تفسیر عصری در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۹ دسامبر ۲۰۲۱
خط ۲۸: خط ۲۸:
پس از [[عبده]]، هم جریان نواندیشی در تفسیر با [[اقبال]] گروهی از [[مفسران]] روبه رو شد و هم تفسیر علمی گسترش زیادی یافت و اوج آن در [[تفسیر جواهر القرآن (کتاب)|تفسیر جواهر القرآن]] [[طنطاوی]] بروز یافت. سپس [[مصطفی محمود]]، طبیب و ادیب [[مصری]] در کتاب [[القرآن محاولة لفهم عصری (کتاب)|القرآن محاولة لفهم عصری]] صریحاً به عصری شدن تفسیر [[تمایل]] نشان داد. عمده [[گرایش]] مصطفی محمود به تفسیر آیاتی در پرتو دستاوردهای [[علوم تجربی]] [[مغرب زمین]]، همچون [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ}}<ref>«و کوه‌ها را می‌نگری، آنها را ایستا  می‌پنداری با آنکه چون گذار ابر در گذرند؛ آفرینش خداوند را (بنگر) که هر چیز را استوار  آفریده است؛ بی‌گمان او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نمل، آیه ۸۸.</ref> به وجود حرکت در همه ذرات [[عالم هستی]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۴.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را راستین آفریده است؛ شب را به روز و روز را به شب در می‌پیچد و خورشید و ماه را رام کرده است، هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ آگاه باشید که او پیروزمند آمرزگار است» سوره زمر، آیه ۵.</ref> به کروی بودن [[زمین]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۳.</ref> و [[استنباط]] بیضوی بودن زمین از آیه {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا}}<ref>«و پس از آن زمین را گسترانید» سوره نازعات، آیه ۳۰.</ref>، بوده است؛<ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۳.</ref> اما گاه به تأویلات [[باطنی]] و [[عرفانی]] [[دست]] زده است؛ همانند [[تأویل]] «نعلین» در آیه {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref> به نفس و [[جسد]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۳۴ - ۱۳۵.</ref> و تأویل «غنم» در آیه {{متن قرآن|قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۸.</ref> به [[قوم]] و شَعب [[موسی]]. <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۵۶.</ref> مصطفی محمود به جهت برداشت‌های پراکنده‌اش از [[آیات قرآن]]، اثر خود را [[فهم]] عصری و نه تفسیر عصری نامید، به هر حال مشکل وی در برخی برداشت‌های بی‌قاعده و غیر روشمند با تکیه بر ذوق و [[استنباط]] شخصی در [[تفسیر]] است؛ مانند [[استدلال]] بر [[آزادی]] [[انسان]] برپایه آیاتی که به ظاهر موهم [[جبر]] است. <ref>نک: القرآن محاولة لفهم عصری، ص۳۱ به بعد، و مقایسه کنید با: المنهج البیانی، ص۲۷۱ - ۲۸۶.</ref> در [[تفسیر آیات]] {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}}<ref>«به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>. بر این [[پندار]] نادرست است که [[روزگار]] ما یعنی عصر برهنگی که [[زندگی]] طبیعی بسیار دشوار است نمی‌توان این [[آیه]] را بر ظاهرش حمل کرد، بنابراین صرف نگاه کردن به [[زنان]] و مردان [[حرام]] نیست، بلکه حتی نگاه به آنان به عنوان [[مخلوقات]] [[خدا]] که موجب اعجاب [[قلب]] گردد نه تنها حرام نیست بلکه [[ثواب]] و [[حسنه]] هم دارد. آنچه حرام و [[گناه]] است نگاه [[آلوده]] و [[ناپاک]] است. <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> در همین دوره عده‌ای از جمله [[عبدالمتعال الجبری]] در شطحات [[مصطفی محمود]] فی تفسیراته العصریة للقرآن الکریم و [[بنت الشاطی]] در القرآن و التفسیر العصری به [[نقد]] دیدگاه‌های مصطفی محمود پرداختند. بنت الشاطی با تعلق به روش ادبی <ref>نک: التفسیر البیانی، ج ۱، ص۱۰ - ۱۲.