←شبهه دوازدهم: عدم وضع «انّما» برای حصر
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۱۶: | خط ۴۱۶: | ||
'''پاسخ به شبهه:''' | '''پاسخ به شبهه:''' | ||
این اشکال به چند دلیل وارد نیست: | |||
# بزرگان ادبیات عرب، لفظ «انما» را مفید حصر میدانند: [[ابن هشام]]، در کتاب المغنی در بحث «ان» مفتوحه، از [[زمخشری]] نقل میکند که همانطور که «انما» (به کسر همزه) مفید حصر است «انما» (به فتح همزه) نیز مفید حصر میباشد و با آیه {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref>«بگو: جز این نیست که به من وحی میشود که خدای شما، تنها خدایی یگانه است» سوره انبیاء، آیه ۱۰۸.</ref> [[استدلال]] میکند. سپس از ابوحیان نقل میکند که «انما» (به کسر) از ادات حصر است، نه «انما» (به فتح) و بعد از آن، به [[انتقاد]] از سخن ابوحیان میپردازد، و میگوید که هر دو از حروف حضر میباشند. مؤلف تلخیص المفتاح و شارح آن [[تفتازانی]] در مطول، وقتی در ادات [[حصر]] سخن میگوید، میفرماید: {{عربی|و منها انما كقولك في قصره افرادا: انما زيد كاتب، و قلبا: انما زيد قائم}}<ref>مطول، الباب الخامس، القصر، ص۱۶۷، چاپ عبدالرحیم، قصر افراد و قصر قلب دو اصطلاحی است در باب قصر، هرگاه مخاطب، درباره کسی دو صفت را تصور کند. مثلاً بگوید زید هم گوینده و هم شاعر است، شما در رد او بگوئید انما زید کاتب آن را قصر افراد میگویند، یعنی زید تنها نویسنده است و هرگز شاعر نیست، اما اگر مخاطب عکس آن را تصور کند مثلاً تصور کند که زید نشسته است شما در رد او بگوئید انما زید قائم (لا جالس) به آن قصر قلب میگویند.</ref>. خود [[فخر رازی]] نیز در چند جای دیگر [[قرآن]]، إنما را بیانگر [[حصر]] دانسته است؛ مانند حصر [[آیه]] ۱۰۸ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref>«بگو: جز این نیست که به من وحی میشود که خدای شما، تنها خدایی یگانه است، پس آیا (به آن) گردن مینهید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰۸.</ref> و آیه ۲۰ [[سوره آل عمران]]: {{متن قرآن|وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَ...}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref> وی در این [[آیات]] بر [[انحصار]] إنما تأکید میورزد و اشکالهای وارد بر آنها را پاسخ میدهد<ref>رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۷، ص۲۱۳؛ ج۲۲، ص۲۳۳.</ref>. | |||
سپس از ابوحیان نقل میکند که «انما» (به کسر) از ادات حصر است، نه «انما» (به فتح) و بعد از آن، به [[انتقاد]] از سخن ابوحیان میپردازد، و میگوید که هر دو از حروف حضر میباشند. مؤلف تلخیص المفتاح و شارح آن [[تفتازانی]] در مطول، وقتی در ادات [[حصر]] سخن میگوید، میفرماید: {{عربی|و منها انما كقولك في قصره افرادا: انما زيد كاتب، و قلبا: انما زيد قائم}}<ref>مطول، الباب الخامس، القصر، ص۱۶۷، چاپ عبدالرحیم، قصر افراد و قصر قلب دو اصطلاحی است در باب قصر، هرگاه مخاطب، درباره کسی دو صفت را تصور کند. مثلاً بگوید زید هم گوینده و هم شاعر است، شما در رد او بگوئید انما زید کاتب آن را قصر افراد میگویند، یعنی زید تنها نویسنده است و هرگز شاعر نیست، اما اگر مخاطب عکس آن را تصور کند مثلاً تصور کند که زید نشسته است شما در رد او بگوئید انما زید قائم (لا جالس) به آن قصر قلب میگویند.</ref>. | # اصولاً مواردی داریم که سخن گوینده قطعاً مفید حصر است، در صورتی که عین همین سؤال (و یا [[اعتراض]]) در آنجا نیز حکمفرماست، مانند آیه ۱۰۸ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref>«بگو: جز این نیست که به من وحی میشود که خدای شما، تنها خدایی یگانه است» سوره انبیاء، آیه ۱۰۸.</ref>. چگونه «انما» برای حصر است، در صورتی که بر [[پیامبر]]، غیر از [[یگانگی خدا]]، چیزهای دیگر نیز [[وحی]] شده است. | ||
{{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ}}<ref>«و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>. در این آیه میگوید که: محمد جز پیامبر، چیز دیگری نیست، در صورتی که وی صفات دیگری نیز داشت، در این صورت چگونه صفات او را در [[رهبری]] و [[رسالت]] منحصر میسازد؟ اینک توضیح آیه مورد [[استدلال]] [[فخر رازی]]. | |||
