بحث:حضرت فاطمه بنت اسد

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

مادر بزرگوار علی بن ابی طالب(ع) و همسر فداکار ابوطالب به منزله مادر رسول خدا(ص) بود. آن حضرت فرمود اگر مادرم فاطمه، وفات یافت مرا خبر دهید؛ وقتی او از دنیا رفت، پیامبر(ص) بر جنازه‌اش حضور یافتند. هنگامی که برای ایشان قبری حفر شد، به پشت، داخل آن خوابیده و قرآن خواندند؛ آنگاه پیراهن خود را کف قبر پهن کرده و او را بر آن خوابانیدند، سپس بر او نماز گزارده و فرمودند: هیچ کس جز فاطمه بنت اسد از فشار قبر در امان نمی‌ماند. گفتند: ای رسول خدا(ص) حتی قاسم، (فرزند شما)؟ آن حضرت فرمودند و حتی قاسم و ابراهیم[۱]. پیامبر(ص) در وفات مادر گرامی حضرت علی(ع) تابی فراوانی می‌کردند. وقتی دلیل آن را پرسیدند، فرمودند: او به راستی مادرم بود؛ چراکه کودکان خود را گرسنه می‌داشت و مرا سیر می‌کرد، آنان را خاک آلود می‌گذاشت و مرا شسته و آراسته می‌داشت، به راستی که او مادرم بود[۲].[۳]

فاطمه بنت اسد(س)

فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب از خاندان بنی‌هاشم و از قبیله بزرگ قریش است. مادرش فاطمه دختر قیس بن هرم بن رواحه از خاندان عامر بن لؤی است. وی دختر عموی زائدة بن اصم بن هرم بن رواحه است که جد مادری خدیجه همسر پیامبر اکرم(ص) بوده است. فاطمه با ابوطالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب عموی رسول الله(ص) ازدواج کرد و برای او چهار پسر به نام‌های طالب، عقیل، جعفر و علی(ع) و سه دختر به نام‌های فاخته مکنّی به ام‌هانی، جمانه و ریطه مکنّی به ام‌طالب آورد. او اولین زن هاشمی است که با مردی هاشمی ازدواج کرد و فرزندان آنان از طرف پدر و مادر به هاشم می‌رسند[۴]. امام صادق(ع) فرمود: زمانی که فاطمه ولادت پیامبر اکرم(ص) را به ابوطالب مژده داد، ابوطالب به او گفت: یک سبت صبر کن، من هم تو را به شخصی مانند او غیر از مقام نبوت مژده خواهم داد. امام صادق(ع) فرمود: سبت سی سال است و فاصله میان پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) سی سال بود. آن حضرت همچنین فرمود: چون رسول الله(ص) متولد شد، سفیدی مملکت فارس و کاخ‌های شام برای مادرش آمنه نمایان شد. فاطمه خندان و شادان نزد ابوطالب آمد و آنچه را آمنه گفته بود، به او خبر داد: ابوطالب گفت: از این تعجب می‌کنی همانا تو هم وصی و وزیر او را بزایی[۵].

فاطمه از زنان بافضیلت بنی هاشم است که در عصر خود در آسمان کمال درخشید. او زنی نیکوسیرت، دانا، هوشمند، بینا به امور آخرت و با کمال عفت و شرافت بود. اصالت خانوادگی و مکارم اخلاق و طهارت نفس همه زیوری هستند که به او زینت داده‌اند. عبدالمطلب هنگام وفات کفالت و سرپرستی پیامبر اکرم(ص) را به پسرش ابوطالب سپرد. ابوطالب آن حضرت را به خانه آورد و به همسرش فاطمه گفت: این کودک از جان و مالم عزیزتر است، مواظب او باش! فاطمه با خوشرویی خدمتکاری او را برعهده گرفت[۶]. بنا به نقل ابن سعد، ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد نسبت به آن حضرت چندان دوستی و محبت شدیدی ابراز می‌داشتند که نسبت به فرزندان خود نیز چنین نبودند و آن‌چنان نقش پدر و مادر را به خوبی برای آن حضرت ایفا کردند که آن حضرت به هیچ عنوان کمبود و خلاء ناشی از یتیم بودن احساس نمی‌کرد[۷]. فاطمه، پیامبر اکرم(ص) را پرورش داد و آن حضرت وی را مادر خود می‌خواند[۸].

