←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
در این راستا میتوان برخی از نظامهای سیاسی مدل [[زمان]] حاضر، مانند نظام سیاسی فرانسه را، از مصادیق نظام مختلط به شمار آورد؛ زیرا نظام سیاسی فرانسه پس از [[انقلاب]]، متأثر از نظامهای پارلمانی [[انگلستان]] و [[رژیم جمهوری]] [[آمریکا]] به صورت مختلط از دو نظام مدل زمان خود به وجود آمد و این حالت میتواند نسبت به سه [[نظام]] مدل معاصر، نیز تحقق یابد، البته [[نظامهای سیاسی]] [[مارکسیستی]] و [[سوسیالیستی]] تجربههای جدیدی را در [[اختیار]] کشورهای [[سرمایهداری]] قرار داد و تعدادی از کشورهای وابسته به سرمایهداری، بخشی از تجربیات دولتهای مارکسیستی را به خود جذب کردند، مانند شورای مردمی، [[نظام شورایی]]، تعاونیها، سهیم کردن [[کارگران]] در کارگاهها، رابطۀ تنگاتنگ [[حزب]] و [[دولت]] از جمله آثار فراوانی است که بسیاری از کشورها تحت تأثیر [[مارکسیسم]] بینالمللی، آنها را در [[قوانین]] خود گنجاندند. همچنین بسیاری از کشورهای تازه به [[استقلال]] رسیده تحت تأثیر [[فرهنگ سیاسی]] غرب و [[دموکراسی]]، بخشی از این فرهنگ سیاسی را به قوانین خود وارد کرده و از آنها بهره گرفتند. | در این راستا میتوان برخی از نظامهای سیاسی مدل [[زمان]] حاضر، مانند نظام سیاسی فرانسه را، از مصادیق نظام مختلط به شمار آورد؛ زیرا نظام سیاسی فرانسه پس از [[انقلاب]]، متأثر از نظامهای پارلمانی [[انگلستان]] و [[رژیم جمهوری]] [[آمریکا]] به صورت مختلط از دو نظام مدل زمان خود به وجود آمد و این حالت میتواند نسبت به سه [[نظام]] مدل معاصر، نیز تحقق یابد، البته [[نظامهای سیاسی]] [[مارکسیستی]] و [[سوسیالیستی]] تجربههای جدیدی را در [[اختیار]] کشورهای [[سرمایهداری]] قرار داد و تعدادی از کشورهای وابسته به سرمایهداری، بخشی از تجربیات دولتهای مارکسیستی را به خود جذب کردند، مانند شورای مردمی، [[نظام شورایی]]، تعاونیها، سهیم کردن [[کارگران]] در کارگاهها، رابطۀ تنگاتنگ [[حزب]] و [[دولت]] از جمله آثار فراوانی است که بسیاری از کشورها تحت تأثیر [[مارکسیسم]] بینالمللی، آنها را در [[قوانین]] خود گنجاندند. همچنین بسیاری از کشورهای تازه به [[استقلال]] رسیده تحت تأثیر [[فرهنگ سیاسی]] غرب و [[دموکراسی]]، بخشی از این فرهنگ سیاسی را به قوانین خود وارد کرده و از آنها بهره گرفتند. | ||
بهترین نمونۀ [[نظام سیاسی]] مختلط را میتوان در [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] [[مشاهده]] کرد که ضمن پایهریزی یک [[نظام اسلامی]] براساس اصول و مبانی [[شریعت اسلام]]، سعی کرده در هر مورد به تناسب ظرفیت اصول و مبانی [[اسلامی]] از ساختارها و الگوهای عادلانه استفاده کند و به جای [[تفکیک قوا]] از [[استقلال قوا]] بهره بگیرد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۹۷.</ref> | بهترین نمونۀ [[نظام سیاسی]] مختلط را میتوان در [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] [[مشاهده]] کرد که ضمن پایهریزی یک [[نظام اسلامی]] براساس اصول و مبانی [[شریعت اسلام]]، سعی کرده در هر مورد به تناسب ظرفیت اصول و مبانی [[اسلامی]] از ساختارها و الگوهای عادلانه استفاده کند و به جای [[تفکیک قوا]] از [[استقلال قوا]] بهره بگیرد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۹۷.</ref> | ||
