بحث:سیاست در فقه سیاسی
معنای اصطلاحی
سیاست در اصطلاح با تعابیر گوناگونی از سوی اندیشمندان سیاسی به کار رفته است: ۱. علم کسب و حفظ قدرت؛ ۲. هنر حکومت بر نوع بشر؛ ۳. علم فرمانروایی دولتها؛ ۴. فن حکومت کردن دولت و رهبری روابط آن با سایر دولتها؛ ۵. خط مشی، تعیین شکل، وظیفه و مضمون فعالیت دولت؛ ۶. کاربرد قدرت به اشکال مختلف و در ابعاد گوناگون جامعه بشری؛ ۷. علم قدرت که توسط دولت برای برقراری نظم اجتماعی و تأمین مصالح جمعی یا گروهی به کار میرود؛ ۸ علمی که میآموزد چه کسی میبرد، چه چیزی را میبرد، کجا میبرد، چگونه میبرد و چرا میبرد؟؛ ۹. تدابیری که حکومتها به منظور اداره امور کشور اتخاذ میکنند و...[۱].[۲]
پانویس
- ↑ ر. ک: علی آقابخشی و مینو افشاریراد، فرهنگ علوم سیاسی.
- ↑ ملکزاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۹.