چاه‌های مکه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۳۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

چاه‌های مکه

قبل از پیدایش زمزم، چاه‌هایی در مکه وجود داشته که اسامی برخی از آنها چنین است:

  1. کر آدم
  2. مفجر
  3. بذَّر
  4. سَجَلَه
  5. طَوِی
  6. جَفر
  7. ام جعلان
  8. علوق
  9. شُفَیه
  10. سَنبله
  11. ام حردان
  12. رَمرَم
  13. غَمر
  14. سیره.

در دوره جاهلی و پس از پیدایش زمزم نیز، تعدادی چاه به اسامی «اسود»، «رکایا قدامه» «حُویطب»، «خالصه» و «زهیر» در مکه حفر شده است. پس از اسلام نیز، با توجه به کمبود آب در مکه و نیاز شدید مردم به آن، چاه‌های فراوانی حفر کرده‌اند که اسامی برخی از آنها عبارتند از:

  1. یاقوته،
  2. عمرو بن عثمان،
  3. شرکاء،
  4. عکرمه
  5. صلا،
  6. طلوب،
  7. ابی موسی،
  8. شوذب،
  9. بُرود،
  10. وردان،
  11. صلاصل
  12. بکّار،
  13. سقیا[۱].

ازرقی به نقل از مجاهد گفته است: از در کعبه که وارد شوی در سمت راست آن، چاهی عمیق وجود داشته که آن را ابراهیم خلیل الرحمان و اسماعیل، آن‌گاه که پایه‌های کعبه را بالا می‌بردند، حفر نمودند، و هر سیم و زر و زیوری که به کعبه هدیه می‌کردند را درون آن چاه می‌نهادند. در آن روزگار کعبه سقف نداشت[۲]. زمزم از آن رو که در مسجدالحرام واقع شده و آبی گواراتر از چاه‌های دیگر مکه داشته و چاهی بوده که به خاطر اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل به وجود آمده است، رفته رفته از اهمیت خاصی برخوردار شد، و دیگر چاه‌های مکه تا حدودی متروک ماندند، و به خاطر همین اهمیت زمزم بوده که فرزندان عبدمناف بر قریش و دیگر اعراب، فخر می‌کردند. مسافر بن ابی عمرو بن اُمیه بن عبد شمس بن عبد مناف در اشعاری که در این زمینه سروده است می‌گوید: ورثنا المجد من آبائنا فنمى بنا صعدا و تلقى عند تصريف المنايا شددا رفدا الم نسق الحجيج و ننحر الدلافة الرفدا فإن نهلك قلم نملك و من ذا خالد ابدا و زمزم في ارومتنا و نفقا عين من حسدا[۳]

حذیفه بن غانم نیز گفته است: و ساقي الحجيج ثم للخير هاشم طوى زمزما عند المقام فاصبحت و عبد مناف ذلك السيد الفهر سقايته فخراً على كل ذي فخر[۴] خویلد بن أسد بن عبدالعزی اشعاری دارد که در آن برای زمزم سابقه‌ای از زمان حضرت آدم(ع) نقل کرده است: أقول، و ما قولي عليكم بُسيّه حفيرة ابراهيم يوم اين هاجر اليك بن سلمى أنت حافر زمزم و ركضة جبريل على عهد آدم[۵] فضل بن عباس اللهبی نیز درباره زمزم گفته است: و لنا حوضان لم يعطهما غيرنا الله و مجد قد تلد خوضنا الكوثر حق المصطفى يرعم الله به أهل الحسد و لنا زمزم حوض قد بدا حيث مبني البيت في خير بلد[۶] اهمیت آب در این سرزمین به قدری است که اسامی بسیاری از مناطق به نام چشمه‌های آن است و هر نقطه و منطقه‌ای، به طور عادی با پیشوند «عین»، «بئر» و «آبار» همراه است[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. سیره ابن هشام، ج۱، صص ۱۵۶ و ۱۵۷؛ ازرقی، اخبار مکه، ج۲، ص۲۲۴.
  2. ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۲۲۴.
  3. سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۵۹.
  4. سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۵۹.
  5. معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۸.
  6. اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۶۰.
  7. آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۳۷.
  8. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۴۸.