←پانویس
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) |
||
| خط ۵۳۳: | خط ۵۳۳: | ||
[[حکیم بن جبله عبدی]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۴، حکیم به فتح حاء آمده و مینویسد: و گفته شده حُکیم به ضم حاء و این قول اکثر است.</ref> نیز نظر احنف را [[تأیید]] کرد و گفت: پس [[اجازه]] بده من مردم را به سوی آنها گسیل دارم؛ اگر از [[فرمان]] امیرالمؤمنین{{ع}} [[پیروی]] کردند چه بهتر در غیر این صورت با آنها مقابله خواهیم کرد. [[ابن حنیف]] گفت: اگر نظر من این بود خودم شخصاً به جانب آنها میرفتم. حکیم گفت: به [[خدا]] سوگند اگر آنها وارد [[شهر]] بشوند، قلبهای گروه زیادی از [[مردم]] به سوی آنان [[گرایش]] پیدا میکند و تو را برکنار خواهند کرد؛ اما تو بهتر میدانی و [[تصمیم]] با توست. [[عثمان بن حنیف]] این نظر را نپذیرفت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۱۱؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج۲، ص۲۴۵؛ شیرازی، درجات الرفیعه، ص۳۸۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 355 - 356.</ref> | [[حکیم بن جبله عبدی]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۴، حکیم به فتح حاء آمده و مینویسد: و گفته شده حُکیم به ضم حاء و این قول اکثر است.</ref> نیز نظر احنف را [[تأیید]] کرد و گفت: پس [[اجازه]] بده من مردم را به سوی آنها گسیل دارم؛ اگر از [[فرمان]] امیرالمؤمنین{{ع}} [[پیروی]] کردند چه بهتر در غیر این صورت با آنها مقابله خواهیم کرد. [[ابن حنیف]] گفت: اگر نظر من این بود خودم شخصاً به جانب آنها میرفتم. حکیم گفت: به [[خدا]] سوگند اگر آنها وارد [[شهر]] بشوند، قلبهای گروه زیادی از [[مردم]] به سوی آنان [[گرایش]] پیدا میکند و تو را برکنار خواهند کرد؛ اما تو بهتر میدانی و [[تصمیم]] با توست. [[عثمان بن حنیف]] این نظر را نپذیرفت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۱۱؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج۲، ص۲۴۵؛ شیرازی، درجات الرفیعه، ص۳۸۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۲، ص 355 - 356.</ref> | ||
== [[انگیزه]] [[مخالفت]] [[ناکثین]] با علی{{ع}} == | |||
[[ابن طقطقی]] مهمترین علت و انگیزه ناکثین را در [[مخالفت با علی]]، [[عدالت]] وی میداند که آنان نتوانستند روشی را که وی در پیش گرفته، تحمل کنند و درباره علت [[جنگ جمل]] مینویسد: «[[امیر المؤمنین]]{{ع}} پس از [[خلافت]]، با روش [[حق]] با [[مردم]] [[رفتار]] میکرد و در [[راه خدا]] به هیچ چیز نمیاندیشید و کلیه کارهایش برای [[خدا]] و در راه خدا بود و حق کسی را پایمال نمیکرد و جز با حق و [[عدل]] نمیداد و نمیگرفت. تا جایی که [[عقیل]] [[برادر]] تنی وی چیزی از [[بیت المال]] از او خواهش کرد که حق نداشت، [[امیرالمؤمنین]] از دادن آن [[امتناع]] ورزید. همچنین علی{{ع}} به دو فرزندش [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} چیزی بیش از حقشان نمیداد. پس باید به [[مقام]] چنین شخصی که با برادر و فرزندانش این گونه رفتار میکرد، درست پی برد و چون علی{{ع}} چنین روشی را در پیش گرفت رفتارش بر افرادی چند ناگوار آمد؛ به گونهای که نمیتوانستند وجود او را تحمل کنند. از آن جمله [[طلحه]] و [[زبیر]] بودند که پس از آنکه با حضرت [[بیعت]] کردند به [[مکه]] رهسپار شدند. | |||
طلحه و زبیر با [[عایشه]] قرار گذاشتند که عدم [[رضایت]] خویش را از خلافت حضرت آشکار کنند و به خونخواهی عثمان برخیزند. اینان علی را متهم ساختند که مردم را بر [[عثمان]] شورانیده، به کشتن وی تشجیع کرده است. در صورتی که علی{{ع}} بیش از هر کسی درباره عثمان مساعدت کرد و از او [[دفاع]] نمود و عثمان نیز پیوسته برای دفع مردم به [[امام علی]] پناهنده میشد و او نیز با [[خیرخواهی]] هر چه تمامتر از عثمان [[دفاع]] میکرد. در پایان کار نیز هنگامی که عثمان در محاصره قرار گرفت، امام علی فرزندش حسن{{ع}} را به [[یاری]] او فرستاد. حسن نیز در راه عثمان [[جانبازی]] کرد تا جایی که عثمان از وی خواست دست از [[جنگ]] بردارد و او را در این باره [[سوگند]] داد. ولی حسن همچنان در [[یاری]] [[عثمان]] [[فداکاری]] میکرد. اما [[طلحه]] خود از مؤثرترین افرادی بود که همواره به قتل عثمان کمک میکرد و این مطلبی است که همه [[تواریخ]] [[گواه]] آن است»<ref>ابن طقطقی، تاریخ فخری، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص 332 - 333.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||