</ref> و با [[گرایش]] به نواندیشی در تفسیر، در نقد تفسیر عصری بر این [[باور]] است که [[دعوت]] به [[فهم قرآن]] بر اساس تفسیر عصری و برخلاف آنچه را که [[پیامبر اکرم]] بیان کرده است، ما را به سمت القای اندیشه‌های [[مسموم]] به [[مردم]] سوق داده و سبب [[سقوط]] در ورطه خطرناک و پرلغزش می‌‌شود؛ همچنین به نظر وی تفسیر عصری به [[ذهن]] و [[ضمیر]] [[جوانان]] ما چنین [[القا]] می‌‌کند که چون [[قرآن]] مسائل [[دانش]] [[تجربی]] جدید را مطرح نکرده است. [[اندیشه]] [[علمی]] ما نمی‌تواند آن را هضم کند، بنابراین [[منطق]] عصر ما آن را نمی‌پذیرد. نتیجه این نگرش آن است که با نام عصری اندیشی، آنان را به [[تفاسیر]] بدعت‌آمیز سوق می‌‌دهیم. <ref>القرآن و التفسیر العصری، ص۷ - ۸.</ref> پیش از وی استادش [[امین خولی]] با تأکید بر [[ضرورت]] نواندیشی در [[تفسیر]] <ref>نک: دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۵۹ - ۳۶۲، مناهج تجدید، ص۳۰۲.</ref> که به سرعت به جریانی در تفسیر ([[تفسیر ادبی]]) بدل شد، به شدت با [[تفسیر علمی]] [[مخالفت]] کرده بود؛ زیرا تفسیر علمی مستلزم آن است که واژگان [[قرآن]] بر معنایی حمل شوند که [[اعراب]] معاصر [[پیامبر]] آن معانی را نمی‌شناختند. <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۰ ـ ۳۶۱.</ref> آثار [[قرآنی]] نواندیشانه خولی و شاگردانش به ویژه آثار بنت الشاطی و [[محمد احمد خلف]] که بر تفسیر ادبی یعنی [[تفسیر آیات]] مطابق با [[فهم]] معاصران پیامبر تأکید می‌‌کند، همه بر تعریف تفسیر عصری منطبق‌اند، چنان که [[ابوزید]] از [[پیروان]] [[مکتب]] تفسیر ادبی نیز بر ضرورت تفسیر ادبی تأکید می‌‌کند. <ref>معنای متن، ص۳۷ - ۳۸.</ref> از بارزترین جنبه‌های عصری بودن این [[مکتب تفسیری]] برای [[پاسخگویی]] به نیازهای عصر، تأکید بر [[تفسیر موضوعی]] است. <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۸، مناهج تجدید، ص۳۰۶ - ۳۰۷.</ref> هریک از دو جریانِ موافقان تفسیر عصری ـ به معنای تفسیر علمی و تطبیق قضایای [[علمی]] بر [[آیات قرآن]] ـ و [[مخالفان]] تفسیر عصری طرفدارانی داشته است. از موافقان، ابوزید الدمنهوری است که به صورت افراطی به تطبیق و تفسیر بی‌قاعده [[آیات]] [[شریف]] در پرتو قضایای [[علوم تجربی]] و تکنولوژی غربی پرداخت؛ اما طولی نکشید که تفسیر وی الهدایة والعرفان را علمای ازهر ممنوع الانتشار کردند و توقیف شد <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۷ - ۲۵۸.</ref> و کسان زیادی از جمله [[محمد حسین ذهبی]] در کتاب [[الاتجاهات المنحرفة فی تفسیر القرآن (کتاب)|الاتجاهات المنحرفة فی تفسیر القرآن]] به [[نقد]] آرای وی دست زدند. از جمله برداشت‌های [[الدمنهوری]] [[تأویل]] مادی گرایانه و نادرست [[آیه]] {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری  و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داود نیایش می‌کردند  و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> به [[معادن]] آشکار و مکشوف در کوه‌هاست که [[داود]]{{ع}} در [[صنعت]] [[جنگی]] آنها را مسخر خود ساخت و از آنها استفاده کرد و نیز [[تأویل]] «طیر» در همین [[آیه]] به هر موجود سریع السیر اعم از اسب و قطارهای بخار و هواپیماها. <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۸.