عزاداری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
خط ۱۰۷: خط ۱۰۶:
===مرحله هفتم: [[عزاداری]] پس از صفویان===
===مرحله هفتم: [[عزاداری]] پس از صفویان===
[[حکومت]] صفوی، پس از دو قرن، به [[ضعف]] و انحطاط‌گرایید و در برابر [[هجوم]] [[اشرف]] افغان، دوام نیاورد و [[سقوط]] کرد و تلاش‌های اندک شاه تهماسب دوم نیز راه به جای [[نبرد]]؛ اما نادر با [[یورش]] بی‌امان، بر اوضاع، چیره شد و مناطق اشغالی را از افغانیان و [[دولت]] [[عثمانی]]، باز پس گرفت و تمامیت ارضی را به [[کشور ایران]]، باز گردانید. نادر، از آغاز سلطنتش به [[انگیزه]] و یا بهانه [[وحدت]] و [[صلح]]، به [[تغییر]] [[فرهنگ دینی]] رایج در [[ایران]] پرداخت و از جمله، عزاداری امام حسین{{ع}} را [[ممنوع]] ساخت و این منع را در منشور موسوم به [[بیانیّه]] مُغان آورد. میرزا [[محمّد]] [[خلیل]] مرعشی صفوی، از تلاش نادر برای زدودن تمام مَظاهر [[شعائر]] [[شیعی]] گزارش می‌دهد. دولت نادر، چندان دوام نیاورد و پس از آن، دولت‌های دیگری (مانند: زندیه و قاجاریه) با گرایش‌های شیعی بر سر کار آمدند و شعائر شیعی، [[احیا]] شد و عزاداری ادامه یافت. پس از [[حاکمیت]] یافتن «قاجاریان»، [[عزاداری]] [[محرّم]]، گسترش یافت و بر کمیت و کیفیت آن، افزوده شد و شیوه‌های عزاداری، اوج گرفت و [[دولت]] مردان نیز در رواج آن کوشیدند و حتّی تکایا و هیئت‌های دولتی به راه انداختند. جز [[ایران]]، در [[عراق]] و [[هند]] نیز عزاداری رواج یافت و [[شیعیان]] در نواحی مختلف [[جهان اسلام]]، به عزاداری می‌پرداختند؛ اما در ایران، پس از آن فراز، فرودی در پیش بود و با [[نفوذ]] [[استعمار]] [[انگلستان]] و حضور عنصر قلدر و [[بی‌باک]] و [[بی‌هویتی]] مانند [[رضاخان]] در رأس حاکمیت، [[ستیز]] با مظاهر [[دینی]] آغاز گردید و عزاداری، یکسر، منع شد. پس از خروج رضاخان از ایران، عزاداری به حالت عادی باز گشت و همچون سده‌های گذشته، رونق یافت. در عراق نیز در [[روزگار]] حاکمیت صدام و [[سلطه]] [[حزب]] [[بعث]]، به‌ویژه در سال‌های پایانی حاکمیت او، عزاداری شیعیان، با مشکل مواجه شد، که البتّه پس از [[سقوط]] او، حالت [[شور و هیجان]] پیشین، به عراق بازگشت. آنچه تا بدین جا آوردیم، نگاهی بود بس گذرا، به [[سیر]] [[تاریخی]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} در درازنای [[تاریخ]]. از نقش محرّم، [[عاشورا]] و عزاداری در دوران [[انقلاب اسلامی ایران]] و اثرگذاری شگفت آن در [[بیداری]] و [[پیروزی]] [[مردم]] این [[سرزمین]]، سخنی به میان نیاوردیم که داستانی بلند و شایان توجّه دارد و این مجال را فُصحت آن مقال نیست.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۸.</ref>
