←ارزش ذات دنیا
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۵۹: | خط ۱۵۹: | ||
در [[فلسفه اسلامی]]، هر وجودی مرتبهای از کمال است. در سلسله موجودات، [[خداوند متعال]]، که وجودش [[بینیاز]] مطلق است، [[کمال مطلق]] است<ref>البته ذات باری تعالی، خارج از دنیا و جهان خلقت است، اما در مراتب وجود، در اعلامرتبه آن قرار دارد و دیگر موجودات همه وابسته به اویند.</ref> و آفریدگانش هر یک به اعتبار مرتبه وجودیاش دارای کمال است. پس آنچه هست، به اندازه خود دارای کمال است. خداوند متعال در معرفی خود از زبان [[موسی]] میفرماید: «همان کسی [است] که هر چیزی را آفرید [[نیکو]] آفرید»<ref>{{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ}} «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷. نیز ر.ک: {{متن قرآن|ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}} «سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپارهای و گوشتپاره را استخوانهایی آفریدیم پس از آن بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}} «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} نیز در [[تحسین]] [[آفرینش]] میفرماید: | در [[فلسفه اسلامی]]، هر وجودی مرتبهای از کمال است. در سلسله موجودات، [[خداوند متعال]]، که وجودش [[بینیاز]] مطلق است، [[کمال مطلق]] است<ref>البته ذات باری تعالی، خارج از دنیا و جهان خلقت است، اما در مراتب وجود، در اعلامرتبه آن قرار دارد و دیگر موجودات همه وابسته به اویند.</ref> و آفریدگانش هر یک به اعتبار مرتبه وجودیاش دارای کمال است. پس آنچه هست، به اندازه خود دارای کمال است. خداوند متعال در معرفی خود از زبان [[موسی]] میفرماید: «همان کسی [است] که هر چیزی را آفرید [[نیکو]] آفرید»<ref>{{متن قرآن|الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ}} «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷. نیز ر.ک: {{متن قرآن|ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}} «سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپارهای و گوشتپاره را استخوانهایی آفریدیم پس از آن بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}} «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} نیز در [[تحسین]] [[آفرینش]] میفرماید: | ||
آنچه را آفرید، با اندازهگیری دقیق [[استوار]] کرد و با [[لطف]] و [[مهربانی]] نظمشان داد و به خوبی [[تدبیر]] کرد. هر پدیدهای را برای همان جهت که آفرید، به حرکت درآورد؛ چنان که نه از حد و [[مرز]] خویش برون آید و نه در رسیدن به مراحل [[رشد]] خود کوتاهی کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۱، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۳.</ref> | آنچه را آفرید، با اندازهگیری دقیق [[استوار]] کرد و با [[لطف]] و [[مهربانی]] نظمشان داد و به خوبی [[تدبیر]] کرد. هر پدیدهای را برای همان جهت که آفرید، به حرکت درآورد؛ چنان که نه از حد و [[مرز]] خویش برون آید و نه در رسیدن به مراحل [[رشد]] خود کوتاهی کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۱، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۳.</ref> | ||
==[[ارزش دنیا]] از حیث [[ارتباط]] آن با [[انسان]]== | |||
