←منابع
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
بار دیگر، چون پردهای بر در خانه آویخته بود و دو فرزند دلبندش، حسن و حسین را به زیوری از نقره آراسته بود، با اندک تغییری در [[رفتار پیامبر]] {{صل}} متوجه شد که [[خاندان پیامبر]] {{صل}} باید از طیّبات [[حلال]] زندگی نیز دست بشویند تا در سرای جاوید، هر چه بیشتر [[عزیز]] و عزیزتر باشند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۹، ح۲۲۵۲.</ref>. نیز فاطمه {{س}} آنگاه که به [[آیین]] همه [[زنان]]، گردنبند زرّین حاصل از [[غنیمت]] [[جنگی]] شوهر رشیدش را به گردن آویخت، خیلی زود با تَذکار ساده پدر، به یاد آورد که او دختر [[پیامبری]] است که وقتی میان [[فقر]] و [[غنا]]، مخیّر شد، [[فقر]] را [[اختیار]] کرد و با همه قدرتش بهسان هیچیک از [[جبّاران]] نیست. پس دخترش هم باید حتی از آنچه [[حلال]] است نیز بگذرد تا کوچکترین شباهتی به [[دختران]] جبّاران نداشته باشد<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۷، ح۲۲۵۰.</ref>. فاطمه {{س}} میدانست که اسوهشدن و ملاک و نشان [[رضایت]] و [[خشم الهی]] بودن، نیازمند [[ایثار]] و بخشیدن گردنبندی است که هر [[زن]] دیگری نیز آن را در گردن دارد<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۷، ح۲۲۵۱.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۴ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۴]]، ص ۹۰.</ref>. | بار دیگر، چون پردهای بر در خانه آویخته بود و دو فرزند دلبندش، حسن و حسین را به زیوری از نقره آراسته بود، با اندک تغییری در [[رفتار پیامبر]] {{صل}} متوجه شد که [[خاندان پیامبر]] {{صل}} باید از طیّبات [[حلال]] زندگی نیز دست بشویند تا در سرای جاوید، هر چه بیشتر [[عزیز]] و عزیزتر باشند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۹، ح۲۲۵۲.</ref>. نیز فاطمه {{س}} آنگاه که به [[آیین]] همه [[زنان]]، گردنبند زرّین حاصل از [[غنیمت]] [[جنگی]] شوهر رشیدش را به گردن آویخت، خیلی زود با تَذکار ساده پدر، به یاد آورد که او دختر [[پیامبری]] است که وقتی میان [[فقر]] و [[غنا]]، مخیّر شد، [[فقر]] را [[اختیار]] کرد و با همه قدرتش بهسان هیچیک از [[جبّاران]] نیست. پس دخترش هم باید حتی از آنچه [[حلال]] است نیز بگذرد تا کوچکترین شباهتی به [[دختران]] جبّاران نداشته باشد<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۷، ح۲۲۵۰.</ref>. فاطمه {{س}} میدانست که اسوهشدن و ملاک و نشان [[رضایت]] و [[خشم الهی]] بودن، نیازمند [[ایثار]] و بخشیدن گردنبندی است که هر [[زن]] دیگری نیز آن را در گردن دارد<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۴، ص۸۷، ح۲۲۵۱.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۴ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۴]]، ص ۹۰.</ref>. | ||
==[[سادهزیستی]]== | |||
[[پیامبر]]{{صل}} از همانندی به [[پادشاهان]] [[پرهیز]] داشت. مردی نزد وی آمد تا با آن [[حضرت]] سخن گوید، ولی چون پیامبر را دید هراسان شد و به لرزه افتاد. [[رسول خدا]]{{صل}} به او گفت: «راحت باش! من که [[پادشاه]] نیستم؛ من فرزند همان زنی هستم که گوشت خشکیده میخورد»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۹.</ref>. | |||
رسول خدا{{صل}} هر چه را مغایر سادهزیستی بود، کنار زد و هرگونه تشریفاتی را زیر پا نهاد. جلسههای وی چنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد. چون وارد مجلس میشد، در نزدیکترین جا به محل ورود خود مینشست<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۲.</ref>. هر گاه بیگانهای وارد مجلس میشد، آن حضرت را نمیشناخت مگر اینکه بپرسد. [[انس بن مالک]] میگوید: [[مسلمانان]] چون آن حضرت را میدیدند، به رغم میلشان برایش بر پا نمیخاستند؛ زیرا میدانستند چنین کاری را خوش نمیدارد<ref>ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص۱۹۱.</ref>. رسول خدا{{صل}} خود میفرمود: «همچون [[بندگان]] [[خوراک]] میخورم و چون بردگان مینشینم که همانا من [[بنده]] [[[خدا]]] هستم»<ref>جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۲۱؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۶.</ref> و میفرمود: «مرا بالاتر از آنچه هستم قرار دهید. [[خداوند]] پیش از آنکه مرا [[رسول]] خویش گیرد، بنده خود گرفته است»<ref>خرگوشی، شرف النبی، ج۴، ص۳۷۵.</ref>. | |||