# فخر رازی میان مثل [[حیات]] [[دنیا]] و خود حیات دنیا، خلط کرده است. بر خلاف تصور فخررازی، [[قرآن مجید]] فقط یک [[مَثَل]] - با دو بیان<ref>در سوره کهف، آیه ۱۸ میفرماید: {{متن قرآن|وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ}} «و برای آنان زندگانی این جهان را مثل بزن که به آبی مانند است که آن را از آسمان فرو فرستیم» سوره کهف، آیه ۴۵.</ref> - درباره حیات دنیا زده است. | |||
#اگر در جایی [[اثبات]] شود که «إنما» برای حصر اضافی و قیاسی به کار رفته است، به طور قطع قرینهای آن را [[همراهی]] میکند، لکن در [[آیه ولایت]]، قرینهای بر حصر اضافی وجود ندارد؛ بلکه ذکر اوصاف در آیه، این انحصار را تأکید کرده، نشان میدهد که [[ولایت]] فقط برای افرادی است که در حال [[رکوع]] به [[شرف]] اعطای [[زکات]] نایل شدهاند و [[خداوند]] عمل آنان را پذیرفته است. | |||
چگونه «انما» برای حصر است، در صورتی که بر [[پیامبر]]، غیر از [[یگانگی خدا]]، چیزهای دیگر نیز [[وحی]] شده است. | #اگر از [[حصر]] [[چشمپوشی]] کنیم، باید [[ولایت]] غیر [[خدا]] و [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] را بپذیریم، نه آنکه تنها مؤمنان دیگری که آن اوصاف را ندارند - و مورد ادعای [[فخر رازی]] است - در این ولایت داخل کنیم. چون حصر بر [[ولایت خدا]] و پیامبر و مؤمنان (با آن اوصاف)بر هر سه است. | ||
{{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ}}<ref>«و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref>. | #حصر در آیه نخست، به صورت قصر [[قلب]] و به عبارت روشنتر، قصر اضافی است، یعنی مخاطب، چنین میاندیشد که برای [[پیامبر اسلام]] درباره [[پرستش]]، مطلبی غیر از [[توحید]] [[وحی]] شده است، [[قرآن]] برای [[قلب]] [[عقیده]] او و اینکه در این مسأله، فقط توحید و [[یکتاپرستی]] وحی شده است، نه [[شرک]] و دوگانه پرستی، چنین جملهای را بیان میفرماید. یعنی [[وحی الهی]] را در مسأله [[عبادت]] به توحید منحصر میسازد، نه اینکه وحی الهی را مطلقاً به توحید منحصر کند. آنان درباره [[پیامبر]]، علاوه بر [[رسالت]]، [[مقام]] دیگری میاندیشیدند که مستلزم [[خلود]] و [[جاودانگی]] او بود، و قرآن برای نقد اندیشهای، مقام او را به رسالت منحصر میکند و میگوید او جز [[رسول]]، چیزی نیست. یعنی آن صفت مورد نظر شما را ندارد، نه اینکه هیچ صفتی جز رسالت ندارد و لذا [[علماء]] این قصر را قصر افراد مینامند. عین این بیان، در [[آیه]] ۲۴ [[سوره یونس]]، نیز جاری است. [[رفتار]] و [[کردار]] گروه [[مشرک]] طوری بود که نشان میداد آنان برای خود یک نوع خلود و [[ابدیت]] و یک [[قدرت]] و توانائی بر [[حفظ]] مظاهر [[دنیا]] [[معتقد]] بودند قرآن برای قلب عقیده آنان که جریان درست بر عکس است، از دو راه وارد میگردد و در پیش از آیه مورد بحث، میگوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>. در این آیه، صریحاً عقیده آنان را راجع به خلود و [[جاودانی]] و قدرت [[تسلط]]، رد میکند و عکس آن را نشان میدهد سپس در آیه دوم، از طریق ترسیم مثلی، از عقیده آنان [[انتقاد]] میکند و میگوید درباره دنیا از نظر خلود و ابدیت و یا قدرت و توانائی، باید درست برعکس بیندیشید که: مثل دنیا جز این نیست، نه این که دنیا مثلهای دیگری ندارد. شکی نیست که دنیا را به مناسبتهای مختلفی به دهها چیز میتوان [[تشبیه]] کرد، چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. خلاصه اینکه در هر تشبیهی، مناسبتی در کار است که باید آن مناسبت را در نظر گرفت و [[حصر]] را نسبت به آن سنجید و [[تفسیر]] نمود. بیگمان نمونههای دیگری جز این مثل برای [[تشبیه]] [[زندگی دنیوی]]، در قرآن هست یا مانند این آیه که میفرماید {{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ...}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید، (خداوند) پاداشهایتان را میدهد و داراییهایتان را از شما نمیخواهد» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>، بیشک، [[لهو و لعب]] در چیزهایی جز [[حیات]] [[دنیا]] هم وجود دارد<ref>التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۱۲. {{عربی|و لا نسلم أن كلمة «إنما» للحصر و الدليل عليه قوله {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ}}. و لا شك أن الحياة الدنيا لها أمثال أخرى سوى هذا المثل، و قال: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ}} و لا شك أن اللعب و اللهو قد يحصل في غيرها}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۱۶؛ [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]]، ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref> | ||