</ref> او همچنین [[معجزات]] [[عیسی]]{{ع}} مذکور در آیه {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref> را به تأویل برده و [[خلق]] پرنده به دست آن [[حضرت]] را [[اخراج]] [[مردم]] از سنگینی و [[تاریکی]] [[جهل]] به سبکی و [[نور]] [[علم]] دانسته است. <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۷ - ۲۵۸.</ref> از دیگر [[پیروان]] [[تفسیر]] عصری با [[گرایش]] افراطی مهندس سوری، [[محمد شحرور]] است. وی در [[الکتاب و القرآن قرائة معاصَره (کتاب)|الکتاب و القرآن قرائة معاصَره]] با تکیه بر [[روش تاریخی]] ـ [[علمی]] برداشت‌هایی جدید ارائه داد که با آنچه در [[تفاسیر]] رایج است تفاوت دارد. وی در مقدمه کتاب تأکید می‌‌کند که کتاب وی نه یک کتاب تفسیر یا کتاب [[فقه]]، بلکه قرائتی عصری از [[قرآن کریم]] است. <ref>الکتاب و القرآن قراءة معاصره، ص۴۵.</ref> وی همچنین در مقدمه کتاب به تعریف سه مصطلح «تراث»، «معاصَره» و «اصالت» پرداخته و مقصود خود را از قرائت معاصر از [[قرآن]] روشن ساخته است. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۲ ـ ۳۳.</ref> شحرور برای تفسیر عصری «اصالت» نیز دو عنصر «ریشه‌داری» و «شاخ و برگ و ثمر داشتن» معرفی می‌‌کند که ریشه آن ثابت اما شاخ و برگ و ثمر آن دائماً نو به نو می‌‌شود ([[الهام]] گرفته از [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای  که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> و بدین ترتیب برای [[وحی]] و [[کلام خدا]] نیز دو عنصر ثابت و متغیر قائل شده که عنصر متغیر آن دائماً نو به نو می‌‌شود. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۳ به بعد. </ref> بر این اساس آیات نازل شده از جانب [[خدا]] از نظر محتوا مشتمل بر [[دانش]] مطلق و تغییرناپذیر [[الهی]] است؛ اما [[فهم]] [[انسانی]] از آیات به ویژه [[آیات متشابه]] رنگ نسبیت به خود می‌‌گیرد، گرچه [[آیات محکم]] نیز در غیر موارد [[عبادات]] و [[اخلاقیات]] و حدود بر حسب ظروف [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] قابلیت [[اجتهاد]] و برداشت‌های مختلف را دارند. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۶ - ۳۷.</ref> شحرور با این نگرش، به ایجاد [[نظریه]] [[اسلامی]] جدید و معاصر [[دعوت]] می‌‌کند و در زمینه‌های مختلفی چون [[حقوق زن]]، مسئله [[حجاب]]، حدود و [[قصاص]] و برخی حوزه‌های اقتصادی، اخلاقیات و [[روابط اجتماعی]] با محدود کردن دلالت ظاهری [[آیات]] به [[عصر نزول]] و محیط خاص [[فرهنگی]] [[جزیرة العرب]] به قرائتی عصری از آیات همسو با [[تمدن]] [[غرب]] می‌‌پردازد. با انتشار این کتاب ردیه‌های زیادی بر آن نوشته شد؛ از جمله [[القرائة المعاصر للقرآن فی المیزان (کتاب)|القرائة المعاصر للقرآن فی المیزان]] تألیف [[احمد عمران]]، الرد الشافی عن کتاب الکتاب والقرآن قرائة معاصره و ذاک ردٌ؟!! عن قرائة معاصَرة [[للکتاب والقرآن (کتاب)|للکتاب والقرآن]] هر دو تألیف [[نشأة ظبیان]]، [[تهافت القرائة المعاصره (کتاب)|تهافت القرائة المعاصره]] تألیف [[محمد منیر محمد طاهر الشواف]]. این محقق در کتابش شحرور را به گرایش‌های [[مارکسیستی]] متهم کرده است. <ref>تهافت القراءة المعاصره، ص۲۹ به بعد. </ref>
