در دو حدیث آمده است) درباره نامگذاری [[فرزندان]] به اسامی انبیا و محبوبترین و زشتترین اسامی نزد [[خدا]] و اینکه همیشه اسبان برای [[جنگ]] آماده باشند، نقل کرده است <ref>احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۴۵. وی هر دو متن را با یک سند نقل کرده است و این موضوع، تک روایت بودن آنها را صحیح به نظر میرساند؛ چنانکه ابویعلی، ج۱۳، ص۱۱۱ و ۱۱۵ چنین کرده است. ابوداود، ج۱، ص۵۷۳ و ۵۷۵ و ج۲، ص۴۶۶؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۱؛ ابن عبد البر، ج۴، ص۳۳۸؛ بیهقی، ج۶، ص۳۳۰ و ج۹، ص۳۰۶.</ref>. ابونعیم<ref>ابونعیم، ج۶، ص۳۰۴۲.</ref> تنها بخش آخر [[روایت]] را آورده و روایت دیگری از ابووهب جشمی از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده که آن [[حضرت]] به داشتن اسب سیاه یا سرخ مایل به سیاه (سرخ دم سیاه) و نجیب و پاسفید سفارش کردهاند. برخی نیز تمام این مطالب را در یک متن آوردهاند<ref>احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۴۵؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۱.</ref>. | [[طبرانی]]<ref>طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۰.</ref>، [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، ص۳۰۴۲.</ref>، [[ابن منده]]<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>، دولابی<ref>دولابی، ج۱، ص۱۰۴.</ref> ابن عبدالبر <ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref>، [[بغوی]]، ابن سکن، [[ابواحمد]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۷۴.</ref>، مزی<ref>مزی، ج۳۴، ص۳۹۴.</ref> و [[ذهبی]]<ref>کاشف، ج۲، ص۴۷۱.</ref>، ابووهب جشمی را [[صحابی]] دانستهاند. وی از [[رسول خدا]] {{صل}} دو یا سه [[حدیث]] (گاه حدیث اول تقطیع شده و در دو حدیث آمده است) درباره نامگذاری [[فرزندان]] به اسامی انبیا و محبوبترین و زشتترین اسامی نزد [[خدا]] و اینکه همیشه اسبان برای [[جنگ]] آماده باشند، نقل کرده است <ref>احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۴۵. وی هر دو متن را با یک سند نقل کرده است و این موضوع، تک روایت بودن آنها را صحیح به نظر میرساند؛ چنانکه ابویعلی، ج۱۳، ص۱۱۱ و ۱۱۵ چنین کرده است. ابوداود، ج۱، ص۵۷۳ و ۵۷۵ و ج۲، ص۴۶۶؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۱؛ ابن عبد البر، ج۴، ص۳۳۸؛ بیهقی، ج۶، ص۳۳۰ و ج۹، ص۳۰۶.</ref>. ابونعیم<ref>ابونعیم، ج۶، ص۳۰۴۲.</ref> تنها بخش آخر [[روایت]] را آورده و روایت دیگری از ابووهب جشمی از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده که آن [[حضرت]] به داشتن اسب سیاه یا سرخ مایل به سیاه (سرخ دم سیاه) و نجیب و پاسفید سفارش کردهاند. برخی نیز تمام این مطالب را در یک متن آوردهاند<ref>احمد بن حنبل، ج۴، ص۳۴۵؛ طبرانی، ج۲۲، ص۳۸۱.</ref>. | ||
بر خلاف تمام کسانی که ابووهب جشمی را [[صحابی]] میدانند، [[ابن ابی حاتم]]<ref>ابن ابی حاتم، ج۵، ص۳۲۶؛ ابن حجر، ج۷، ص۷۴</ref> به نقل از [[پدر]] خود بیان داشته که ابووهب جشمی، همان ابو وهب کلاعی عبیدالله بن عبید، [[تابعی]] مشهور است و راویانی که او را صحابی دانستهاند [[اشتباه]] کردهاند. ابن قطان فاسی ([[قاضی]] [[ابوالحسن علی بن محمد]]) این نظر ابن ابی حاتم را ناشی از خلط چشمی با کلاعی دانسته است. [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۳۸، ص۴۳.</ref> میافزاید که جشمی، صحابی و کلاعی، از [[تابعین]] است. [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۵، ص۲۶۲.</ref> نیز میگوید: ابووهب کلاعی توهم است و جشمی صحیح است؛ زیرا [[عقیل بن شبیب]] [[راوی]] ابووهب، تنها از جشمی نقل میکند. اما [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۷۴.</ref> به کتاب العلل [[ابوحاتم]] مراجعه کرده و دیده است که ابوحاتم درباره این [[حدیث]] بسیار تفحص کرده و معلوم شده که این حدیث از ابووهب کلاعی و مرسل است و در این باره توضیحات کافی در آن کتاب آمده است. | بر خلاف تمام کسانی که ابووهب جشمی را [[صحابی]] میدانند، [[ابن ابی حاتم]]<ref>ابن ابی حاتم، ج۵، ص۳۲۶؛ ابن حجر، ج۷، ص۷۴</ref> به نقل از [[پدر]] خود بیان داشته که ابووهب جشمی، همان ابو وهب کلاعی عبیدالله بن عبید، [[تابعی]] مشهور است و راویانی که او را صحابی دانستهاند [[اشتباه]] کردهاند. ابن قطان فاسی ([[قاضی]] [[ابوالحسن علی بن محمد]]) این نظر ابن ابی حاتم را ناشی از خلط چشمی با کلاعی دانسته است. [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۳۸، ص۴۳.</ref> میافزاید که جشمی، صحابی و کلاعی، از [[تابعین]] است. [[هیثمی]]<ref>هیثمی، ج۵، ص۲۶۲.</ref> نیز میگوید: ابووهب کلاعی توهم است و جشمی صحیح است؛ زیرا [[عقیل بن شبیب]] [[راوی]] ابووهب، تنها از جشمی نقل میکند. اما [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۷۴.</ref> به کتاب العلل [[ابوحاتم]] مراجعه کرده و دیده است که ابوحاتم درباره این [[حدیث]] بسیار تفحص کرده و معلوم شده که این حدیث از ابووهب کلاعی و مرسل است و در این باره توضیحات کافی در آن کتاب آمده است. | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