[[حکومت]] صفوی، پس از دو قرن، به [[ضعف]] و انحطاط‌گرایید و در برابر [[هجوم]] [[اشرف]] افغان، دوام نیاورد و [[سقوط]] کرد و تلاش‌های اندک شاه تهماسب دوم نیز راه به جای [[نبرد]]؛ اما نادر با [[یورش]] بی‌امان، بر اوضاع، چیره شد و مناطق اشغالی را از افغانیان و [[دولت]] [[عثمانی]]، باز پس گرفت و تمامیت ارضی را به [[کشور ایران]]، باز گردانید. نادر، از آغاز سلطنتش به [[انگیزه]] و یا بهانه [[وحدت]] و [[صلح]]، به [[تغییر]] [[فرهنگ دینی]] رایج در [[ایران]] پرداخت و از جمله، عزاداری امام حسین{{ع}} را [[ممنوع]] ساخت و این منع را در منشور موسوم به [[بیانیّه]] مُغان آورد. میرزا [[محمّد]] [[خلیل]] مرعشی صفوی، از تلاش نادر برای زدودن تمام مَظاهر [[شعائر]] [[شیعی]] گزارش می‌دهد. دولت نادر، چندان دوام نیاورد و پس از آن، دولت‌های دیگری (مانند: زندیه و قاجاریه) با گرایش‌های شیعی بر سر کار آمدند و شعائر شیعی، [[احیا]] شد و عزاداری ادامه یافت. پس از [[حاکمیت]] یافتن «قاجاریان»، [[عزاداری]] [[محرّم]]، گسترش یافت و بر کمیت و کیفیت آن، افزوده شد و شیوه‌های عزاداری، اوج گرفت و [[دولت]] مردان نیز در رواج آن کوشیدند و حتّی تکایا و هیئت‌های دولتی به راه انداختند. جز [[ایران]]، در [[عراق]] و [[هند]] نیز عزاداری رواج یافت و [[شیعیان]] در نواحی مختلف [[جهان اسلام]]، به عزاداری می‌پرداختند؛ اما در ایران، پس از آن فراز، فرودی در پیش بود و با [[نفوذ]] [[استعمار]] [[انگلستان]] و حضور عنصر قلدر و [[بی‌باک]] و [[بی‌هویتی]] مانند [[رضاخان]] در رأس حاکمیت، [[ستیز]] با مظاهر [[دینی]] آغاز گردید و عزاداری، یکسر، منع شد. پس از خروج رضاخان از ایران، عزاداری به حالت عادی باز گشت و همچون سده‌های گذشته، رونق یافت. در عراق نیز در [[روزگار]] حاکمیت صدام و [[سلطه]] [[حزب]] [[بعث]]، به‌ویژه در سال‌های پایانی حاکمیت او، عزاداری شیعیان، با مشکل مواجه شد، که البتّه پس از [[سقوط]] او، حالت [[شور و هیجان]] پیشین، به عراق بازگشت. آنچه تا بدین جا آوردیم، نگاهی بود بس گذرا، به [[سیر]] [[تاریخی]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} در درازنای [[تاریخ]]. از نقش محرّم، [[عاشورا]] و عزاداری در دوران [[انقلاب اسلامی ایران]] و اثرگذاری شگفت آن در [[بیداری]] و [[پیروزی]] [[مردم]] این [[سرزمین]]، سخنی به میان نیاوردیم که داستانی بلند و شایان توجّه دارد و این مجال را فُصحت آن مقال نیست.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۸.</ref>
==رفتارهای فردی و جمعی سوگوارانه==
«اعزا» در لغت به معنای [[صبر]] و در عرف به معنای [[اندوهگین]] بودن و ناله و [[زاری]] کردن در سوگ اشخاص است. در [[فرهنگ شیعی]]، [[عزا]] و [[عزاداری]] اصطلاحاً به عموم [[رفتارها]] و اعمالی گفته می‌شود که در سوگ بزرگان [[دین]] به ویژه [[معصومین]] و خصوصاً [[امام حسین]]{{ع}} برگزار می‌شود. این [[آیین]] با [[انگیزه]] [[دینی]] مانند نزدیکی جستن و ابراز [[محبت]] و ارادت به ایشان و اظهار [[غم]] در [[مصیبت]] آنها در قالب برگزاری مجالس و [[مراسم]] مشخص انجام می‌شود. به فرد سوگوار، «[[عزادار]]» گفته می‌شود. «[[عزاخانه]]» نیز از جمله نام‌هایی است که برای مکان‌های محل برگزاری عزاداری به کار می‌رود.