[[راه و رسم]] رسول خدا{{صل}} این بود که تا حد ممکن کارهای خویش را خود انجام دهد و به دیگران تکیه نکند. میفرمود: «هرگز در کارهای خود از دیگران کمک نخواهید و به دیگران تکیه نکنید؛ اگرچه برای قطعهای چوب [[مسواک]] باشد»<ref>مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۸۹.</ref>. رسول خدا{{صل}} هیچگاه سربار دیگران نبود و کارهایش را حتی در [[منزل]] خود انجام میداد<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۳۲۸.</ref>. در سفرها نیز سربار دیگران نبود و در [[کارها]] کمک میکرد و چون همراهان میگفتند کارها را انجام میدهند، میفرمود: «میدانم که شما کار را انجام میدهید، ولی [[دوست]] ندارم امتیازی بر شما داشته باشم؛ زیرا خداوند دوست نمیدارد بندهاش را در میان [[یاران]] خود متمایز ببیند»<ref>شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۷، ص۱۳.</ref>. | |||
با [[مردم]] بسیار [[مهربان]] بود. چنان که مشغول [[نماز]] بود و کسی در کنارش مینشست، نماز خود را زودتر میگزارد و به او میفرمود: آیا خواستهای داری؟<ref>قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۴۹؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. هر کس نزد ایشان میرفت، بدو [[احترام]] میگذاشت و او را بر تشک خود مینشاند<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۱.</ref>. | |||
گاه [[فرزندان]] خردسال را به حضور [[پیامبر]] میآوردند تا برای [[برکت]] یافتن، برایشان [[دعا]] کند و از [[خداوند]] خیر و برکت بخواهد یا نامگذاری کند. [[رسول خدا]]{{صل}} به خاطر [[دلجویی]] بستگان آن فرزند، وی را میگرفت و در دامان خویش مینهاد. گاه اتفاق میافتاد که [[کودک]] روی [[لباس]] آن [[حضرت]] ادرار میکرد. برخی که حضور داشتند، بر سر فرزند داد میکشیدند، ولی ایشان آنها را باز میداشت و [[صبر]] میکرد تا کودک آرام گیرد، آنگاه دعا یا نامگذاری را به پایان میبرد<ref>بخاری، الصحیح، ج۷، ص۷۶؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۷، ص۲۸۹.</ref>. حضرت حتی سراغ ضعیفترین افراد را میگرفت. [[زن]] سیاه پوستی در [[مدینه]] بود که کارهای [[مسجدالنبی]]{{صل}} را انجام میداد. چون درگذشت، مردم به [[خیال]] اینکه این حادثه برای رسول خدا{{صل}} اهمیت ندارد، به وی اطلاع ندادند. چون رسول خدا{{صل}} پس از چند [[روز]] خبردار شد، از آنان [[گله]] کرد و بر سر [[قبر]] او رفت و بر او [[درود]] فرستاد<ref>احمد بن حنبل، مسند، ج۲، ص۳۵۳؛ خزاعی، تخریج الدلالات السمعیه، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۲۱۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۹۹: | خط ۱۰۷: | ||
# [[پرونده:1379758.jpg|22px]] [[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|'''سیره نبوی از نگاه استاد مطهری''']] | # [[پرونده:1379758.jpg|22px]] [[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|'''سیره نبوی از نگاه استاد مطهری''']] | ||
# [[پرونده:1379263.jpg|22px]] [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۴ (کتاب)|'''سیره پیامبر خاتم ج۴''']] | # [[پرونده:1379263.jpg|22px]] [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۴ (کتاب)|'''سیره پیامبر خاتم ج۴''']] | ||
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||