چنانچه در میان تابعین، شخصی به نام ابووهب جشمی نداشته باشیم، بیان ابوحاتم نه تنها [[ارتباط]] این دو حدیث بالا را با ابو وهب جشمی رد میکند، بلکه از اساس وجود چنین شخصی را نیز [[انکار]] مینماید؛ زیرا تنها دلیل بر وجود وی، این دو روایت است<ref>ر. ک: ذهبی، میزان، ج۳، ص۸۸.</ref> و این مخالف تمام گفتهها و نقلهای [[صحابه]] نگارانی است که در صدر این مدخل بیان شد؛ مگر اینکه همانند [[دولابی]]، ابووهب جشمی را همان ابووهب جیشانی بدانیم که از [[تابعین]] است و البته این نظری [[اشتباه]] به نظر میرسد. | چنانچه در میان تابعین، شخصی به نام ابووهب جشمی نداشته باشیم، بیان ابوحاتم نه تنها [[ارتباط]] این دو حدیث بالا را با ابو وهب جشمی رد میکند، بلکه از اساس وجود چنین شخصی را نیز [[انکار]] مینماید؛ زیرا تنها دلیل بر وجود وی، این دو روایت است<ref>ر. ک: ذهبی، میزان، ج۳، ص۸۸.</ref> و این مخالف تمام گفتهها و نقلهای [[صحابه]] نگارانی است که در صدر این مدخل بیان شد؛ مگر اینکه همانند [[دولابی]]، ابووهب جشمی را همان ابووهب جیشانی بدانیم که از [[تابعین]] است و البته این نظری [[اشتباه]] به نظر میرسد. | ||
[[روایت]] دیگری از او نقل شده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "هر مسکری [[حرام]] است"<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. این روایت را به ابووهب جیشانی نسبت دادهاند. اوزاعی و [[ابواحمد عسکری]] آوردهاند که ابو وهب جیشانی دیلم بن همیسع بر [[پیامبر]] وارد شد و از نوشیدنیها پرسید<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸؛ ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. ابن عبدالبر <ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref> ضمن اظهار این مطلب که نمیدانم این جیشانی آیا همان جشمی است یا نه میگوید: آنچه در روایت نقل شده، ابووهب جیشانی است، اما به دلیل [[تابعی]] بودن وی، ابووهب جشمی را صحیح دانستهاند. | [[روایت]] دیگری از او نقل شده که [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "هر مسکری [[حرام]] است"<ref>ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. این روایت را به ابووهب جیشانی نسبت دادهاند. اوزاعی و [[ابواحمد عسکری]] آوردهاند که ابو وهب جیشانی دیلم بن همیسع بر [[پیامبر]] وارد شد و از نوشیدنیها پرسید<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸؛ ابن اثیر، ج۶، ص۳۲۳.</ref>. ابن عبدالبر <ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۸.</ref> ضمن اظهار این مطلب که نمیدانم این جیشانی آیا همان جشمی است یا نه میگوید: آنچه در روایت نقل شده، ابووهب جیشانی است، اما به دلیل [[تابعی]] بودن وی، ابووهب جشمی را صحیح دانستهاند. | ||
تحقیق مطلب این است که این روایت از دیلم [[حمیری]] است. به نظر میرسد همانطور که در [[سند حدیث]] آمده، ابووهب جیشانی صحیح باشد، ولی چون روایت مرسل بوده، [[تصور]] کردهاند ابووهب جیشانی [[صحابی]] است؛ به ویژه که برخی، نام او را [[دیلم بن هوشع]] دانستهاند و این نیز سبب دیگری برای چنین توهمی شده است. اما از آنجا که وی تابعی است و ابن یونس چنین نامی را برای ابووهب جیشانی اشتباه دانسته است، برخی را بر آن داشته تا این روایت را از ابووهب جشمی صحابی بدانند؛ در حالی که هر دو<ref>این مطلب که روایت از جشمی یا جیشانی باشد.</ref> غلط است و روایت از دیلم حمیری است.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابووهب جشمی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۵۳-۵۵۴.</ref> | تحقیق مطلب این است که این روایت از دیلم [[حمیری]] است. به نظر میرسد همانطور که در [[سند حدیث]] آمده، ابووهب جیشانی صحیح باشد، ولی چون روایت مرسل بوده، [[تصور]] کردهاند ابووهب جیشانی [[صحابی]] است؛ به ویژه که برخی، نام او را [[دیلم بن هوشع]] دانستهاند و این نیز سبب دیگری برای چنین توهمی شده است. اما از آنجا که وی تابعی است و ابن یونس چنین نامی را برای ابووهب جیشانی اشتباه دانسته است، برخی را بر آن داشته تا این روایت را از ابووهب جشمی صحابی بدانند؛ در حالی که هر دو<ref>این مطلب که روایت از جشمی یا جیشانی باشد.</ref> غلط است و روایت از دیلم حمیری است.<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابووهب جشمی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۵۳-۵۵۴.</ref> | ||