امرعله قشیریه
مقدمه
امرعله قشیریه از بانوان شاعر بود. زبانی فصیح داشت، خوشبیان بود و بسیار نیکو سخن میگفت. او با احترام زیاد به پیامبر اکرم(ص) سلام میکرد و درود و رحمت الهی را بر او میفرستاد که: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ!» روزی خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد: یا رسول الله(ص) ما زنان که کمککار و معاون همسران خود هستیم، اما از فضیلت جنگ و جهاد در راه خداوند بهرهای نداریم پس ما را به کاری راهنمایی کنید که جنبه معنویت ما را تقویت کند و سبب تقرب ما را به خداوند فراهم آورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «عَلَيْكُنَّ بِذِكْرِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَ خَفْضِ الصَّوْتِ» ذکر خداوند و عبادت پروردگار را در سرتاسر روز و شب مورد توجه قرار دهید و چشم خود را از گناه و نگاه آلوده به نامحرم سخت مهار کنید و آنگاه هم که سخن میگویید صدای حساس و تحریک کننده نداشته باشید.
آنگاه امرعله مطلب دیگری را درباره شغل و حرفه خود که آرایشگری بود، خدمت رسول الله(ص) مطرح کرد و عرض کرد: من زنان را برای همسرانشان آرایش میکنم. آیا شغل آرایشگری در شأن یک زن مسلمان است؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یا أم رعلة قینیهن و زینیهن إذا کسدن &&» مانعی ندارد. آنان را برای همسران خود آرایش و زینت کن! امرعله سؤالهای خود را پرسید و چون زنی بادیهنشین بود از مدینه خارج شد. پس از رحلت رسول الله(ص) به مدینه آمد و چون جای خالی آن حضرت را دید به خانه فاطمه(س) رفت و حسنین(ع) را دید که یادگارهای پیامبر اکرم(ص) بودند. سپس ناله سوزناکی سر داد و از خانه خارج شد. گفتهاند او در کوچههای مدینه میگشت و سوگوارانه ناله سر میداد و مرثیه میسرود: && یا دار فاطمة المعمور ساحتها *** هیجت لی حزنا حییت من دار && ای خانه فاطمه(س)! ای که روزگاری فضای تو را عمران و آبادی انباشته ساخته بود، امروز امواج غم و اندوه را شعلهور میسازی و اما خانه دلم با وجود یاد تو آباد و زنده میگردد[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۹۰؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۳۵؛ اسدالغابة، ج۶، ص۳۳۱؛ اعلام نساء المؤمنات، ص۱۵۴؛ اعلام النساء، ج۱، ص۴۵۱؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۸.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۶۴.