رباح بن قصیر لخمی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی‌قشیب[۱] از بنی‌لخم[۲] از بنی کهلان بن سبأ، از قحطان[۳] بود. وی را منسوب به «برکوت» در شرق سرزمین مصر، برکوتی[۴] و چون در مصر (احتمالا پس از فتوحات) سکونت گزید[۵] مصری خوانده‌اند[۶]. در صحابی بودن وی اختلاف است. گفته‌اند رسول خدا(ص) را درک کرد؛ اما در زمان ابوبکر[۷]، هنگامی که حاطب بن ابی‌بلتعه، فرستاده ابوبکر به سوی مقوقس[۸] رفت و در آنجا با رباح بن قصیر ملاقات کرد و رباح اسلام آورد[۹].

با آنکه گفته‌اند وی روایتی ندارد[۱۰]، اما برخی منابع وی را جد موسی بن علی بن رباح دانسته و تنها به استناد خبری که از مطهر بن هیثم از موسی بن علی بن رباح از پدرش از جدش از رسول خدا(ص) درباره مصر نقل شده، وی را در شمار صحابه آورده‌اند. بر اساس این خبر رسول خدا(ص) فرمود: به زودی پس از من مصر فتح می‌شود پس خوبی آن را بجویید و آن را محل استقرار قرار ندهید که کسانی به آنجا می‌روند که عمر کمتری دارند[۱۱]. ابن یونس[۱۲] می‌گوید: وی صحابی نیست و روایتی ندارد و خبر یاد شده حدیثی است که به شدت انکار شده است. حدیث را مطهر بن هیثم نقل کرده که «متروک الحدیث» است[۱۳]. براساس خبری دیگر رسول خدا(ص) از فرزند رباح پرسید، وی پاسخ داد: یا پسر است یا دختر! آن حضرت پرسید: به چه کسی شباهت دارد؟ گفت: یا شبیه مادرش است یا شبیه پدرش! رسول خدا(ص) فرمود: چنین نگو، هنگامی که نطفه در رحم قرار می‌گیرد خداوند تمام نسب‌های میان پدر و مادر و حضرت آدم را حاضر می‌کند و آن را به یکی از آن صورت‌ها خلق می‌کند؛ مگر این آیه را نخوانده‌ای که می‌فرماید: «﴿فِىٓ أَىِّ صُورَةٍۢ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ؛ به هر شکلی که خدا بخواهد تو را ترکیب می‌کند»[۱۴]. احادیث رباح را مرسل دانسته‌اند[۱۵]. از موسی بن علی بن رباح به نقل از پدرش گفته‌اند که همراه با رباح نزد معاویه رفت و با او بیعت کرد[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۰۸.
  2. سمعانی، الأنساب، ج۱، ص۳۲۷.
  3. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۴۲۲.
  4. ابن یونس، تاریخ المصریین، ج۱، ص۱۶۸؛ سمعانی، الأنساب، ج۱، ص۳۲۷.
  5. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۳۰.
  6. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۰.
  7. حک: ۱۱-۱۳.
  8. حاکم اسکندریه از سوی امپراتوری بیزانس.
  9. ابن یونس، تاریخ المصریین، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۵۰.
  10. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۳۳.
  11. ابن یونس، تاریخ المصریین، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۳۱؛ و با اندکی اختصار و تغییر در کلمات، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۶.
  12. ابن یونس، تاریخ المصریین، ج۱، ص۱۶۸.
  13. ابن یونس، تاریخ المصریین، ج۱، ص۱۶۹.
  14. سوره انفطار، آیه۸؛ ابن ابی‌حاتم، تفسیر، ج۱۰، ص۳۴۰۸؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۰۸.
  15. ذهبی، تجرید اسماء الصحابه، ج۱، ص۱۷۶.
  16. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۳۱.
  17. خانجانی، قاسم، مقاله «رباح بن قصیر لخمی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۰۷-۳۰۸.