در منابع [[شیعی]]، روایت‌های بسیاری از [[امامان شیعه]] در [[تشویق]] [[شیعیان]] به اقامه عزا در مصیبت امام حسین{{ع}} آمده است. از جمله در کامل الزیارات از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «اگر کسی نمی‌تواند در [[روز عاشورا]] به [[زیارت امام حسین]]{{ع}} رود] برای [[حسین]]{{ع}} عزاداری کند و بگرید و به خانواده‌اش هم توصیه کند که عزاداری کنند و یکدیگر را با [[گریه]] و تسلیت‌گویی در [[سوگ حسین]]{{ع}} [[ملاقات]] کنند. که اگر چنین کنند من ضمانت می‌کنم که [[خدا]] همه [[ثواب]] [[زیارت]] را به ایشان بدهد». همچنین مفید در امالی از [[امام صادق]]{{ع}} روایت کرده است: «هرکس یک بار چشمانش بر ما و خونی که از ما ریخته شد و حقی که از ما پایمال شد و [[آبرویی]] که از ما ریخته شد یا بر کسی از شیعیان ما گریان شود [[خدای تعالی]] او را سالیان سال در [[بهشت]] جای خواهد داد». امامان شیعه خود نیز برای امام حسین{{ع}} عزاداری می‌کردند و می‌گریستند. به [[تبعیت]] از ایشان، [[علمای شیعه]] نیز اهتمام جدی به اقامه [[مجالس عزاداری]] داشته و عموماً عزاداری را از جمله «[[شعائر]] دینی» و [[مستحبات]] مورد تأکید دانسته‌اند. اهمیت و جایگاه عزاداری در [[فرهنگ شیعه]] به اندازه‌ای است که عرفاً یکی از معیارها و نشانه‌های مهم [[شیعیان]] محسوب می‌شود و در [[فرهنگ]] [[عامه]] گاه حتی اهمیتی بیش از [[واجبات]] [[دینی]] پیدا می‌کند.
[[مشروعیت]] [[عزاداری]]، حداقل از دوره [[آل‌بویه]]، از موارد اختلافی میان علمای [[سنی]] و [[شیعه]] بوده است. برخی علمای [[اهل سنت]] به ویژه علمای [[حنبلی]]، عزاداری را از مصادیق «[[بدعت]]» دانسته و [[تحریم]] کرده‌اند. در مقابل، [[علمای شیعه]] در [[دفاع]] از عزاداری و بیان مشروعیت آن، کتاب‌ها و رسایل متعددی نوشته‌اند که از آن جمله اقناع اللائم [[علی]] اقامة المآتم اثر [[سیدمحسن امین]] را می‌توان نام برد.
[[اختلاف]] بر سر مشروعیت عزاداری سبب شده است برگزاری این [[مراسم]]، از آغاز علنی شدنش در دوره آل‌بویه تا امروز، در برخی مناطق با چالش و گاه درگیری مواجه باشد. به گزارش [[منابع تاریخی]]، نخستین تنازعات بر سر برگزاری [[مراسم عزاداری]] [[عاشورا]] به اواخر [[قرن چهارم هجری]] برمی‌گردد. مورخانی مانند ابن‌اثیر و [[ابن‌کثیر]] در کتاب‌های خود، تلاش عده‌ای از سنیان حنبلی برای برهم زدن عزاداری شیعیان محله [[کرخ بغداد]] را (از جمله در سال‌های ۳۵۳، ۳۶۱، ۳۶۲ و ۳۶۳ق) گزارش کرده‌اند. یکی از شدیدترین این [[درگیری‌ها]] در سال ۳۶۲ ق - درست ۱۰ سال پس از برگزاری نخستین عزاداری علنی در [[بغداد]] به [[دستور]] معزالدوله - رخ داد. به گزارش ابن‌اثیر در [[الکامل]] در [[محرم]] آن سال، آشوبی در بغداد به راه افتاد که در آن [[قریب]] ۱۷ هزار نفر در [[آتش]] سوزانده شدند و ۳۰۰ دکان و ۳۳ [[مسجد]] [[تخریب]] شد و [[اموال]] بسیاری به [[غارت]] رفت. ثمره این تنازعات، ارتقای جایگاه عزاداری نزد شیعیان و [[اصرار]] بیشتر آنها بر برگزاری آن بود. با روی کارآمدن سلجوقیان و به ویژه از دوره [[سلطان]] [[محمود]] غزنوی به بعد، این تنازعات به موازات اعلام ممنوعیت عزاداری توسط [[حکومت]] شدت گرفت. به عنوان نمونه می‌توان به درگیری‌های سال‌های ۴۰۶، ۴۰۷، ۴۰۸، ۴۱۷، ۴۴۱،۴۲۲، ۴۴۳، ۴۴۵ و ۴۵۸ ق اشاره کرد. در [[قرن ششم]] نیز این [[اختلافات]] ادامه داشت. نویسنده [[اشعری]] مسلک بعض فضائح الروافض - [[کتابی]] که در [[قرن ششم]] علیه [[شیعیان]] نوشته شده است - [[عزاداری]] [[عاشورا]] را در زمره زشتی‌های شیعیان بر می‌شمارد و آن را این‌گونه توصیف می‌کند: «این [[طائفه]] [[روز عاشورا]] اظهار [[جزع]] و فزع کنند و رسم [[تعزیت]] را اقامت کنند و [[مصیبت]] [[شهدای کربلا]] تازه گردانند و بر [[منبرها]] قصه گویند و [[علما]] سر برهنه کنند و [[عوام]] [[جامه]] چاک زنند و [[زنان]] روی خود خراشند و مویه کنند».