در این آیه میگوید که: محمد جز پیامبر، چیز دیگری نیست، در صورتی که وی صفات دیگری نیز داشت، در این صورت چگونه صفات او را در [[رهبری]] و [[رسالت]] منحصر میسازد؟ اینک توضیح آیه مورد [[استدلال]] [[فخر رازی]]. | |||
حصر در آیه نخست، به صورت قصر [[قلب]] و به عبارت روشنتر، قصر اضافی است، یعنی مخاطب، چنین میاندیشد که برای [[پیامبر اسلام]] درباره [[پرستش]]، مطلبی غیر از [[توحید]] [[وحی]] شده است، [[قرآن]] برای [[قلب]] [[عقیده]] او و اینکه در این مسأله، فقط توحید و [[یکتاپرستی]] وحی شده است، نه [[شرک]] و دوگانه پرستی، چنین جملهای را بیان میفرماید. یعنی [[وحی الهی]] را در مسأله [[عبادت]] به توحید منحصر میسازد، نه اینکه وحی الهی را مطلقاً به توحید منحصر کند. آنان درباره [[پیامبر]]، علاوه بر [[رسالت]]، [[مقام]] دیگری میاندیشیدند که مستلزم [[خلود]] و [[جاودانگی]] او بود، و قرآن برای نقد اندیشهای، مقام او را به رسالت منحصر میکند و میگوید او جز [[رسول]]، چیزی نیست. یعنی آن صفت مورد نظر شما را ندارد، نه اینکه هیچ صفتی جز رسالت ندارد و لذا [[علماء]] این قصر را قصر افراد مینامند. | |||
عین این بیان، در [[آیه]] ۲۴ [[سوره یونس]]، نیز جاری است. [[رفتار]] و [[کردار]] گروه [[مشرک]] طوری بود که نشان میداد آنان برای خود یک نوع خلود و [[ابدیت]] و یک [[قدرت]] و توانائی بر [[حفظ]] مظاهر [[دنیا]] [[معتقد]] بودند قرآن برای قلب عقیده آنان که جریان درست بر عکس است، از دو راه وارد میگردد و در پیش از آیه مورد بحث، میگوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را میبرید سپس به سوی ما باز میگردید و شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.</ref>. | |||
در این آیه، صریحاً عقیده آنان را راجع به خلود و [[جاودانی]] و قدرت [[تسلط]]، رد میکند و عکس آن را نشان میدهد سپس در آیه دوم، از طریق ترسیم مثلی، از عقیده آنان [[انتقاد]] میکند و میگوید درباره دنیا از نظر خلود و ابدیت و یا قدرت و توانائی، باید درست برعکس بیندیشید که: مثل دنیا جز این نیست، نه این که دنیا مثلهای دیگری ندارد. | |||
شکی نیست که دنیا را به مناسبتهای مختلفی به دهها چیز میتوان [[تشبیه]] کرد، چنانکه میفرماید: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. | |||
خلاصه در هر تشبیهی، مناسبتی در کار است که باید آن مناسبت را در نظر گرفت و [[حصر]] را نسبت به آن سنجید و [[تفسیر]] نمود. | |||
بیگمان نمونههای دیگری جز این مثل برای [[تشبیه]] [[زندگی دنیوی]]، در قرآن هست یا مانند این آیه که میفرماید {{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ...}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید، (خداوند) پاداشهایتان را میدهد و داراییهایتان را از شما نمیخواهد» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>، بیشک، [[لهو و لعب]] در چیزهایی جز [[حیات]] [[دنیا]] هم وجود دارد<ref>التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۱۲. {{عربی|و لا نسلم أن كلمة «إنما» للحصر و الدليل عليه قوله {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ}}. و لا شك أن الحياة الدنيا لها أمثال أخرى سوى هذا المثل، و قال: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ}} و لا شك أن اللعب و اللهو قد يحصل في غيرها}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۱۶؛ [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]]، ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref> | |||
==== شبهه سیزدهم: جواز [[انفاق]] در سایر اجزای نماز ==== | ==== شبهه سیزدهم: جواز [[انفاق]] در سایر اجزای نماز ==== | ||