او پیرو مذهب حنیف ابراهیم(ع) بود و حتی قبل از اسلام هرگز خود را به شرک نیالود. دلیل بر این مطلب مناجات او در کنار کعبه هنگام وضع حمل امام علی(ع) می‌باشد. او با خدای خود چنین مناجات کرد: «پروردگارا! من به تو و به آنچه از جانب تو بر پیامبران نازل شده است و به نیایم ابراهیم خلیل(ع) که بیت عتیق را بنا نهاد، ایمان دارم پس به حق آن‌که این خانه را بنا نهاد و به مولودی که در رحم من است، این وضع حمل را بر من آسان گردان!» بزرگواری او از آنجا معلوم می‌شود که دیوار کعبه برای او شکافته شد و زمانی که وارد کعبه گردید، دیوار به حال اول خود برگشت. چند روز بعد در حالی که فرزندش در آغوشش بود، از کعبه خارج گردید[۹]. بیان و کیفیت زایمان فاطمه در کعبه از جمله احادیث معتبر است که مورخان و سیره‌نویسان بدان تصریح کرده‌اند[۱۰]. فاطمه اسلام آورد و بانویی نیکوکار و پسندیده سیرت بوده است. رسول الله(ص) به دیدارش می‌رفت و خواب نیمروزی را در خانه او انجام می‌داد[۱۱].

زمانی که خدیجه(س) از دنیا رفت، او برای فاطمه(س) مادری کرد و نسبت به او مهربانی می‌ورزید تا شاید کمی از غصه‌های دختر رسول الله(ص) کاسته شود. امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ كَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْمَدِينَةِ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ كَانَتْ مِنْ أَبَرِّ النَّاسِ- بِرَسُولِ اللَّهِ(ص)»[۱۲] فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین نخستین زنی بود که پیاده از مکه به مدینه به سوی پیامبر اکرم(ص) مهاجرت کرد و از همه مردم نسبت به آن حضرت مهربان‌تر بود.

سبط ابن جوزی می‌نویسد: «این بانوی بزرگوار نه تنها پیاده که با پای برهنه از مکه به مدینه هجرت فرموده است»[۱۳]. روزی به رسول خدا(ص) عرض کرد: می‌خواهم کنیز خود را آزاد کنم، حضرت به او فرمود: اگر چنین کنی، خدا در برابر هر عضوی از او یک عضو تو را از آتش دوزخ آزاد کند. پس چون بیمار شد، به پیامبر وصیت کرد و سفارش نمود، خادمش را آزاد کند و زبانش بند آمده بود؛ لذا به آن حضرت اشاره کرد و پیامبر نیز وصیتش را پذیرفت. سرانجام در سال چهارم هجرت[۱۴]، پس از سپری کردن زندگی پربار و پرمشقت و پرافتخار، در یک روز غمبار به سوی معبود خویش شتافت. پیامبر اکرم(ص) نشسته بود که امیرالمؤمنین علی(ع) گریان وارد شد. آن حضرت به او فرمود: چرا گریه می‌کنی؟ مادرم فاطمه وفات کرد. به خدا مادر من هم بود.

پس با شتاب برخاست تا بر او وارد شد و چون به او نگریست، گریان شد. آن‌گاه به زنان صحابه دستور داد، غسلش دهند و فرمود: چون از غسلش فارغ شدید، کاری نکنید تا به من خبر دهید، آنان پس از فراغت از غسل، آن حضرت را آگاه ساختند. رسول الله(ص) پیراهنی را که در زیر می‌پوشید و به بدنش می‌چسبید، به یکی از آنان داد تا در آن کفنش کنند. چون زنان از غسل و کفنش فارغ شدند، پیامبر اکرم(ص) خود جنازه را روی دوش کشید و همواره زیر جنازه بود تا به قبرش رسانید، سپس جنازه را گذاشت و خود داخل قبر شد و در آن دراز کشید. آن‌گاه برخاست و جنازه را با دست خود گرفت و داخل قبر گذاشت. سپس خم شد و مدتی با او آهسته سخن گفت. پس برخاست و روی قبر را هموار کرد، و باز خود را به روی قبر انداخت و مردم می‌شنیدند که می‌فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» (چند بار) «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُهَا إِيَّاكَ» معبودی جز خدای یگانه نیست. خدایا! من او را به تو می‌سپارم! آن‌گاه مراجعت فرمود.

