ویژگی پیامبر در قرآن
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
مقدمه
- منظور اوصافی است که در قرآن از پیامبر با تعبیرهای مختلف یاد شده است. از تعبیر به رسول، نبی، مدثر، مزمل، و یا عبد، ذکر، یا صفاتی که از عزم، اعتدال، رحمت، صدق و راستگویی، صفت رکوع، رضایت، شرح صدر و یا رجل آمده، و در مدخلهای خود آیات آن ذکر شده، بیانگر مجموعهای از حوزه بزرگ از صفات پیامبر است.
- ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾[۱]
- ﴿فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى﴾[۲]
- ﴿وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۳]
- ﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾[۴]
- ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾[۵]
- ﴿ِ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ﴾[۶]
- ﴿ِ يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ﴾[۷]
نکات
درآیات فوق خداوند پیامبر را با این اوصاف مخاطب قرارداده است:
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
- ↑ «پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.
- ↑ «و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیما» سوره انفال، آیه ۴۱.
- ↑ «در حالی که این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره قلم، آیه ۵۲.
- ↑ «و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
- ↑ «ای جامه بر خویش پیچیده» سوره مزمل، آیه ۱.
- ↑ «ای جامه بر خود کشیده!» سوره مدثر، آیه ۱.
- ↑ ﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾ «در حالی که این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره قلم، آیه ۵۲. و بعضی گفتهاند: یعنی و نیست محمد(ص) مگر شرفی برای خلق هنگامی که ایشان را هدایت کرد بسوی صلاح و ایشان را از گمراهی نجات داد، وقتی که نسبت جنون باو دادند و او را توصیف کردند بچیزی که در او نبود، و بعضی گفتهاند: مقصود از ذکر اینست که او آنها را متذکر و متوجه بامر آخرتشان میکند از ثواب و عقاب و وعده و وعید. ترجمه مجمع البیان ج ۲۵ ص ۲۵۰
- ↑ سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۲۰۰.