نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Jaafari(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۷ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۳۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۷ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۳۲ توسط Jaafari(بحث | مشارکتها)
تهذیب الأحکام - به نقل از ایوب بن اعین، از امام صادق(ع): زنی در حال طواف بود و مردی پشتِ او طواف میکرد. زن، ساعدش را بیرون آورد و مرد هم دست خود را کج کرد و بر ساعد او نهاد. خداوند، دستِ مرد را بر ساعد آن زن، چنان چسباند که ناچار، طواف را قطع کرد. به سوی امیرمکه فرستادند و مردم، گِرد آمدند و فقیهان را خبر کردند. آنان گفتند: دست مرد را قطع کن؛ زیرا او مرتکب جنایت شده است. امیر گفت: آیا این جا کسی از فرزندانمحمد، پیامبر خدا، هست؟ گفتند: آری. حسین بن علی، دیشب آمده است. [امیر] به سوی حسین(ع) فرستاد و ایشان را فرا خواند و گفت: ببین این دو چه شدهاند! امام(ع) دستانش را رو به قبله، بلند کرد و مدت مدیدی دعا کرد. سپس نزد زن آمد و دست مرد را از دست زن، جدا کرد. امیر گفت: آیا این مرد را به سبب آنچه کرده، کیفر ندهیم؟ امام(ع) فرمود: «نه»[۱].
الطبقات الکبری- به نقل از ابو عون -: چون حسین(ع) از مدینه به سوی مکه بیرون رفت، بر ابن مطیع گذشت که چاهی میکَند. وی به ایشان گفت: پدر و مادرم فدایت! کجا؟ فرمود: «به سوی مکه میروم»... و از نامههایی که پیروانش از آنجا فرستاده بودند، یاد کرد. ابن مطیع به ایشان گفت: پدر و مادرم فدایت! ما را از خود، بهرهمند کن و به سوی آنان مرو. اما حسین(ع) خودداری ورزید. ابن مطیع به ایشان گفت: این چاه را آماده کردهام و امروز، نخستین دلْو آب را به ما میدهد. کاش برای برکت آن، دعا کنی. امام(ع) فرمود: «از آب آن، بیاور». دلوی از آب آن را آورد. امام(ع) از آن نوشید و سپس آن را مَزه مَزه کرد و به چاه، باز گرداند. چاه، گوارا و پُرآب شد[۲]..[۳]