پس از [[عبده]]، هم جریان نواندیشی در تفسیر با [[اقبال]] گروهی از [[مفسران]] روبه رو شد و هم تفسیر علمی گسترش زیادی یافت و اوج آن در [[تفسیر جواهر القرآن (کتاب)|تفسیر جواهر القرآن]] [[طنطاوی]] بروز یافت. سپس [[مصطفی محمود]]، طبیب و ادیب [[مصری]] در کتاب [[القرآن محاولة لفهم عصری (کتاب)|القرآن محاولة لفهم عصری]] صریحاً به عصری شدن تفسیر [[تمایل]] نشان داد. عمده [[گرایش]] مصطفی محمود به تفسیر آیاتی در پرتو دستاوردهای [[علوم تجربی]] [[مغرب زمین]]، همچون [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ}}<ref>«و کوه‌ها را می‌نگری، آنها را ایستا  می‌پنداری با آنکه چون گذار ابر در گذرند؛ آفرینش خداوند را (بنگر) که هر چیز را استوار  آفریده است؛ بی‌گمان او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نمل، آیه ۸۸.</ref> به وجود حرکت در همه ذرات [[عالم هستی]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۴.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را راستین آفریده است؛ شب را به روز و روز را به شب در می‌پیچد و خورشید و ماه را رام کرده است، هر یک تا زمانی معیّن روان است؛ آگاه باشید که او پیروزمند آمرزگار است» سوره زمر، آیه ۵.</ref> به کروی بودن [[زمین]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۳.</ref> و [[استنباط]] بیضوی بودن زمین از آیه {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا}}<ref>«و پس از آن زمین را گسترانید» سوره نازعات، آیه ۳۰.</ref>، بوده است؛<ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۶۳.</ref> اما گاه به تأویلات [[باطنی]] و [[عرفانی]] [[دست]] زده است؛ همانند [[تأویل]] «نعلین» در آیه {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref> به نفس و [[جسد]] <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۳۴ - ۱۳۵.</ref> و تأویل «غنم» در آیه {{متن قرآن|قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۸.</ref> به [[قوم]] و شَعب [[موسی]]. <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۵۶.</ref> مصطفی محمود به جهت برداشت‌های پراکنده‌اش از [[آیات قرآن]]، اثر خود را [[فهم]] عصری و نه تفسیر عصری نامید، به هر حال مشکل وی در برخی برداشت‌های بی‌قاعده و غیر روشمند با تکیه بر ذوق و [[استنباط]] شخصی در [[تفسیر]] است؛ مانند [[استدلال]] بر [[آزادی]] [[انسان]] برپایه آیاتی که به ظاهر موهم [[جبر]] است. <ref>نک: القرآن محاولة لفهم عصری، ص۳۱ به بعد، و مقایسه کنید با: المنهج البیانی، ص۲۷۱ - ۲۸۶.</ref> در [[تفسیر آیات]] {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ}}<ref>«به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>. بر این [[پندار]] نادرست است که [[روزگار]] ما یعنی عصر برهنگی که [[زندگی]] طبیعی بسیار دشوار است نمی‌توان این [[آیه]] را بر ظاهرش حمل کرد، بنابراین صرف نگاه کردن به [[زنان]] و مردان [[حرام]] نیست، بلکه حتی نگاه به آنان به عنوان [[مخلوقات]] [[خدا]] که موجب اعجاب [[قلب]] گردد نه تنها حرام نیست بلکه [[ثواب]] و [[حسنه]] هم دارد. آنچه حرام و [[گناه]] است نگاه [[آلوده]] و [[ناپاک]] است. <ref>القرآن محاولة لفهم عصری، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> در همین دوره عده‌ای از جمله [[عبدالمتعال الجبری]] در شطحات [[مصطفی محمود]] فی تفسیراته العصریة للقرآن الکریم و [[بنت الشاطی]] در القرآن و التفسیر العصری به [[نقد]] دیدگاه‌های مصطفی محمود پرداختند. بنت الشاطی با تعلق به روش ادبی <ref>نک: التفسیر البیانی، ج ۱، ص۱۰ - ۱۲.