مسلمانان عرض کردند: شما را دیدیم کارهایی کردید که پیش از این نکرده بودید، فرمود: «الْيَوْمَ فَقَدْتُ بِرَّ أَبِي طَالِبٍ إِنْ كَانَتْ لَيَكُونُ عِنْدَهَا الشَّيْءُ فَتُؤْثِرُنِي بِهِ عَلَى نَفْسِهَا وَ وَلَدِهَا» امروز مهربانی ابوطالب را از دست دادم. فاطمه اگر چیز خوبی نزدش بود، مرا بر خود و فرزندانش مقدم می‌داشت. من از روز قیامت یاد کردم و گفتم: مردم برهنه محشور شوند، او گفت وای از این رسوایی! من ضامن شدم که خدا او را با لباس محشور کند. از فشار قبر یادآور شدم، او گفت: وای از ناتوانی! من ضمانتش کردم که خدا کارگزاری‌اش کند و او را در آنجا آسوده دارد؛ از این جهت او را در پیراهنم کفن کردم و در قبرش خوابیدم و سر به گوشش گذاردم و آنچه از او می‌پرسیدند تلقینش کردم[۱۵]. او را در بقیع به خاک سپردند. پس از سالیانی امام حسن(ع) به برادرش امام حسین(ع) وصیت کرد که او را در کنار جده‌اش به خاک بسپارند. پس از آن حضرت، سه امام بزرگوار دیگر امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق(ع) در آنجا به خاک سپرده شدند[۱۶]. عشق و علاقه رسول الله(ص) به فاطمه چنان بود که به طور مکرر بر این موضوع تأکید می‌فرمود.

رسول الله(ص) در مرگ او سخت بی‌تابی کرد و در جواب مردم که چرا این‌قدر بی‌قرار هستی و می‌گریی؟ فرمود او به راستی مادرم بود چه کودکان خود را گرسنه می‌داشت و مرا سیر می‌کرد. مرا تمیز و آراسته می‌داشت و نسبت به من محبت زیادی داشت[۱۷]. فاطمه از راویان احادیث پیامبر اکرم(ص) است. او چهل و شش حدیث از آن حضرت روایت نموده است. بخاری و مسلم در کتب صحاح خود حدیثی از او نقل کرده و او را بانویی صالح خوانده‌اند[۱۸]. دخترانش نیز همگی مسلمان شدند و با پیامبر اکرم(ص) بیعت کردند. رسول خدا(ص) از درآمد خیبر برای هرکدام از دختران او، چهل شتروار مقرر فرمود[۱۹].[۲۰]

منابع

پانویس

  1. وفاء الوفاء، سمهودی، ج۳، ص۸۹۸.
  2. تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ص۳۶۸.
  3. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۷۱۷.
  4. الکافی، ج۱، ص۴۵۲.
  5. الکافی، ج۱، ص۴۵۳.
  6. الخرائج و الجرائح، ج۴، ص۳۳؛ بحارالانوار، ج۱۵، ص۳۸۲.
  7. السیرة الحلبیه، ج۱، ص۱۱۴؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۹؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۶۹.
  8. تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۶۹؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۲؛ الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۳۸؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۸۳.
  9. امالی صدوق، ص۸۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۴۹۱؛ بحارالانوار، ج۳۵، ص۸ و نیز ر.ک: الغدیر، ج۶، ص۲۴-۲۷.
  10. شیخ محمدعلی اردوبادی در کتاب علی مولود کعبه بیش از صد منبع را که بر این فضیلت تصریح دارند، بیان می‌کند.
  11. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۹۱؛ اعلام النساء، ج۴، ص۳۳.
  12. الکافی، ج۱، ص۴۵۲.
  13. تذکرة الخواص، ص۲۰.
  14. تاریخ الخمیس، ج۱، ص۴۶۷؛ بحارالانوار، ج۲۰، ص۱۸۵.
  15. الکافی، ج۱، ص۴۵۳.
  16. بحارالانوار، ج۴۸، ص۲۹۸.
  17. تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۶۹؛ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱، ص۹۷.
  18. ر.ک: المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۵۱؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۴۸۳؛ کنز العمال، ج۱۳، ص۲۰؛ ج۱۶، ص۲۴۸؛ وفاء الوفا بالاخبار دار المصطفی، ج۳، ص۸۹۵؛ اعلام النساء، ج۴، ص۳۳.
  19. الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۶-۴۷.
  20. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۷۴.