دنیا در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۹۲: | خط ۱۹۲: | ||
آیا [[آزاد]] مردی نیست که این لقمه جویده را به اهلش واگذارد؟! [[بهایی]] برای [[جان]] شما جز [[بهشت]] نیست، پس به کمتر نفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۶، ص۷۳۸؛ غررالحکم، ج۲، ص۳۳۱، ح۲۷۶۴ – ۲۷۶۳.</ref>. | آیا [[آزاد]] مردی نیست که این لقمه جویده را به اهلش واگذارد؟! [[بهایی]] برای [[جان]] شما جز [[بهشت]] نیست، پس به کمتر نفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۶، ص۷۳۸؛ غررالحکم، ج۲، ص۳۳۱، ح۲۷۶۴ – ۲۷۶۳.</ref>. | ||
دو. [[دنیایی]] [[نکوهیده]] و بیارزش است که [[انسان]] را از آخرت بازدارد. دنیایی که انسان را به آخرت میرساند، [[پسندیده]] و [[نیکو]] است. دنیای [[ناپسند]]، دنیایی است که [[هدف]] نهایی انسان شود و او را به خود مشغول کند و از آخرت روی گرداند<ref>{{متن حدیث|النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلَانِ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ...}}؛ یعنی مردم در کار دنیا دو گونهاند: برای دنیا کار کرده و دنیا او را از آخرتش باز داشته..... نهج البلاغه، حکمت ۲۶۹) {{متن حدیث|فَإِنَّ الدُّنْيَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِهَا، وَ لَمْ يُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَيْئاً إِلَّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً}}؛ یعنی: همانا دنیا - آدمی را - سرگرم میسازد، تا جز بدان نپردازد. دنیادار به چیزی از دنیا نرسد، جز آنکه آزمندی و شیفتگی وی بدان فزون شود. (نهج البلاغه، نامه ۴۹).</ref> و انسان را [[اسیر]] خود سازد و [[خدا]]، آخرت، [[دین]] و حتی خویشتن را چنان در نظرش کوچک نماید که به دنیایش بفروشد<ref>{{متن حدیث|وَ كَذَلِكَ مَنْ عَظُمَتِ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَبُرَ مَوْقِعُهَا مِنْ قَلْبِهِ آثَرَهَا عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَانْقَطَعَ إِلَيْهَا وَ صَارَ عَبْداً لَهَا}}؛ یعنی: همچنین است کسی که دنیا در دیدهاش کلان نماید، و ارزش و اعتبار آن در دل وی فراوان نماید، آن را بر خدا مقدم سازد و جز آن به چیزی نپردازد و پایند و بنده آن شود. (نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰).</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۵.</ref> | دو. [[دنیایی]] [[نکوهیده]] و بیارزش است که [[انسان]] را از آخرت بازدارد. دنیایی که انسان را به آخرت میرساند، [[پسندیده]] و [[نیکو]] است. دنیای [[ناپسند]]، دنیایی است که [[هدف]] نهایی انسان شود و او را به خود مشغول کند و از آخرت روی گرداند<ref>{{متن حدیث|النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلَانِ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ...}}؛ یعنی مردم در کار دنیا دو گونهاند: برای دنیا کار کرده و دنیا او را از آخرتش باز داشته..... نهج البلاغه، حکمت ۲۶۹) {{متن حدیث|فَإِنَّ الدُّنْيَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِهَا، وَ لَمْ يُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَيْئاً إِلَّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً}}؛ یعنی: همانا دنیا - آدمی را - سرگرم میسازد، تا جز بدان نپردازد. دنیادار به چیزی از دنیا نرسد، جز آنکه آزمندی و شیفتگی وی بدان فزون شود. (نهج البلاغه، نامه ۴۹).</ref> و انسان را [[اسیر]] خود سازد و [[خدا]]، آخرت، [[دین]] و حتی خویشتن را چنان در نظرش کوچک نماید که به دنیایش بفروشد<ref>{{متن حدیث|وَ كَذَلِكَ مَنْ عَظُمَتِ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَبُرَ مَوْقِعُهَا مِنْ قَلْبِهِ آثَرَهَا عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَانْقَطَعَ إِلَيْهَا وَ صَارَ عَبْداً لَهَا}}؛ یعنی: همچنین است کسی که دنیا در دیدهاش کلان نماید، و ارزش و اعتبار آن در دل وی فراوان نماید، آن را بر خدا مقدم سازد و جز آن به چیزی نپردازد و پایند و بنده آن شود. (نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰).</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۵.</ref> | ||
==سنتهای [[دنیا]]== | |||
[[شناخت]] [[حقیقت دنیا]] بدون شناخت [[سنن]] آن کامل نمیشود؛ سننی که در طول [[تاریخ]] [[حیات بشر]] [[حکومت]] کرده و از غرضی برخاسته که [[خداوند]] از [[آفرینش دنیا]] داشته است. | |||
پس ای [[بندگان خدا]]، [[خدا]] را، خدا را، که دنیا با روند و [[قانونمندی]] شناخته شدهای بر شما میگذرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰، ص۳۷۲؛ غررالحکم، ج۲، ص۵۳۲، ح۳۵۱۷.</ref>. | |||