</ref> و با [[گرایش]] به نواندیشی در تفسیر، در نقد تفسیر عصری بر این [[باور]] است که [[دعوت]] به [[فهم قرآن]] بر اساس تفسیر عصری و برخلاف آنچه را که [[پیامبر اکرم]] بیان کرده است، ما را به سمت القای اندیشه‌های [[مسموم]] به [[مردم]] سوق داده و سبب [[سقوط]] در ورطه خطرناک و پرلغزش می‌‌شود؛ همچنین به نظر وی تفسیر عصری به [[ذهن]] و [[ضمیر]] [[جوانان]] ما چنین [[القا]] می‌‌کند که چون [[قرآن]] مسائل [[دانش]] [[تجربی]] جدید را مطرح نکرده است. [[اندیشه]] [[علمی]] ما نمی‌تواند آن را هضم کند، بنابراین [[منطق]] عصر ما آن را نمی‌پذیرد. نتیجه این نگرش آن است که با نام عصری اندیشی، آنان را به [[تفاسیر]] بدعت‌آمیز سوق می‌‌دهیم. <ref>القرآن و التفسیر العصری، ص۷ - ۸.</ref> پیش از وی استادش [[امین خولی]] با تأکید بر [[ضرورت]] نواندیشی در [[تفسیر]] <ref>نک: دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۵۹ - ۳۶۲، مناهج تجدید، ص۳۰۲.</ref> که به سرعت به جریانی در تفسیر ([[تفسیر ادبی]]) بدل شد، به شدت با [[تفسیر علمی]] [[مخالفت]] کرده بود؛ زیرا تفسیر علمی مستلزم آن است که واژگان [[قرآن]] بر معنایی حمل شوند که [[اعراب]] معاصر [[پیامبر]] آن معانی را نمی‌شناختند. <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۰ ـ ۳۶۱.</ref> آثار [[قرآنی]] نواندیشانه خولی و شاگردانش به ویژه آثار بنت الشاطی و [[محمد احمد خلف]] که بر تفسیر ادبی یعنی [[تفسیر آیات]] مطابق با [[فهم]] معاصران پیامبر تأکید می‌‌کند، همه بر تعریف تفسیر عصری منطبق‌اند، چنان که [[ابوزید]] از [[پیروان]] [[مکتب]] تفسیر ادبی نیز بر ضرورت تفسیر ادبی تأکید می‌‌کند. <ref>معنای متن، ص۳۷ - ۳۸.</ref> از بارزترین جنبه‌های عصری بودن این [[مکتب تفسیری]] برای [[پاسخگویی]] به نیازهای عصر، تأکید بر [[تفسیر موضوعی]] است. <ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج ۵، ص۳۶۸، مناهج تجدید، ص۳۰۶ - ۳۰۷.</ref> هریک از دو جریانِ موافقان تفسیر عصری ـ به معنای تفسیر علمی و تطبیق قضایای [[علمی]] بر [[آیات قرآن]] ـ و [[مخالفان]] تفسیر عصری طرفدارانی داشته است. از موافقان، ابوزید الدمنهوری است که به صورت افراطی به تطبیق و تفسیر بی‌قاعده [[آیات]] [[شریف]] در پرتو قضایای [[علوم تجربی]] و تکنولوژی غربی پرداخت؛ اما طولی نکشید که تفسیر وی الهدایة والعرفان را علمای ازهر ممنوع الانتشار کردند و توقیف شد <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۷ - ۲۵۸.</ref> و کسان زیادی از جمله [[محمد حسین ذهبی]] در کتاب [[الاتجاهات المنحرفة فی تفسیر القرآن (کتاب)|الاتجاهات المنحرفة فی تفسیر القرآن]] به [[نقد]] آرای وی دست زدند. از جمله برداشت‌های [[الدمنهوری]] [[تأویل]] مادی گرایانه و نادرست [[آیه]] {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری  و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داود نیایش می‌کردند  و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> به [[معادن]] آشکار و مکشوف در کوه‌هاست که [[داود]]{{ع}} در [[صنعت]] [[جنگی]] آنها را مسخر خود ساخت و از آنها استفاده کرد و نیز [[تأویل]] «طیر» در همین [[آیه]] به هر موجود سریع السیر اعم از اسب و قطارهای بخار و هواپیماها. <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۸.