تدوین سیره نبوی
تدوین سیره نبوی و تاریخ اسلام
در مورد تاریخ اسلام و سیره رسول اکرم(ص) تا پایان ایام خلافت خلفا چیزی نگاشته نشد. در این مدت چیزی به غیر از قرآن کریم و روش اعرابگذاری آن بر طبق مبادی علم نحو به دست ابو الاسود دئلی و به املای امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب، تدوین نشد و این بدان دلیل بود که رسول خدا(ص) مسلمانان را به کتابت قرآن کریم تشویق میکرد اما اختلاط اعراب با اقوام دیگر و رواج لغتهای غیر عربی در میان آنها باعث شد که ابو الاسود دئلی خدمت علی(ع) برسد و به راهنمایی او برای حفظ زبان عرب، علم نحو را تدوین کند.
در نتیجه گسترش قلمرو اسلامی و اختلاط با اقوام دیگر داستانهایی از پادشاهان فارس و بنی اسرائیل رواج یافت، و آمده است که معاویه علاقهمند شد تا کتابی در تاریخ قدیم نگاشته شود برای همین عبید بن شریه که پیرمردی صد و بیستساله بود از صنعای یمن به خدمت او در آمد و کتابی در مورد اخبار گذشتگان و پادشاهان عرب و فارس و حبشه و غیره نوشت و این اولین متن مدوّن بعد از قرآن کریم میباشد[۱].
با وجودی که مسلمانان بسیار علاقهمند بودند آثار مربوط به رسول اللّه(ص) را برای همیشه نگه دارند و این حکایت از تعلق خاطری میکرد که به آن حضرت(ص) داشتند؛ ولی با کمال تأسف خلفای سهگانه از تدوین سیره آن حضرت(ص) و احادیث جلوگیری میکردند و علّت آن هم به گمان خودشان این بود که احادیث با قرآن کریم مخلوط میشود. در این میان تنها امیر المؤمنین علی(ع) زیر بار این ممانعت نرفت و آن را تأیید ننمود؛ بلکه علم نحو را به کاتب خودش ابو الاسود دئلی املا کرد، و نیز کتابهایی را در فقه و حدیث نوشت و به کاتب همیشگی خودش، عبید الله بن ابی رافع دستور داد که قضاوت مهمّ و احکام صادره از او را درباره وضو و نماز و سایر ابواب بنویسد[۲].
با این اقدام درست امیر المؤمنین(ع) و با اظهار علاقه مسلمانان به احادیث پیامبرشان، افرادی در میان مسلمانان ظاهر شدند که حامل احادیث بودند و از علما و فقها به شمار میرفتند اما از آنجا که ممنوعیت نوشتن احادیث به صورت رسمی از سوی خلفای بعد از حضرت علی و فرزندش امام حسن(ع) تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه یافت در این مدت حاملان فقه فقط محدّث و بازگو کننده روایات بودند و چیزی را در فقه یا حدیث تدوین نکردند امّا به نوشتن نکاتی از سیره پیامبر(ص) اقدام نمودند.
ممنوعیت نقل و کتابت حدیث نزدیک به صد سال طول کشید و این یکی از بزرگترین خسارتها برای تاریخ صدر اسلام است که هرگز جبران نخواهد شد.[۳]
منابع
پانویس
- ↑ نک: مروج الذهب، ج۲، ص۶۰-۶۲ و ۲۵۱.
- ↑ نک: رجال نجاشی، ص۴-۷.
- ↑ یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۲۰-۲۱.