آیا [[دنیایی]] که در آن [[زندگی]] میکنیم، جای خوبی برای انسان است و همه چیزش برای [[کمال انسان]] مناسب است؟ یا همه آن و یا برخی از آن [[پسندیده]] نیست و مانع [[رسیدن به کمال]] انسان است؟ آیا [[دنیا]] [[خیر محض]] است یا [[شر]] محض یا آمیزهای از [[خیر و شر]]؟ | |||
[[مکتب]] [[ثنویت]]، دنیا را به خیر و شر تقسیم میکند؛ بخشی از اشیا و پدیدههای [[جهان]] - مانند [[خورشید]]، [[باران]]، [[حیات]] و [[سلامتی]] - را خیر میداند و مخلوق خدایی به نام یزدان و بخشی دیگر - مانند توفان، سیل، [[زلزله]]، [[مرگ]] و [[بیماری]] - را شر و مخلوق خدایی دیگر به نام [[اهریمن]] میانگارد. مکتب [[بدبینی]] نیز بنای همه جهان را بر درد و [[رنج]] و [[سختی]] میداند<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص۵۸ و ۷۰ و ۱۲۵.</ref>. اما [[اسلام]] سراسر جهان را خیر و [[آفریده]] خدایی [[حکیم]]، [[عادل]] و [[مهربان]] میداند و حتی [[بلاها]] و [[گرفتاریها]] را - که به ظاهر شر مینمایند -خیر میشمارد<ref>به فرموده امام علی{{ع}}: {{متن حدیث|لَا يَكْمُلُ إِيمَانُ الْمُؤْمِنِ حَتَّى يَعُدَّ الرَّخَاءَ فِتْنَةً وَ الْبَلَاءَ نِعْمَةً}}؛ (غررالحکم، ج۶، ص۴۰۸، ح۱۰۸۱۱) نیز فرمودهاند: {{متن حدیث|كَمْ مِنْ مُنْعَمٍ عَلَيْهِ بِالْبَلَاءِ}}. (غررالحکم، ج۴، ص۵۵۲، ح۶۹۵۲). همچنین ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۸ وج ۳، ص۱۴۲. این سخن اقتضا نمیکند که اطلاق شر به بلا و گرفتاری غلط باشد؛ زیرا چنین اطلاقی از دیدگاه ابتدایی و به نظر عرف مردم صحیح است. از این رو در برخی از روایات چنین اطلاقی دیده میشود؛ مانند سخن حضرت امیر{{ع}} که در هنگام بیماری فرمود: {{متن حدیث|أَصْبَحْتُ بِشَرٍّ}}؛ (بحار الانوار، ج۱، ص۲۰۹، کتاب الطهاره، باب آداب المریض، ح۲۵) قرآن نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً}} «و شما را با بد و نیک میآزماییم» سوره انبیاء، آیه ۳۵.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} خطاب به جابر میفرماید: | |||
دنیا سرای [[راستی]] است برای کسی که آن را [[تصدیق]] کند و [[خانه]] [[تندرستی]] است برای کسی که آن را بشناسد و خانه [[بینیازی]] است برای کسی که از آن [[توشه]] برگیرد و خانه [[پند]] است برای کسی که از آن پند گیرد. [[دنیا]] سجدهگاه [[دوستان]] [[خدا]]، نمازگاه [[فرشتگان الهی]]، فرودگاه [[وحی]] خدا و جایگاه [[تجارت]] دوستان خدا است که در آن [[رحمت خدا]] را به دست آوردند و [[بهشت]] را [[سود]] بردند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، ص۶۵۶؛ تحف العقول، ص۱۳۲؛ نهج السعاده، ج۳، ص۳۱۹ و ۲۷۷؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۱۹.</ref>. | |||
درباره علت [[سختیها]] و [[گرفتاریها]] میفرماید: | |||
[[خداوند]] [[بندگان]] خود را با انواع [[رنجها]] میآزماید و با سختیها به [[عبادت]] میخواند و به گرفتاریها دچار میسازد؛ تا [[کبر]] و [[خودپسندی]] را از دلهایشان بزداید و به جای آن [[فروتنی]] برنشانَد و درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و وسایل [[بخشایش]] و [[آمرزش]] را به آسانی در اختیارشان بگذارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ص۳۹۰؛ الکافی، ج۴، ص۲۰۰ {{متن حدیث|... يَخْتَبِرُ عَبِيدَهُ...}}؛ نیز فرمود: {{متن حدیث|وَ رُبَّ مُبْتَلًى مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَى}}؛ یعنی: بسا گرفتاری که در گرفتاری ساخته میشود. (نهج البلاغه، حکمت ۲۷۳، ص۶۹۶).</ref>. | |||
