ابوعبدون
مقدمه
از این شخص در کتب رجال نامی نیست، و از حدیث او معلوم میشود که اهل خراسان بوده و در این ناحیه خدمت آن جناب رسیده و اخذ حدیث کرده است، او از امام رضا(ع) فقط یک روایت نقل میکند.
ابوعبدون گوید: زید بن موسی(ع) را که در بصره قیام کرده و خانههای بنی عباس و هواداران آنها را خراب نموده و آتش زده بود به خراسان آورده و نزد مأمون بردند، مأمون به او گفت: ای زید تو هنگامی که در بصره قیام کردی میخواستی خانههای دشمنان ما بنیامیه و ثقیف وعدی و باهله و آل زیاد را خراب میکردی و آتش میزدی، اما تو منازل پسرعموهای خود را آتش زدی و ویران کردی، زید که مردی بذلهگو بود گفت: یا امیرالمؤمنین اگر این بار، به بهره برگردم از دشمنان آغاز میکنم، مأمون خندید و او را نزد برادرش امام رضا(ع) فرستاد و گفت: من گناهان او را به تو بخشیدم، هنگامی که زید نزد امام(ع) رفت حضرت او را سرزنش کردند و بعد رهایش کردند.[۱]