</ref> او همچنین [[معجزات]] [[عیسی]]{{ع}} مذکور در آیه {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref> را به تأویل برده و [[خلق]] پرنده به دست آن [[حضرت]] را [[اخراج]] [[مردم]] از سنگینی و [[تاریکی]] [[جهل]] به سبکی و [[نور]] [[علم]] دانسته است. <ref>نک: اصول التفسیر، ص۲۵۷ - ۲۵۸.</ref> از دیگر [[پیروان]] [[تفسیر]] عصری با [[گرایش]] افراطی مهندس سوری، [[محمد شحرور]] است. وی در [[الکتاب و القرآن قرائة معاصَره (کتاب)|الکتاب و القرآن قرائة معاصَره]] با تکیه بر [[روش تاریخی]] ـ [[علمی]] برداشت‌هایی جدید ارائه داد که با آنچه در [[تفاسیر]] رایج است تفاوت دارد. وی در مقدمه کتاب تأکید می‌‌کند که کتاب وی نه یک کتاب تفسیر یا کتاب [[فقه]]، بلکه قرائتی عصری از [[قرآن کریم]] است. <ref>الکتاب و القرآن قراءة معاصره، ص۴۵.</ref> وی همچنین در مقدمه کتاب به تعریف سه مصطلح «تراث»، «معاصَره» و «اصالت» پرداخته و مقصود خود را از قرائت معاصر از [[قرآن]] روشن ساخته است. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۲ ـ ۳۳.</ref> شحرور برای تفسیر عصری «اصالت» نیز دو عنصر «ریشه‌داری» و «شاخ و برگ و ثمر داشتن» معرفی می‌‌کند که ریشه آن ثابت اما شاخ و برگ و ثمر آن دائماً نو به نو می‌‌شود ([[الهام]] گرفته از [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای  که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> و بدین ترتیب برای [[وحی]] و [[کلام خدا]] نیز دو عنصر ثابت و متغیر قائل شده که عنصر متغیر آن دائماً نو به نو می‌‌شود. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۳ به بعد. </ref> بر این اساس آیات نازل شده از جانب [[خدا]] از نظر محتوا مشتمل بر [[دانش]] مطلق و تغییرناپذیر [[الهی]] است؛ اما [[فهم]] [[انسانی]] از آیات به ویژه [[آیات متشابه]] رنگ نسبیت به خود می‌‌گیرد، گرچه [[آیات محکم]] نیز در غیر موارد [[عبادات]] و [[اخلاقیات]] و حدود بر حسب ظروف [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] قابلیت [[اجتهاد]] و برداشت‌های مختلف را دارند. <ref>نک: الکتاب والقرآن قراءة معاصره، ص۳۶ - ۳۷.</ref> شحرور با این نگرش، به ایجاد [[نظریه]] [[اسلامی]] جدید و معاصر [[دعوت]] می‌‌کند و در زمینه‌های مختلفی چون [[حقوق زن]]، مسئله [[حجاب]]، حدود و [[قصاص]] و برخی حوزه‌های اقتصادی، اخلاقیات و [[روابط اجتماعی]] با محدود کردن دلالت ظاهری [[آیات]] به [[عصر نزول]] و محیط خاص [[فرهنگی]] [[جزیرة العرب]] به قرائتی عصری از آیات همسو با [[تمدن]] [[غرب]] می‌‌پردازد. با انتشار این کتاب ردیه‌های زیادی بر آن نوشته شد؛ از جمله [[القرائة المعاصر للقرآن فی المیزان (کتاب)|القرائة المعاصر للقرآن فی المیزان]] تألیف [[احمد عمران]]، الرد الشافی عن کتاب الکتاب والقرآن قرائة معاصره و ذاک ردٌ؟!! عن قرائة معاصَرة [[للکتاب والقرآن (کتاب)|للکتاب والقرآن]] هر دو تألیف [[نشأة ظبیان]]، [[تهافت القرائة المعاصره (کتاب)|تهافت القرائة المعاصره]] تألیف [[محمد منیر محمد طاهر الشواف]]. این محقق در کتابش شحرور را به گرایش‌های [[مارکسیستی]] متهم کرده است. <ref>تهافت القراءة المعاصره، ص۲۹ به بعد. </ref>