این دو [[روایت]] میرسانند که چگونه [[مؤمن]] میتواند با [[شناختی]] صحیح از دنیا، آن را جای [[رستگاری]] و کسب بهترین [[فضایل]] گرداند و از سختیها و گرفتاریها برای [[رسیدن به کمال]] بهره جوید. از این دیدگاه نه تنها آنچه همگان [[نعمت]] میدانند، خیر است، نیز آنچه را [[شر]] میانگارند، نعمت است و همه چیز برای [[آزمایش]] و [[تکامل انسان]]. [[حضرت امیر]]{{ع}} میفرماید: «چه بسیار کسانی که با [[بلا]] و [[سختی]] به نعمت رسیدهاند<ref>غررالحکم، ج۴، ص۵۵۲، ج۶۹۵۲.</ref>. [[ایمان]] [[مؤمن کامل]] نمیشود مگر هنگامی که سختی را آزمایش و بلا را نعمت بداند»<ref>غررالحکم، ج۶، ص۴۰۸، ح۱۰۸۱۱.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۳.</ref> | |||
==[[ارزش دنیا]] از حیث [[ارتباط]] [[انسان]] با دنیا== | |||
آیا بهرهمندی از دنیا [[پسندیده]] است یا [[ناپسند]]؟ انسان چقدر باید [[همت]] خود را به دنیا معطوف دارد؟ | |||
دیدگاه حضرت امیر{{ع}} را میتوان از میان دو دسته از [[روایات]] به دست آورد: دسته اول در بیان کم ارزشی یا بیارزشی [[دنیا]] است و دسته دوم در بیان [[ارزشمندی]] دنیا درباره بیارزشی دنیا نزد [[خداوند متعال]]، میفرماید: | |||
دنیا خانهای است که چون نزد [[خداوند]] بیمقدار است، [[حلال و حرام]]، [[خیر و شر]]، آن را در هم آمیخته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۶؛ غررالحکم، ج۲، ص۶۵۰، ح۳۶۸۷.</ref>. | |||
در [[خواری]] دنیا نزد [[خدا]]، همان بس که جز در دنیا [[نافرمانی]] او نشود و جز با [[ترک دنیا]] به [[پاداش الهی]] نرسند<ref>نهج البلاغه، حکمت، ۳۸۵، ص۷۲۲؛ غررالحکم، ج۲، ص۶۲۵، ح۳۶۶۲؛ ج۶، ص۳۲، ح۹۳۶۷.</ref>. | |||
درباره بیارزشی دنیا نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرماید: | |||
[[پیامبر]]{{صل}} دنیا را کوچک میشمرد و در چشم دیگران ناچیزش مینمود و... میدانست که خداوند برای [[احترام]] به او، دنیا را از او دور ساخته است و برای ناچیز بودنش به دیگریاش بخشیده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹، ص۲۰۸؛ نهج السعاده، ج۲، ص۶۵۷.</ref>. | |||
بیارزشی دنیا را در دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}}، از روایتی که [[ضرار بن حمزه ضبایی]]<ref>سید رضی در نهج البلاغه نام راوی را «ضرار بن حمزة الضبایی» ضبط کرده است؛ ولی در نهج السعاده، ج۳، ص۱۹۹ به نام «ضرار بن حمزه اکتانی»، و در صفحه ۳۲۷ به نام «ضرار بن ضمرة النهشلی» و در مروج الذهب، ج۲، ص۴۲۱، به نام «ضرار بن ضمره»، و در ینابیع الموده، ص۴۳۸ به نام «ضرار بن ضمرة الضبائی» و در صفحه ۲۱۶ به نام «ضرار الضبابی» آمده است.</ref> نقل کرده است، میتوان دریافت: | |||
ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، آیا برای من خود مینمایی؟! یا به من [[شوق]] میورزی؟ چنین روزی بر تو مباد! هیهات! غیر مرا بفریب که مرا به تو هیچ نیازی نیست. تو را سه طلاقه کردهام تا بازگشتی نباشد. دوران زندگانی تو کوتاه، ارزشات اندک، و [[آرزو]] کردنت [[پست]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۷۷، ص۶۳۸؛ نهج السعاده، ج۳، ص۱۹۹ و ۳۲۸؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۲۱؛ قندوزی، ینابیع الموده، ص۲۱۶.</ref>. | |||
دسته دوم از [[روایات]] حضرت، درباره ارزشمندی دنیا است. از دیدگاه [[حضرت علی]]{{ع}} خدایی که نعمتهایش را بر [[بندگان]] [[حلال]] کرده است، [[دوست]] دارد آنان از [[نعمتها]] بهره برند و از [[زهد]] [[افراطی]] بپرهیزند. آن حضرت به [[عاصم بن زید]] - که از [[دنیا]] کناره گرفته بود - میفرماید: | |||
