ذکوان مولی عمر

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Ali (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۶ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

آشنایی اجمالی

از وی با نام «ذکوان مولی ملک‌الدار» نیز یاد کرده‌اند[۱] بدان سبب که گفته‌اند، ملک‌الدار[۲] ذکوان را ازاد کرد[۳]. وی در یوم الدار[۴] حضور داشت و در کوفه سکونت گزید[۵].

از میان صحابه‌نگاران تنها ابن حجر[۶]، در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) از وی یاد کرده و می‌گوید: او زمان رسول خدا(ص) را درک کرد و ابوالحسین رازی (م ۳۴۷) در کتاب من روی عن الشافعی می‌گوید: معاویه، «ذکوان مولی عمر» را بر عشور (مالیات) کوفه گمارد و داستانی در این باره نقل کرده است. داستان مورد نظر ابن حجر را ابن عساکر[۷] چنین نقل می‌کند: ذکوان نزد معاویه رفت و معاویه او را بر عشور گمارد، اما پس از مدتی چیزهایی درباره او شنید که برایش خوشایند نبود، از این رو او را عزل کرد و ضحاک بن قیس فهری را بر کوفه گمارد و به او گفت از ذکوان ۵۰ هزار درهم بگیرد. ذکوان با نامه‌ای نزد معاویه آمد. در این دیدار معاویه به او گفت: قریش می‌داند که ما همیشه با اسبیم (کنایه از شجاعت همیشگی) و ذکوان گفت: ما هم از شجاعان اسب‌سواریم، معاویه گفت: ۱۰۰ هزار از آن تو و تو راضی باش. اما او راضی نشد تا به ۲۰۰ هزار افزایش داد و باز راضی نشد از این رو، مبلغ را افزایش داد چندان که او راضی شد. ذکوان صبر کرد تا از دست ضحاک نجات یابد و پس از آنکه نجات یافت در هجو او شعری سرود. گویا ضحاک با تازیانه او را زده بود؛ از این رو، او در این شعر ضحاک را هجو کرد و با این شعر میان قریش ظواهر[۸] و قریش بطائح[۹] فرق گذاشت[۱۰]. گفته‌اند وی نخستین کسی بود که میان آنان چنین تمایزی قائل شد[۱۱].[۱۲]

منابع

پانویس

  1. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۴۴.
  2. کسی که اداره هزینه اهل خانه عمر را به عهده داشت.
  3. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۳۷۸.
  4. هنگام محاصره عثمان که منجر به قتل او شد.
  5. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۵۵.
  7. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۷، ص۳۲۲.
  8. ساکنان پیرامون مکه.
  9. کسانی که در داخل دره مکه ساکن هستند.
  10. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹؛ نیز، ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۸.
  11. صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۴، ص۲۹.
  12. خانجانی، قاسم، مقاله «ذكوان مولى عمر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۸۰.