ردیه‌های دیگر به نام [[شريعة الهدم في کتاب (کتاب)|شريعة الهدم في کتاب]] تألیف [[ابراهیم عبدالله صالح المدیفر]] و [[القرائة المعاصر (کتاب)|القرائة المعاصر]] للدکتور [[محمد شحرور]] [[مجردُ تنجیم (کتاب)|مجردُ تنجیم]] تألیف [[سلیم الجابی‌]]. مدیفر بیان می‌‌کند که [[قرآن کریم]] موروث اسلامی است نه تراث اسلامی <ref>شریعة الهدم، ص۱۳.</ref> و با این تفکیک درصدد برمی‌آید تا هرگونه شائبه محصول بشری و [[انسانی]] بودن [[قرآن]] را [[نفی]] کند. [[خالد عبدالرحمان عک]] نیز با [[گرایش]] [[سلفی]] در الفرقان والقرآن به [[نقد]] اندیشه‌های شحرور پرداخته، می‌‌نویسد: در کتاب شحرور بیش از ۳۰۰۰ [[خطا]] وجود دارد. <ref>الفرقان و القرآن، ص۵۲.</ref> همزمان طیفی از نواندیشان [[عرب]] چون [[عباس عقاد]]<ref>الفلسفة القرآنیه، ص۱۶۶ - ۱۶۷.</ref> با تفکیک میان [[تفسیر]] عصری و [[تفسیر علمی]] با نقد تفسیر علمی بر [[ضرورت]] تفسیر عصری به عنوان نیاز [[مسلمانان]] معاصر تأکید کردند. [[حسن حنفی]] تفسیر عصری را نواندیشی در [[میراث]] [[تفسیری]] گذشته ([[تجدید]] تراث) دانسته [[معتقد]] است که نواندیشی نباید به گونه‌ای باشد که به [[تفسیر]] هویتی جدید داده، از [[نص]] فاصله بگیرد و آن را [[تغییر]] دهد، بلکه [[میراث]] [[دینی]] گذشته باید پایه و نقطه آغاز این نواندیشی باشد و تفسیر نص مطابق نیازهای عصر صورت پذیرد. <ref>التراث والتجدید، ص۱۱ - ۱۳.</ref> اما [[مفسران]] و محققان [[شیعی]] چون [[آیة الله]] [[ناصر مکارم شیرازی]]،<ref>نمونه، ج ۱، ص۲۳ - ۲۴.</ref> [[جواد مغنیه]] <ref>الکاشف، ج ۱، ص۱۳ - ۱۴.</ref> و آیة الله [[محمد هادی معرفت]] برپایه آموزه‌های [[مکتب اهل بیت]]{{ع}} با نگاهی معتدلانه و بدون تفکیک میان تفسیر عصری و [[تفسیر علمی]]، از تفسیر عصری به عنوان یک [[ضرورت]] و نیاز یاد کرده‌اند؛ به نظر این مفسران [[رشد]] [[دانش]] [[تجربی]] و قضایای مسلم [[علمی]] در [[فهم]] و تفسیر برخی از [[آیات قرآنی]] ناظر به پدیده‌های هستی نقش انکارناپذیری داشته است. <ref>برای نمونه نک: التمهید، ج ۶، ص۱۳ - ۳۰؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۸ - ۵۷۰؛ ج ۲۵، ص۴۵ - ۴۶؛ ج ۱۷، ص۲۹؛ قرآن و تفسیر عصری، ص۱۱۴ به بعد. </ref> در عین حال هرگونه [[افراط]] در تفسیر علمی و عصری و بی‌قاعدگی و عدم [[پایبندی به اصول]] و [[قواعد تفسیر]] را رد کرده‌اند، بر همین اساس بعضی از این قرآن‌پژوهان ایرادهای [[مخالفان]] تفسیر عصری را ناظر به تفسیر علمی دانسته‌اند نه تفسیر عصری. <ref>قرآن و تفسیر عصری، ص۱۶۶؛ الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۴۲۶ - ۴۲۸.</ref> به [[باور]] آیة الله معرفت عمل کسانی که شدیداً مرعوب موج [[تبلیغات]] [[الحادی]] گشته و بی‌باکانه به تفسیر مادی گرایانه [[آیات]] پرداخته‌اند و در برابر فشار [[شبهات]]، تاب نیاورده، هر گزاره [[غیبی]] یا پدیده غیر قابل تفسیر مادی را با تأویلات غیر منطقی و خودسرانه توجیه کرده‌اند، [[تفسیر به رأی]] است<ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۶۰.</ref>.<ref>[[سید محمود طیب حسینی|طیب حسینی]] و [[علی رضا فخاری|فخاری]]، [[تفسیر عصری (مقاله)|مقاله «تفسیر عصری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>
