ادراکات
مقدمه
هر کسی بالبداهه و حضور به وجود یک سلسله امور ذهنی که آنها را علوم و ادراکات مینامند، اذعان دارد[۱].
ادراکات اعتباری
ادراکات اعتباری آنهایی هستند که مستقیماً صورت یک امر خارج از ذهن نیستند. و از راه یکی از حواسخارجی یا داخلی وارد ذهن نشدهاند. بلکه به ترتیب دیگری ذهن آن مفاهیم را تهیه کرده است. از قبیل تصور وجود و عدم و وحدت و کثرت و سایر مفاهیم عامه ذهن که مسائل فلسفه اولی را تشکیل میدهند و در فلسفه «معقولات ثانیه» خوانده میشود[۲]. ادراکات اعتباری تابع احتیاجات حیاتی و عوامل مخصوص محیط است و با تغییر آنها تغییر میکند. ادراکات اعتباری یک مسیر تکاملی و نشوء و ارتقاء را طی میکند. ادراکات اعتباری نسبی و موقّت و غیرضروری است[۳]. [به عبارت دیگر] ادراکات اعتباری فرضهایی است که ذهن به منظور رفع احتیاجات حیاتی آنها را ساخته و جنبه وضعی، قراردادی، فرضی و اعتباری دارد و با واقع نفسالامر سروکاری ندارد[۴].
ادراکات تصوّری
ادراکات تصوّری، یعنی تصوّرهای ساده ابتدایی (خالی از حکم) است که عارض ذهن میشود، از قبیل تصوّر سفیدی، سیاهی، گرمی، سردی، خط، سطح، وجود، وحدت و کثرت...[۵].
ادراکات حقیقی
ادراکات حقیقی انکشافات و انعکاسات ذهنی واقع و نفسالامر است[۶]. ادراکات حقیقی تابع احتیاجات طبیعی موجود زنده و عوامل مخصوص محیط زندگانی وی نیست و با تغییر احتیاجات طبیعی و عوامل محیط تغییر نمیکند. ادراکات حقیقی قابل تطور و نشوء و ارتقاء نیست. ادراکات حقیقی، مطلق، دائم و ضروری است[۷].
ادراکات فطری
واژه «ادراکات فطری» در اصطلاحات فلسفی در موارد مختلفی استعمال میشود:
- ادراکاتی که همه اذهان در آنها یکسان هستند یعنی همه اذهان واجد آنها هستند و همه اذهان مانند یکدیگر آنها را واجدند و نه از جهت واجد بودن و واجد نبودن و نه از جهت کیفیت واجد بودن آنها در میان اذهان اختلافی نیست. از قبیل اعتقاد به وجود دنیای خارج، که حتی سوفسطائی نیز در حاقّ ذهن خود نمیتواند منکر آن باشد. ما در مقاله دو کلمه فطری را به این معنا استعمال کردیم. این سنخ ادراکات تصوری و تصدیقی را میتوان ادراکات عمومی نامید.
- ادراکاتی که بالقوّه در ذهن همهکس موجود است. هرچند بالفعل در ذهن بعضی موجود نیست یا خلاف آن موجود است، از قبیل معلوماتی که با علم حضوری برای نفس معلوم هستند، ولی هنوز به علم حصولی معلوم نشدهاند. به عقیده صدرالمتألهین فطریبودن معرفت به ذات حق از این قبیل است.
- در باب برهان منطق به قضایایی که برهانشان همواره همراه آنهاست و هیچوقت در نفس، حضور آن قضایا از حضور براهین و قیاسات آنها منفک نیست فطریات میگویند قضایا قیاساتها معها.
- ادراکات و تصوّراتی که خاصیّت ذاتی عقل است و هیچگونه استنادی به غیر عقل ندارد[۸].[۹]