ای دشمنک [[جان]] خویش، [[شیطان]] سرگردانت کرده است. آیا تو به [[زن]] و فرزندت رحم نمیکنی؟ میپنداری که [[خداوند]] نعمتهای پاکیزهاش را حلال کرده است، اما دوست ندارد تو از آنها بهره جویی؟! تو در برابر [[خدا]] کوچکتر از آنی که چنین با تو [[رفتار]] کند. عاصم گفت: «ای [[امیرمؤمنان]]، پس چرا تو با این [[لباس خشن]] و آن غذای ناگوار به سر میبری؟ [[امام]] فرمود: وای بر تو! من همانند تو نیستم. خداوند بر [[پیشوایان]] [[واجب]] کرده است که خود را با [[تنگدستان]] همسان کنند، تا [[فقر]] و [[ناداری]]، [[تنگدست]] را به [[هیجان]] نیاورد و به [[طغیان]] نکشاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹، ص۴۳۰.</ref>. | |||
و همچنین درباره زهد [[پسندیده]] [[اسلامی]] و حال [[پرهیزگاران]] میفرماید: | |||
[[آگاه]] باشید ای [[بندگان خدا]]، پرهیزگاران از دنیای زودگذر به [[سلامت]] گذشتند و [[آخرت]] [[جاودانه]] را گرفتند. با [[مردم]] دنیا در دنیاشان [[شریک]] گشتند، اما در آخرت آنان شریک نشدند. پرهیزگاران در بهترین خانههای دنیا سکونت گزیدند و بهترین خوراکهای دنیا را خوردند و همان [[لذتها]] را چشیدند که [[دنیاداران]] چشیدند و از دنیا بهره گرفتند همان طور که [[سرکشان]] و خودبینان بهره گرفتند. سپس از این [[جهان]] با زاد و [[توشه]] فراوان و تجارتی پرسود، به سوی آخرت شتافتند. [[لذت]] زهد دنیا را در دنیا چشیدند و [[یقین]] کردند که در [[روز قیامت]] از [[همسایگان]] خدایند<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۷، ص۵۰۸؛ طوسی، الامالی، ص۲۵.</ref>. | |||
از مجموع این [[احادیث]] میتوان به نتایج زیر دست یافت: | |||
یک. بیارزشی دنیا، نسبی است. مراد از بیارزشی نسبی، آن است که چون چیزی از دنیا را با چیزی دیگر از دنیا مقایسه کنیم، گاه یکی نسبت به دیگری ارزشمندتر است؛ به گونهای که اگر [[انسان]] را میان آن دو مخیر کنند، آن را که ارزشمندتر است، برمیگزیند. همچنین اگر [[دنیا]] را با [[آخرت]] مقایسه کنند، آشکار است که دنیا در برابر آخرت بیارزش است. بدین ترتیب، اگر چیزهایی را که برای [[انسان]] [[ارزشمند]] است، با یکدیگر مقایسه کنیم، در مییابیم که [[ارزش]] آنها برای انسان یکسان نیست؛ مثلاً [[مال]] برای انسان ارزشمند است، اما اگر سلامتیاش به خطر افتد، به [[راحتی]] از مال میگذرد. [[سلامتی]] نیز در برابر برخی چیزها - مانند [[شرافت]]، [[آبرو]] و آرمانهای [[انسانی]] - از ارزش کمتری برخوردار است و انسان سلامتی خود را فدای آن میکند. | |||
[[حضرت علی]]{{ع}} در مقایسه دنیا با آرمانهای بلندی چون «[[عدالت]]»، میفرماید: «شکنجههای سخت دنیا بر من خوشتر است از اینکه ستمی بر بندهای کنم و همه نعمتهای [[جهان]] به آن نیرزد که بر موری [[ستم]] کنم»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴، ص۴۵۸.</ref>. این بدان معنا نیست که شکنجههای دنیا سخت نیست یا دنیا بیارزش است، بلکه بدین معنا است که عدالت ارزشمندتر از گریختن از شکنجههای سخت است. آنگاه که [[ارزش دنیا]] را با ارزش آخرت میسنجد، میفرماید: «همه چیز دنیا شنیدنش بزرگتر از دیدن است و هر چیز آخرت دیدنش بزرگتر از شنیدن است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۴، ص۲۲۰.