==[[نظام سیاسی]] و [[آینده]] آن در [[جهان اسلام]]== | |||
عوامل بیرونی [[ساختار قدرت]] و ماهیت [[نظامهای سیاسی]] در جهان اسلام و از آنجمله شرایط بینالمللی و سیاستهای نوین غرب در برابر جهان اسلام به حوزه [[اندیشه سیاسی]] اختصاص دارد. | |||
عوامل درونی تا آنجا که به حوزه اندیشه سیاسی در جهان اسلام مرتبط است، به [[میزان]] قابل توجهی به [[بیداری]] و بازگشت به [[هویت اسلامی]] [[ملل مسلمان]] بستگی دارد. اگر [[توسعه سیاسی]] و بالا رفتن [[جنبش]] جمعی در رابطه با مسائل [[سیاسی]] با جنبشی در جهت بازگشت به هویت اسلامی همراه باشد، میتوان [[امیدوار]] بود که جهان اسلام حداقل در سطح ملی و مردمی به مدلهای [[اسلامی]] روآورند و در [[اندیشه]] [[اهل سنت]] مسئله [[خلافت]] به شکل مدرن و متناسب با [[آرمانها]] و نیازهای معاصر مطرح شود بدانگونه که احیای [[امامت]] در [[عصر غیبت]] با الگوهای بسیار مدرن در [[اندیشه شیعی]] شکل گرفته است. [[تحول]] به نسبت عمیق که در جریان بازنگری در [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] به سال (۱۳۶۸) رخ داد، نشان از امکان تحولات بیشتر را در آینده داشت؛ بهویژه آنکه اصل تجدیدنظر در [[قانون اساسی]] در آخرین اصل به آن افزوده شد. | |||
در شرایط آکنده از [[اعتماد]] و [[حسن نیت]] [[اهل حل و عقد]] در سراسر جهان اسلام امکان رسیدن به توافق ضمنی برای طراحی یک اندیشه سیاسی قابل تطبیق با خلافت و امامت وجود دارد و اختلافهای مذهبی بهویژه بین دو [[جبهه]] اصلی یعنی [[تسنن]] و [[تشیع]] [[قادر]] به خنثی و متوقف کردن این حرکت میمون نیست. | |||
دو اصل مهم و اساسی در [[اندیشه سیاسی اسلام]] یعنی انطباق [[قوانین]] مصوب [[نمایندگان مردم]] با اصول [[شریعت اسلامی]] و رعایت شرایط اسلامی در [[انتخاب]] [[حاکمان]] نقطه عطف و مشترک بین تمامی متفکران [[مسلمان]] از هر [[مذهب]] و مسلک است. با تبیین روشنتر و تئوریزه کردن اصول مشترک میتوان در انتخاب قالبهای متناسب با [[عقیده]] و [[فرهنگ]] هر کشوری از الگوهای جدید و یا سنتی استفاده نمود. | |||
شاید مهمترین نکته در [[آینده]] [[اندیشه سیاسی]] [[جهان اسلام]]، یافتن تکنیک مناسب برای جمع بین مرکزیت به مفهوم [[خلافت]] و [[امامت]] و [[توسعه سیاسی]] و [[آزادیها]] به مفهوم معاصر است که در تبیین آن نه از [[اندیشه غرب]] بلکه از مبانی [[اندیشه سیاسی اسلام]] [[سود]] برد و الگویی که در [[بازنگری قانون اساسی]] در [[ایران]] از آن استفاده شد و جمع بین [[ولایت مطلقه فقیه]] و توسعه سیاسی به مفهوم باز آن امکانپذیر شد مبتنی بر اصل [[مصلحتاندیشی]] در [[حفظ نظام]] است که خوشبختانه این اصل هرچند در [[فقه شیعه]] به عنوان دلیل حکمساز تلقی نشده اما در بیشتر [[مذاهب اهل سنت]] کاربردی فراتر از [[استنباط]] [[حکم]] موقت بر آن متصور شده است و وجود یک نهاد برای [[تشخیص مصلحت]] میتواند در تجدید یا [[توسعه]] [[اقتدار]] [[دولت]] و نیز نوسانهای توسعه سیاسی و آزادیها را به نحو مطلوب سامان بخشید<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۸۷ – ۱۸۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۷۰۹۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||