و بدان که دنیا را جز بر همان نقشه و نظامی که خدایش پی نهاده است، استقراری نیست<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۲۴؛ تحف العقول، ص۵۴.</ref>. | |||
این سنن عبرتهای دنیایند که چشم عبرتبین از آنها [[پند]] میگیرد. در اینجا به مهمترین سنن دنیا میپردازیم که در سخنان آن حضرت بسامد فراوان دارد: | |||
===دگرگونی احوال دنیا=== | |||
دنیا نه [[شادی]] مطلق دارد، نه [[غم]] مطلق؛ نه [[آسایش]] [[خالص]] است، نه [[سختی]] تنها؛ در کنار هر لذتی سختیای نهفته است و در پس هر گرفتاریای گشایشی. [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: | |||
شادی و [[سرور]] دنیا با غم و [[اندوه]] آمیخته است، و [[توانایی]] [[انسان]] به [[ضعف]] و [[سستی]] میگراید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳، ص۱۹۰؛ نهج السعاده، ج۷، ص۵۴؛ تحف العقول، ص۱۴۳.</ref>. | |||
کسی از دنیا [[شادمانی]] ندید جز آنکه پس از آن با [[اشک]] و [[آه]] روبهرو شد؛... اگر از یک طرف شیرین و گوارا است، از طرف دیگر تلخ و ناگوار است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۱، ص۲۱۲؛ تحف العقول، ص۱۲۷؛ نهج السعاده، ج۳، ص۱۵۶.</ref>. | |||
[دنیا] خانهای است که نزد خداوند بیمقدار است؛ زیرا [[حلال]] آن با [[حرام]]، و خوبی آن با [[بدی]]، و [[زندگی]] در آن با [[مرگ]] و شیرینی آن با [[تلخیها]] در آمیخته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۶.</ref>. | |||
از دگرگونیهای دنیا آن است که کسی که دیروز [[مردم]] به او [[ترحم]] میکردند، امروز [[حسرت]] او را میخورند؛ و آن کس که حسرت او را میخوردند، امروز به او ترحم میکنند؛ و این نیست مگر برای نعمتهایی که به سرعت دگرگون میشود و بلاهایی که ناگهان نازل میگردد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴، ص۲۲۰؛ طوسی، الامالی، ص۴۵۶؛ تحف العقول، ص۱۵۶.</ref>. | |||
[[عزت]] و افتخارات [[دنیا]] پایان میپذیرد، و [[زینت]] و نعمتهایش نابود میگردد، و [[رنج]] و [[سختی]] آن تمام میشود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۹، ص۱۸۴.</ref>. | |||
این دگرگونیها در سخنان آن حضرت پیامآور نکاتی است که مهمترین آنها عبارتند از: | |||
#[[مغرور]] نشدن به راحتهای دنیا: در بسیاری از جملاتی که حضرت در آنها از دگرگونیهای دنیا سخن گفته است، این [[پیام]] نمایان است؛ از جمله: پس فراوانی آنچه شگفتیتان را بر میانگیزد، دچار غرورتان نسازد، که دوران [[همدمی]] با آن بسیار کوتاه است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳، ص۱۹۰؛ نهج السعاده، ج۳، ص۲۸۰.</ref>. | |||
#دلسرد نشدن از سختیهای دنیا: از تمام شدن رنج و سختی دنیا این گونه خبر داد و فرمود: زینتها و نعمتهای دنیا نباید شما را به [[شگفتی]] آرد؛ و نیز [[رنجها]] و سختیهایش سزاوار نیست که شما را بیتاب کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۹، ص۱۸۴.</ref>. این دو پیام را میتوان در مفهوم [[زهد]] در سخنان [[حضرت علی]]{{ع}} جست: زهد بین دو کلمه از [[قرآن]] است که [[خدای سبحان]] فرمود: «تا بر آنچه از دست شما رفته [[حسرت]] نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید»<ref>{{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>. کسی که بر گذشته [[افسوس]] نخورد و به [[آینده]] شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعایت کرده است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۳۹، ص۷۳۴.</ref>. | |||
#بیارزشی دنیا نزد [[خداوند]]: در سخنان حضرت خواندیم که اختلاط [[خیر و شر]] و شیرینی و تلخی دنیا، بیارزشی آن نزد خداوند معرفی شده است؛ یعنی اگر دنیا نزد [[خدا]] [[ارزش]] داشت، هرگز شیرینی آن را با تلخی، و خیر آن را با [[شر]] عجین نمیکرد. | |||
#[[تذکر]] [[بهشت و جهنم]]: [[حضرت امیر]]{{ع}} [[شادی]] و [[غم]]، و [[عافیت]] و [[گرفتاری]] [[دنیا]] را مایه [[تذکر]] نعمتهای [[بهشت]] و عذابهای [[جهنم]] میداند: | |||
دنیا همواره با گرفتاریاش [[گرفتاری]] مطلق را مجسم، و با [[شادی]] خود به شادی مطلق تشویقشان کرده است. شامگاهان، [[عافیت]] را مینماید و بامدادان چهرهای از [[فاجعه]] را نشان میدهد تا [[انگیزه]]، [[اخطار]]، [[تهدید]] و هشدار دهد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۱، ص۶۵۴.</ref>. | |||
مراد از «گرفتاری مطلق» و «شادی مطلق»، بلای جهنم است که سختتر از بلای دنیا است و [[سرور]] بهشت که شدیدتر از سرور دنیا میباشد.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||