</ref>؛ زیرا انسان همواره آرزوی دنیا را در سر میپروراند، اما هنگامی که به مطلوب میرسد آن را کوچکتر از آن مییابد که میدانست و به آن [[راضی]] نمیشود. از این رو است که [[آرزوها]] هرگز پایان ندارند. این که انسان به [[خیال]] و [[آرزو]] [[پناه]] میبرد، بدین دلیل است که خیال دنیا بزرگتر از دنیا است. اما [[حقیقت]] آخرت چنین نیست. انسان برای آخرت [[آفریده]] شده است و از این رو، نعمتهایش نیز او را راضی میکند؛ ولی چون [[ذهن]] انسان با دنیا مأنوستر است، از [[درک]] [[عظمت]] آخرت باز میماند<ref>پس از مرگ قوای ادراکی انسان از بند محدودیتهای دنیا رها میشود. به فرموده قرآن در خطاب به پیامبر{{صل}}: {{متن قرآن|فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ}} «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.</ref>. | |||
ناگفته پیدا است که این سخن حضرت ویژه نعمتهای [[دنیا]] و [[آخرت]] نیست. سختیهای دنیا نیز کوچکتر از آن است که از آن میهراسند و [[سختی]] آخرت بزرگتر از آن است که شنیدهاند<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص١٠١.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} هنگام مقایسه دنیا با [[کرامت انسان]] میفرماید: | |||
آیا [[آزاد]] مردی نیست که این لقمه جویده را به اهلش واگذارد؟! [[بهایی]] برای [[جان]] شما جز [[بهشت]] نیست، پس به کمتر نفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۶، ص۷۳۸؛ غررالحکم، ج۲، ص۳۳۱، ح۲۷۶۴ – ۲۷۶۳.</ref>. | |||
دو. [[دنیایی]] [[نکوهیده]] و بیارزش است که [[انسان]] را از آخرت بازدارد. دنیایی که انسان را به آخرت میرساند، [[پسندیده]] و [[نیکو]] است. دنیای [[ناپسند]]، دنیایی است که [[هدف]] نهایی انسان شود و او را به خود مشغول کند و از آخرت روی گرداند<ref>{{متن حدیث|النَّاسُ فِي الدُّنْيَا عَامِلَانِ عَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ...}}؛ یعنی مردم در کار دنیا دو گونهاند: برای دنیا کار کرده و دنیا او را از آخرتش باز داشته..... نهج البلاغه، حکمت ۲۶۹) {{متن حدیث|فَإِنَّ الدُّنْيَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِهَا، وَ لَمْ يُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَيْئاً إِلَّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً}}؛ یعنی: همانا دنیا - آدمی را - سرگرم میسازد، تا جز بدان نپردازد. دنیادار به چیزی از دنیا نرسد، جز آنکه آزمندی و شیفتگی وی بدان فزون شود. (نهج البلاغه، نامه ۴۹).</ref> و انسان را [[اسیر]] خود سازد و [[خدا]]، آخرت، [[دین]] و حتی خویشتن را چنان در نظرش کوچک نماید که به دنیایش بفروشد<ref>{{متن حدیث|وَ كَذَلِكَ مَنْ عَظُمَتِ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَبُرَ مَوْقِعُهَا مِنْ قَلْبِهِ آثَرَهَا عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَانْقَطَعَ إِلَيْهَا وَ صَارَ عَبْداً لَهَا}}؛ یعنی: همچنین است کسی که دنیا در دیدهاش کلان نماید، و ارزش و اعتبار آن در دل وی فراوان نماید، آن را بر خدا مقدم سازد و جز آن به چیزی نپردازد و پایند و بنده آن شود. (نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰).</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|اکبریان، حسنعلی علی]]، [[حقیقت دنیا (مقاله)|مقاله «حقیقت دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۳۹۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||