←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۱۳: | خط ۲۱۳: | ||
دنیا همواره با گرفتاریاش [[گرفتاری]] مطلق را مجسم، و با [[شادی]] خود به شادی مطلق تشویقشان کرده است. شامگاهان، [[عافیت]] را مینماید و بامدادان چهرهای از [[فاجعه]] را نشان میدهد تا [[انگیزه]]، [[اخطار]]، [[تهدید]] و هشدار دهد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۱، ص۶۵۴.</ref>. | دنیا همواره با گرفتاریاش [[گرفتاری]] مطلق را مجسم، و با [[شادی]] خود به شادی مطلق تشویقشان کرده است. شامگاهان، [[عافیت]] را مینماید و بامدادان چهرهای از [[فاجعه]] را نشان میدهد تا [[انگیزه]]، [[اخطار]]، [[تهدید]] و هشدار دهد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۱، ص۶۵۴.</ref>. | ||
مراد از «گرفتاری مطلق» و «شادی مطلق»، بلای جهنم است که سختتر از بلای دنیا است و [[سرور]] بهشت که شدیدتر از سرور دنیا میباشد.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۹.</ref> | مراد از «گرفتاری مطلق» و «شادی مطلق»، بلای جهنم است که سختتر از بلای دنیا است و [[سرور]] بهشت که شدیدتر از سرور دنیا میباشد.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۹.</ref> | ||
===[[استدراج]] و [[امهال]]=== | |||
از [[سنتهای الهی]] که به آن [[سنت]] [[تاریخی]] نیز گفته میشود، امهال و استدراج است. [[قانون الهی]] در هلاک [[اقوام]] و نابودی اشخاص چنین است که هرگز بلافاصله پس از [[سرکشی]] و [[نافرمانی]] کسی را [[کیفر]] نمیدهد، بلکه نخست به او مهلت میدهد (امهال) و گاه در این مهلت دادن، نعمتهای مادی خود را بر او افزون میکند (استدراج). [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: | |||
[[خدا]] هرگز [[جباران]] [[دنیا]] را درهم نشکست مگر پس از آنکه مهلتهای لازم و [[نعمتهای فراوان]] بخشید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۸، ص۱۵۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۱۵۵. برای مطالعه استدراج در قرآن، ر.ک: سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵؛ سوره اعراف، آیه ۹۵، ۱۸۲-۱۸۳؛ سوره رعد، آیه ۳۲؛ سوره قلم، آیه ۴۴-۴۵؛ و برای مطالعه امهال ر.ک: سوره آل عمران، آیه ۱۷۸؛ سوره فاطر، آیه ۴۵.</ref>. | |||
امهال و استدراج در احوال شخصی افراد نیز جاری است و به اقوام و [[ملل]] اختصاص ندارد. [[حضرت امیر]]{{ع}} درباره این نوع از استدراج فرمود: | |||
اگر دیدی که [[خداوند سبحان]] [[نعمت]] را پی در پی بر تو افزون میکند در حالی که تو سرکشی میکنی، بدان که این [[نعمتها]] برای استدراج است<ref>غررالحکم، ج۳، ص۱۳۲، ح۴۰۴۷؛ و نیز ر.ک: همان، ج۴، ص۵۵۰ و ۶۸، ح۶۹۴۳ و ۵۳۱۸.</ref>. | |||
[[فلسفه]] امهال و استدراج، آنگونه که از [[آیات]] و [[روایات]] به دست میآید، عبارت است از: | |||
#استدراج نتیجه وضعی [[رفتار]] خود [[کافران]] و [[ظالمان]] است. حالت طبیعی [[گرایش به دنیا]] و [[دوری از خدا]]، جمع و تصاحب دنیا است. پس استدراج دامی است که آنان برای خود پهن کردهاند. | |||
#برخی از [[کفار]] و ظالمان [[لیاقت]] [[سعادت اخروی]] را از دست دادهاند<ref>ر.ک: {{متن قرآن|وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ}} «و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۵.</ref>. اگر اینان در این دنیا عمل [[نیکی]] انجام دهند، [[پاداش]] آن در همین [[دنیا]] به آنها داده میشود تا ظلمی متوجه آنان نشده باشد. | |||
