بحث:ابولهب

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۰۷:۵۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بریده باد دستان ابولهب

از «ابن عباس» نقل شده: هنگامی که آیۀ ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۱] نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید (دعوت خود را علنی سازد) پیغمبر اکرم(ص) بر فراز کوه صفا آمد و فریاد زد: «يَا صَبَاحَاهْ»! (این جمله را عرب زمانی می‌گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار می‌گرفت، انتخاب کلمۀ «صباح» به خاطر این بود که هجوم‌های غافلگیرانه غالباً در اول صبح واقع می‌شد). هنگامی که مردم مکه این صدا را شنیدند گفتند: کیست که فریاد می‌کشد؟ گفته شد «محمّد است، جمعیت به سراغ حضرتش رفتند، او قبائل عرب را با نام صدا زد، و با صدای او جمع شدند، فرمود به من بگویید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله‌ور می‌شوند، آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟ در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغی نشنیده‌ایم. فرمود: «من شما را در برابر عذاب شدید الهی انذار می‌کنم» (شما را به توحید و ترک بت‌ها دعوت می‌نمایم). هنگامی که ابولهب این سخن را شنید گفت: «زیان و مرگ بر تو باد! آیا تو فقط برای همین سخن ما را جمع کردی؟!». در این هنگام بود که سورۀ مسد نازل شد: ﴿تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ[۲]. قرآن مجید در پاسخ به سخنان زشت «ابولهب» می‌گوید: «بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد. هرگز مال و ثروت او و آنچه او به دست آورده، به حال او سودی نبخشیده، و عذاب الهی را از او باز نمی‌دارد»[۳]. از این تعبیر استفاده می‌شود که او مرد ثروتمند مغروری بود که بر اموال و ثروت خود در کوشش‌های ضد اسلامیش تکیه می‌کرد. و سپس می‌افزاید: «به زودی وارد آتشی می‌شود که دارای شعلۀ بر افروخته است»[۴]. اگر نام او «ابولهب» بود، آتش عذاب او نیز «ابولهب» است و شعله‌های عظیم دارد.[۵]

پانویس

  1. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  2. «توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.
  3. سوره مسد، آیه ۱ و ۲.
  4. سوره مسد، آیه ۳.
  5. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن ص۵۵۵.