ام‌براء بنت صفوان

مقدمه

ام‌براء دختر صفوان بن هلال مخزومی است. صفوان از یاران و انصار امیرالمؤمنین علی(ع) بود. ام‌براء از زنان سخنور و شاعر که دارای زبانی فصیح و بیانی آشکار بود و از محبان امیرالمؤمنین(ع) به‌شمار می‌رفت. او در جنگ صفین با اشعار حماسیاش لشکریان آن حضرت را بر ضد سپاه معاویه تحریض می‌نمود. یکی از رجزهایش در جنگ صفین چنین است: « يا عمرو دونك صار ما ذا رونق *** عضب المهزة ليس بالخوار أسرج جوادك مسرعا و مشمرا *** للحرب غير معرد لفرار أجب الإمام و دب تحت لوائه *** و افر العدو بصارم بتار يا ليتني أصبحت ليس بعورة *** فأذب عنه عساكر الفجار» وی قصایدی در منقبت و رثای امیرالمؤمنین علی(ع) سروده است. گفتگوی بی‌محابای او با معاویه در کتب تذکره مضبوط است. روزی از معاویه اجازه گرفت و درحالی‌که سه زره که خود بافته بود بر تن داشت و عمامه‌ای بر سر، بر معاویه وارد شد و سلام کرد و نشست. معاویه گفت: ای دختر صفوان! چطوری؟ خوبم! بعد از قدرت، ضعف است و بعد از نشاط، کسالت و خستگی است. بین امروز و روزی که در صفین در حمایت از علی(ع) شعر می‌خواندی، چقدر فاصله است؟

آن روز چنین بود، اما شخصی مانند تو گذشت دارد؛ زیرا خداوند می‌فرماید: ﴿عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ[۱] بنابراین از آن روز بگذر! هیهات تو همان کسی هستی که اگر آن روز بازگردد تو هم بازخواهی گشت. حال بگو در مرگ علی(ع) چه سروده‌ای؟ فراموش کرده‌ام. در این موقع شخصی از اطرافیان معاویه که در مجلس حاضر بود، گفت او این اشعار را سروده است: «يا للرجال لعظم هول مصيبة *** فدحت فليس مصابها بالهازل الشمس كاسفة لفقد إمامنا *** خير الخلائق و الإمام العادل يا خير من ركب المطي و من مشى *** فوق التراب لمحتف أو ناعل حاشا النبي لقد هددت قواءنا *** فالحق أصبح خاضعا للباطل» در فقدان امام ما خورشید گرفت. آن‌که از بهترین انسان‌ها و امام عادل و دادگر است... معاویه پس از شنیدن شعر او گفت: خدا تو را بکشد ای دختر صفوان تو چیزی برای گفتن باقی نگذاشتی، حال حاجتت چیست که نزد من آمده‌ای؟ این زن با فضیلت و امام‌شناس گفت: بعد از این سخنان هیهات که حاجتم را بگویم به خدا سوگند که از تو خواهشی نخواهم کرد این را گفت و از جا برخاست و رفت[۲].[۳]

منابع

پانویس

  1. «خداوند از گذشته در گذشت» سوره مائده، آیه ۹۵.
  2. ر.ک: تراجم اعلام النساء، ج۱، ص۲۴۰؛ اعلام النساء، ج۱، ص۱۲۲؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵؛ بلاغات النساء، ص۷۵؛ شاعرات العرب، ص۳۹؛ منتهی المقال فی احوال الرجال، ص۳۶۶؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۱۶۲-۱۶۳.
  3. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۵۷.