#[[استدراج]] نوعی [[امتحان]] است؛ هم امتحان [[کافران]] و ظالمانی که گرفتار استدراج میشوند<ref>شر و خیر در فرهنگ قرآن هر دو برای امتحان است. ر.ک: {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی (مزه) مرگ را میچشد و شما را با بد و نیک میآزماییم و به سوی ما بازگردانده میشوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵.</ref>، و هم امتحان مؤمنانی که نعمتهای [[دنیوی]] کافران را [[مشاهده]] میکنند و شکی به [[دل]] راه نمیدهند<ref>ر.ک: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ}} «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.</ref>. | |||
این سه نکته در استدراج و [[امهال]] مشترک است<ref>ر.ک: {{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}} «کافران هیچ مپندارند اینکه مهلتشان میدهیم برای آنها نیکوست؛ جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه بیفزایند و آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref>. البته امهال [[مصالح]] دیگری نیز دارد؛ مانند [[فرصت]] [[توبه]] و بازگشت. اگر [[خداوند]] در [[عقاب]] [[ظالمان]] [[تعجیل]] کند و فرصت توبه و [[اصلاح]] به آنان ندهد، اولاً [[انسانی]] باقی نمیماند که از [[عقوبت]] دنیوی سالم بماند، ثانیاً با نبود فرصت توبه [[روح]] [[ناامیدی]] بر [[مردم]] [[حاکم]] میشود<ref>ر.ک: {{متن قرآن|وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا}} «و اگر خداوند مردم را به آنچه کردهاند فرو میگرفت هیچ جنبندهای را بر پشت زمین وا نمینهاد اما تا زمانی معیّن (مرگ) آنان را پس میافکند و آنگاه که اجل آنان برسد خداوند به بندگان خویش بیناست» سوره فاطر، آیه ۴۵.</ref>. | |||
گفتنی است که [[سنت]] [[ازدیاد نعمت]] به واسطه [[شکر]]، نباید با [[استدراج]] خلط شود. [[حضرت امیر]]{{ع}} شکر را هم باعث دوام و هم سبب ازدیاد نعمت میداند: | |||
دوام [[نعمتها]] در شکر آنها است<ref>غررالحکم، ج۶، ص۵۹، ح۹۵۰۰ و ج۵ ص۴۴۶ و ۴۴۵ و ۲۷۶ و ۱۷۶ و ۶۸، ح۹۱۰۵ و ۹۱۰۲ و ۸۳۳۵ و ۷۸۴۷ و ۷۴۳۵ و ج۴، ص۴۰۱ و ۳۹۹ و ۱۷۹، ح۶۴۸۵ و ۶۴۷۴ و ۵۶۶۰ و ج۱، ص۲۷۳، ح۱۰۸۸.</ref>. | |||
میوه شکر، زیادی نعمتها است<ref>غررالحکم، ج۴، ص۱۵۹ و ۱۱۲، ح۵۶۵۸ و ۵۵۴۴ و ج۳، ص۳۲۸ و ۲۰۱، ح۴۶۲۲ و ۴۱۹۸ و ج۲، ص۱۷۴ و ۱۱۹، ح۲۲۵۶ و ۲۰۴۴؛ آیات قرآن نیز بر همین مضمونند: سوره ابراهیم، آیه ۷؛ سوره اعراف، آیه ۹۶؛ سوره مائده، آیه ۶۶؛ سوره هود، آیه ۲-۳؛ سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲؛ سوره جن، آیه ۱۶.</ref>. | |||
پس چنین نیست که ازدیاد نعمت همواره استدراج باشد. این [[سنتهای الهی]] هر یک مجرایی دارد. شاید بتوان گفت که نعمتهای [[انسان]] بر اثر شکر افزون میگردد و از او گرفته نمیشود، اما در صورت [[کفران]] و [[ناسپاسی]] و [[ظلم]]، چنین نیست که حتماً [[نعمت]] از او گرفته شود؛ زیرا ممکن است [[سنت الهی]] دیگری (مانند [[امهال]] و استدراج) آن نعمتها را باقی نگه دارد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص۴۲۶ تا آخر کتاب.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۰۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||