ام البراء

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

امّ البراء دختر صفوان بن هلال از زنان شاعره و از محبّان امیرمؤمنان(ع) بود[۱]. وی در جنگ صفین با اشعار حماسی‌اش، لشکریان آن حضرت را بر ضد سپاه معاویه تحریص می‌نمود.[۲]

ام البراء در مجلس معاویه

روزی وی از معاویه اجازه گرفت و در حالی که سه زره - که خود بافته بود - بر تن داشت و عمامه‌ای به رسم آن زمان بر سر گذاشت و بر معاویه وارد شد و سلام کرد و نشست.

معاویه گفت: ای دختر صفوان! چطوری؟ ام البراء گفت: ای امیرالمؤمنین! خوبم. باز پرسید: حالت چطور است؟ پاسخ داد: بعد از قدرت، ضعف است و بعد از نشاط، کسالت و خستگی است.

معاویه به او گفت: بین امروز و روزی که در صفین در حمایت از حضرت علی(ع) شعر می‌خواندی، چقدر فاصله است؟ وی پاسخ داد: آن روز چنین بود، اما شخصی مانند تو گذشت دارد؛ زیرا خداوند می‌فرماید: ﴿عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ[۳] بنابراین از این روز بگذر. معاویه گفت: هیهات! تو همان کسی هستی که اگر آن روز بازگردد، تو هم بازخواهی گشت. معاویه پرسید: در مرگ علی چه سروده‌ای؟ او گفت: فراموش کرده‌ام. اما بعضی از اطرافیان معاویه از حاضران در مجلس که اشعار او را به یاد داشتند، گفتند که این اشعار را سروده و یک بیت آن چنین است: در فقدان امام ما خورشید گرفت آن‌که از بهترین انسان‌ها و امام عادل و دادگر است.[۴].

معاویه پس از شنیدن شعر او گفت: خدا تو را بکشد، ای دختر صفوان! تو چیزی برای گفتن باقی نگذاشتی، حال حاجتت چیست که نزد من آمده‌ای؟ این زن بافضیلت و امام شناس گفت: بعد از این سخنان، هیهات که حاجتم را بگویم، به خدا سوگند که از تو خواهشی نخواهم کرد! این را گفت، از جا برخاست و از نزد معاویه رفت[۵].

درود حق بر چنین شیر زنانی که با مناعت طبع و سخن قاطع، خاری در چشم دشمنان حضرت علی(ع) بودند و هیچگاه ابهت و شوکت ظاهری مثل معاویه‌ها از حق‌گویی آنان در عظمت و شخصیت امیرالمؤمنین(ع) باز نداشت و همین رفتارها سبب بقای نام آن حضرت(ع) در روزگار سیاه و ظلمانی تاریخ شد.[۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. تراجم اعلام النساء، ج۱، ص۲۴۰.
  2. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۶۷.
  3. «سوره مائده، آیه ۹۵.
  4. الشمس کاسفة لفقد إمامنا *** خیر الخلائق والإمام العادل
  5. اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵.
  6. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۴۶۷-۱۴۶۸.