←دیدگاه اهل سنت پیرامون موضع امامیه درباره بداء
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
از دیدگاه اهل سنت، [[شیعیان]] امامیه برجستهترین گروهی هستند که قول به بداء به آنها نسبت داده شده است، به طوری که این مفهوم جایگاه برجستهای در [[مذهب]] آنها دارد. [[کتابهای حدیث]]، منابع و [[روایات]] قدیمی شیعه مملو از دهها [[روایت]] است که بر اهمیت بداء تأکید میکند و آن را از [[عقاید]] اساسی این گروه قرار میدهد. | از دیدگاه اهل سنت، [[شیعیان]] امامیه برجستهترین گروهی هستند که قول به بداء به آنها نسبت داده شده است، به طوری که این مفهوم جایگاه برجستهای در [[مذهب]] آنها دارد. [[کتابهای حدیث]]، منابع و [[روایات]] قدیمی شیعه مملو از دهها [[روایت]] است که بر اهمیت بداء تأکید میکند و آن را از [[عقاید]] اساسی این گروه قرار میدهد. | ||
به عنوان نمونه [[کلینی]] برجستهترین کسی است که این [[عقیده]] را نزد شیعیان [[دوازده امامی]] مطرح کرده است <ref>ر.ک: الفقاري: أصول مذهب الشيعة ٩٣٧٫٢.</ref>.، به طوری که آن را در بخش [[اصول کافی]] قرار داده و آن را در کتاب [[توحید]] گنجانده و بابی با عنوان «باب البداء» به آن اختصاص داده است، و این در کتاب الاعتقادات <ref>ر.ک:: الاعتقادات: ص۸۹) که دین امامیه نامیده میشود، و همین کار را در کتاب «التوحید» خود انجام داده است ( | به عنوان نمونه [[کلینی]] برجستهترین کسی است که این [[عقیده]] را نزد شیعیان [[دوازده امامی]] مطرح کرده است <ref>ر.ک: الفقاري: أصول مذهب الشيعة ٩٣٧٫٢.</ref>.، به طوری که آن را در بخش [[اصول کافی]] قرار داده و آن را در کتاب [[توحید]] گنجانده و بابی با عنوان «باب البداء» به آن اختصاص داده است، و این در کتاب الاعتقادات <ref>ر.ک:: الاعتقادات: ص۸۹) که دین امامیه نامیده میشود، و همین کار را در کتاب «التوحید» خود انجام داده است (ر.ک: ابن بابويه: التوحيد: ص۲۳۱.</ref>. همچنین [[مجلسی]] به موضوع [[بداء]] اهمیت داده و در [[بحارالانوار]] بابی با عنوان «باب النسخ والبداء» برای آن قرار داده و هفتاد [[حدیث]] از [[احادیث ائمه]] را ذکر کرده است <ref>ر.ک: [[بحار الأنوار]] ٩٢٫۴ - ١٢٩.</ref>. این مقوله همچنین در کتابهای [[عقیده]] برخی معاصران آمده و علمای آنها در این باره تألیفات مستقلی نوشتهاند<ref>ر.ک:القفاري: أصول مذهب الشيعة ٩٣٨٫٢</ref> که به بیست و پنج تألیف رسیده است <ref>ر.ک: الذريعة إلى تصانيف الشيعة: ۵٣٫٢ ۵٧.</ref>. | ||
مرحوم [[کلینی]] در «[[الکافی]]» بابی با عنوان «باب البداء» <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١.</ref>. گشوده و در آن روایات بسیاری آورده است، از جمله: از [[ابو عبدالله]] نقل شده که گفت: «[[خداوند]] با چیزی مانند بداء [[عبادت]] نشده است» و در روایتی دیگر: «خداوند با چیزی مانند بداء بزرگ داشته نشده است». <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١، و المجلسي: بحار الأنوار ۱۰٧٫۴، و الشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.)، و در روایت دیگری ابو عبدالله گفت: «اگر مردم میدانستند در قول به بداء چه پاداشی است، هرگز از سخن گفتن درباره آن باز نمیایستادند». (الكليني: الكافى ١۴٨٫١، والمجلسي: بحار الأنوار ۱۰۸٫۴، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. و در روایت دیگری گفت: «خداوند هیچ [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نکرد مگر اینکه سه [[خصلت]] را از او گرفت: [[اقرار به بندگی]] او، کنار گذاشتن همتایان، و اینکه خداوند هر چه را بخواهد مقدم میدارد و هر چه را بخواهد به تأخیر میاندازد». <ref>الكليني: الكافى ١۴٧٫١، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. | مرحوم [[کلینی]] در «[[الکافی]]» بابی با عنوان «باب البداء» <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١.</ref>. گشوده و در آن روایات بسیاری آورده است، از جمله: از [[ابو عبدالله]] نقل شده که گفت: «[[خداوند]] با چیزی مانند بداء [[عبادت]] نشده است» و در روایتی دیگر: «خداوند با چیزی مانند بداء بزرگ داشته نشده است». <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١، و المجلسي: بحار الأنوار ۱۰٧٫۴، و الشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.)، و در روایت دیگری ابو عبدالله گفت: «اگر مردم میدانستند در قول به بداء چه پاداشی است، هرگز از سخن گفتن درباره آن باز نمیایستادند». (الكليني: الكافى ١۴٨٫١، والمجلسي: بحار الأنوار ۱۰۸٫۴، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. و در روایت دیگری گفت: «خداوند هیچ [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نکرد مگر اینکه سه [[خصلت]] را از او گرفت: [[اقرار به بندگی]] او، کنار گذاشتن همتایان، و اینکه خداوند هر چه را بخواهد مقدم میدارد و هر چه را بخواهد به تأخیر میاندازد». <ref>الكليني: الكافى ١۴٧٫١، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. | ||