[[ابن‌تیمیه]] نیز در [[منهاج]] السنه می‌نویسد: «از [[حماقت]] ایشان [شیعیان] این است که [[عزا]] و [[ماتم]] برپا می‌کنند بر کسی که سالیان قبل کشته شده و معلوم است که چنین کاری از چیزهایی است که [[خدا]] و رسولش آن را [[حرام]] کرده‌اند و شیعیان بر صورت خود می‌زنند و گریبان چاک می‌کنند». این موضع انتقادی البته موضع عمومی همه [[اهل سنت]] نبوده است و به ویژه از [[قرن پنجم]] به بعد، به موازات تعدیل دیدگاه سنیان در بسیاری از شهرهای [[ایران]] نسبت به [[شیعه]]، برخی از ایشان (به ویژه [[شافعیان]]) در برگزاری [[مراسم عزاداری]] عاشورا با شیعیان [[همکاری]] می‌کردند و در مواردی حتی خود اقامه عزا می‌کردند. [[عبدالجلیل قزوینی]] [[رازی]] در [[نقض]]- از منابع [[کلامی]] مهم شیعه در قرن ششم - فهرستی از علما و بزرگان [[حنفی]] و [[شافعی]] معاصر خود را ذکر می‌کند که در عزاداری عاشورا شرکت می‌کردند. وی همچنین به اقامه عزا در برخی شهرهای مهم و سنی‌نشین آن [[زمان]] نظیر [[بغداد]]، [[اصفهان]] و [[همدان]] اشاره می‌کند.
در دوره‌های [[حاکمیت]] مغولان و تیموریان، به تدریج [[اختلافات]] بر سر عزاداری عاشورا کمتر شد. به گونه‌ای که در اواخر دوره تیموریان یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین منابع درباره عاشورا، یعنی [[روضة الشهدا]] نگاشته شده و با استقبال عمومی مواجه شد. از [[قرن دهم]] و با آغاز [[حکومت]] شیعه صفویان، عزاداری به طور وسیعی گسترش یافت و از اشکال ساده پیشین که نوعاً منحصر به مجلس ذکر مصیبت می‌شد، خارج شده، [[روز]] به روز بر تشریفات و [[آداب]] آن افزوده شد. محصول این روند، که در دوره قاجار نیز ادامه یافت، پیدایش فهرست متنوعی از [[آیین‌ها]] و آداب [[عزاداری]] در کشورها و مناطق مختلف بوده است که بسیاری‌شان تا امروز استمرار یافته‌اند.
می‌توان گفت عزاداری در مقاطع مختلف و متأثر از مجموعه شرایط و عوامل [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]]، تعاریف و کارکردهای مختلفی داشته است. عمومی‌ترین و اصلی‌ترین کارکرد عزاداری مذهبی، [[تبلیغ]] [[دینی]] و اظهار [[دینداری]] است. کنش سیاسی، تقویت [[همبستگی]] و [[نظم اجتماعی]]، [[فراغت]] و [[سرگرمی]] و تسکین [[مصائب]] فردی و اجتماعی را نیز می‌توان از کارکردهای عمومی و پنهان عزاداری دانست.<ref>[[محسن حسام مظاهری|مظاهری، محسن حسام]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۴۵.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۱۱۳: خط ۱۲۷:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681353.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|'''گزیده دانشنامه امام حسین''']]
# [[پرونده:13681353.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|'''گزیده دانشنامه امام حسین''']]
# [[پرونده:1100827.jpg|22px]] [[محسن حسام مظاهری|مظاهری، محسن حسام]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|'''مقاله «عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۲٬۰۳۴

ویرایش