ردیه‌های دیگر به نام [[شریعة الهدم فی کتاب (کتاب)|شریعة الهدم فی کتاب]] تألیف [[ابراهیم عبدالله صالح المدیفر]] و [[القرائة المعاصر (کتاب)|القرائة المعاصر]] للدکتور [[محمد شحرور]] [[مجردُ تنجیم (کتاب)|مجردُ تنجیم]] تألیف [[سلیم الجابی‌]]. مدیفر بیان می‌‌کند که [[قرآن کریم]] موروث اسلامی است نه تراث اسلامی <ref>شریعة الهدم، ص۱۳.</ref> و با این تفکیک درصدد برمی‌آید تا هرگونه شائبه محصول بشری و [[انسانی]] بودن [[قرآن]] را [[نفی]] کند. [[خالد عبدالرحمان عک]] نیز با [[گرایش]] [[سلفی]] در الفرقان والقرآن به [[نقد]] اندیشه‌های شحرور پرداخته، می‌‌نویسد: در کتاب شحرور بیش از ۳۰۰۰ [[خطا]] وجود دارد. <ref>الفرقان و القرآن، ص۵۲.</ref> همزمان طیفی از نواندیشان [[عرب]] چون [[عباس عقاد]]<ref>الفلسفة القرآنیه، ص۱۶۶ - ۱۶۷.</ref> با تفکیک میان [[تفسیر]] عصری و [[تفسیر علمی]] با نقد تفسیر علمی بر [[ضرورت]] تفسیر عصری به عنوان نیاز [[مسلمانان]] معاصر تأکید کردند. [[حسن حنفی]] تفسیر عصری را نواندیشی در [[میراث]] [[تفسیری]] گذشته ([[تجدید]] تراث) دانسته [[معتقد]] است که نواندیشی نباید به گونه‌ای باشد که به [[تفسیر]] هویتی جدید داده، از [[نص]] فاصله بگیرد و آن را [[تغییر]] دهد، بلکه [[میراث]] [[دینی]] گذشته باید پایه و نقطه آغاز این نواندیشی باشد و تفسیر نص مطابق نیازهای عصر صورت پذیرد. <ref>التراث والتجدید، ص۱۱ - ۱۳.</ref> اما [[مفسران]] و محققان [[شیعی]] چون [[آیة الله]] [[ناصر مکارم شیرازی]]،<ref>نمونه، ج ۱، ص۲۳ - ۲۴.</ref> [[جواد مغنیه]] <ref>الکاشف، ج ۱، ص۱۳ - ۱۴.</ref> و آیة الله [[محمد هادی معرفت]] برپایه آموزه‌های [[مکتب اهل بیت]]{{ع}} با نگاهی معتدلانه و بدون تفکیک میان تفسیر عصری و [[تفسیر علمی]]، از تفسیر عصری به عنوان یک [[ضرورت]] و نیاز یاد کرده‌اند؛ به نظر این مفسران [[رشد]] [[دانش]] [[تجربی]] و قضایای مسلم [[علمی]] در [[فهم]] و تفسیر برخی از [[آیات قرآنی]] ناظر به پدیده‌های هستی نقش انکارناپذیری داشته است. <ref>برای نمونه نک: التمهید، ج ۶، ص۱۳ - ۳۰؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۸ - ۵۷۰؛ ج ۲۵، ص۴۵ - ۴۶؛ ج ۱۷، ص۲۹؛ قرآن و تفسیر عصری، ص۱۱۴ به بعد. </ref> در عین حال هرگونه [[افراط]] در تفسیر علمی و عصری و بی‌قاعدگی و عدم [[پایبندی به اصول]] و [[قواعد تفسیر]] را رد کرده‌اند، بر همین اساس بعضی از این قرآن‌پژوهان ایرادهای [[مخالفان]] تفسیر عصری را ناظر به تفسیر علمی دانسته‌اند نه تفسیر عصری. <ref>قرآن و تفسیر عصری، ص۱۶۶؛ الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۴۲۶ - ۴۲۸.</ref> به [[باور]] آیة الله معرفت عمل کسانی که شدیداً مرعوب موج [[تبلیغات]] [[الحادی]] گشته و بی‌باکانه به تفسیر مادی گرایانه [[آیات]] پرداخته‌اند و در برابر فشار [[شبهات]]، تاب نیاورده، هر گزاره [[غیبی]] یا پدیده غیر قابل تفسیر مادی را با تأویلات غیر منطقی و خودسرانه توجیه کرده‌اند، [[تفسیر به رأی]] است<ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۶۰.</ref>.<ref>[[سید محمود طیب حسینی|طیب حسینی]] و [[علی رضا فخاری|فخاری]]، [[تفسیر عصری (مقاله)|مقاله «تفسیر عصری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>


==شیوه‌ها==
==شیوه‌ها==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش