بحث:صراط مستقیم در قرآن

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

صراط در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل

  1. مستقیم بودن و دوری از اعوجاج، در اصل معنای این واژه لحاظ شده است؛ در نتیجه، وصف مستقیم در آیه، اگر به معنای غیر معوج باشد، وصف تأکیدی است.
  2. برخی از اهل لغت، اصل در معنای «سرط» را غایب شدن به واسطه رفت و آمد در راه معنا کرده‌اند. آنها «سرط الطعام» را از آنجا گرفته‌اند که غذا با فرو رفتن در مجرای گلو ناپدید می‌شود. بدین ترتیب، صراط به راه گسترده و مستقیمی گفته می‌شود که سالک آن را چنان به سرعت طی می‌کند که گویی در راه ناپدید می‌شود[۱].
  3. صراط در معنای مادی و معنوی، هردو به کار می‌رود. با توجه به نکته قبل، معلوم می‌شود که صراط معنوی آن راه باطنی است که اوّلاً چون مستقیم است، کوتاه‌ترین راه به مقصد محسوب می‌شود و ثانیاً، آن‌چنان وسیع و سهل‌المؤونه در رسیدن به مقصد است که همه انانیّت‌های سالک در طی راه از او گرفته می‌شود[۲]. گویی کسی که کاملاً در صراط مستقیم قرار گرفته، فانی در راه می‌شود و از او چیزی جز ذوب شدن یکپارچه در صفات صراط الهی باقی نمی‌ماند. این همان مستقر شدن تحت ولایت پروردگار است: ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۳]، ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۴].
  4. دو واژه «طریق» و «سبیل» نیز در قرآن به معنای راه به کار رفته‌اند؛ با این تفاوت که طریق از ماده «ط‌رق» به معنای کوبیدن است و به راهی گفته می‌شود که به واسطه رفت و آمد زیاد در آن و یا دست‌ساز بودن، بسیار کوبیده و هموار شده و آماده برای رفت و آمد است؛ سبیل نیز از ریشه «س‌ب‌ل» به معنای کشیدن و امتداد دادن چیزی است؛ لذا سبیل به راه ساده و همگانی گفته می‌شود که بین مبداء و مقصد کشیده شده و اسم عامی است برای راه‌های گوناگون. به همین جهت، در مسیرهای غیرمادی نیز، سبیل، به زشتی‌ها یا خوبی‌ها و یا روندگان خوب یا بد اضافه می‌شود؛ مثل «سبیل‌الغیّ» یا «سبیل‌الرشد» و یا «سبیل‌المجاهدین» یا «سبیل‌الکافرین». ولی در صراط، تأکید بر وضوح و سلامت راه است؛ به گونه‌ای که روندگان در آن بدون نگرانی به مقصد می‌رسند؛ لذا در قرآن، از آنجا که راه حق فقط یکی است، صراط مفرد به کار رفته و در غالب موارد، «صراط» به راه توحید نسبت داده شده و تنها در یک مورد به جهنم اضافه شده[۵] که در آن نیز ظرافتی است که فعلاً خارج از بحث ما است. در حالی که سبیل، هم به صورت مفرد و هم جمع به کار رفته است: ﴿إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ * صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ[۶].[۷]

تفاوت مفهومی سبیل الله و صراط مستقیم

قرآن کریم برای سخن گفتن یا نشان دادن راه خدا یا راه حق، گاهی از واژه «سبیل» بهره گرفته است[۸] و گاهی از واژه «صراط»[۹]. اکنون باید به این پرسش پاسخ داد که آیا این دو واژه مترادف‌اند و صرفاً برای تنوع در تعبیر، هر دو واژه به کار گرفته شده‌اند یا با یکدیگر متفاوت‌اند و هر یک معنایی خاص دارد[۱۰]؟

مفسران با توجه به کاربرد واژه سبیل در آیاتی مانند: ﴿قُلْ هَـٰذِهِۦ سَبِيلِىٓ أَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ[۱۱]، ﴿سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ[۱۲] و ﴿سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ[۱۳] و مقایسه آن با آیاتی که واژه صراط در آنها به کار رفته، «سبیل» و «صراط» را متفاوت با یکدیگر دانسته و با تشبیه آنها به روح و بدن، صراط را به منزله روح و سبیل را کالبد آن دانسته‌اند[۱۴]. برخی نیز جمع بودن ﴿سَبِيلِ در برخی کاربردها مانند ﴿سُبُلَنَا[۱۵] و مفرد بودن «صراط مستقیم» در تمامی کاربردها را دلیل بر تفاوت آن دو در اصلی و فرعی بودن راه دانسته‌اند[۱۶]؛ به این معنا که صراط مستقیم راه اصلی و شاهراه و منحصر به فرد است؛ اما دیگر راه‌ها فرعی هستند که اگر به صراط مستقیم ختم شوند از آنها به ﴿سَبِيلِ ٱللَّهِ[۱۷]، ﴿سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ[۱۸] و {{متن قرآن|سُبُلَنَا}} یاد می‌شود که خداوند مجاهدان در راه خود را به آنها هدایت می‌کند و خود را در یاری رساندن و کمک کردن[۱۹]، با آنان می‌داند: ﴿وَٱلَّذِينَ جَـٰهَدُوا۟ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلْمُحْسِنِينَ[۲۰] و اگر به باطل ختم شوند از آن به راه بد[۲۱] یاد می‌شود، از این رو قرآن پیروی از دیگر راه‌ها را در صورتی که خروج از راه حق باشد، نهی کرده است: ﴿وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۲۲].[۲۳]

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۳، ص۱۵۲.
  2. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۳۰.
  3. «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
  4. «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  5. در سوره صافات می‌فرماید: ﴿احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى‏ صِرَاطِ الْجَحِیمِ «و ستم‌پیشگان و همگونان ایشان و آنچه را به جای خداوند می‌پرستیدند گرد آورید و به راه دوزخ راهنمایی کنید» سوره صافات، آیه ۲۲-۲۳]. تعبیر از هدایت به صراط جهنم، یا از جهت استهزاء است که در دنیا مؤمنین را مسخره می‌کردند و یا اشاره به شدت وضوح راه باطل آنان دارد که به حدّی در باطل روشن خود مستقر بودند که هرگز توجه به امور دیگر نمی‌کردند.
  6. «بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی * راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  7. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ ص۵۰۶.
  8. ﴿أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْـَٔلُوا۟ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَـٰنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ؛ «آیا بر آنید که از پیامبرتان درخواست کنید چنان که پیش‌تر از موسی در خواست شد؟ و آنکه کفر را جایگزین ایمان کند، بی‌شک راه میانه را گم کرده است» سوره بقره، آیه ۱۰۸. ﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدْ هَدَىٰنَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيْتُمُونَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بی‌گمان بر آزاری که می‌دهیدمان شکیبایی پیشه می‌کنیم و توکّل‌کنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.
  9. ﴿صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ«راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.
  10. نک: المیزان، ج ۱، ص۳۱-۳۴.
  11. سوره یوسف، آیه ۱۰۸.
  12. سوره لقمان، آیه ۱۵.
  13. سوره نسا، آیه ۱۱۵.
  14. تفسیر البیان، ج ۱، ص۵۵-۵۶؛ المیزان، ج ۱، ص۳۲.
  15. سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  16. تفسیر اهل‌بیت، س اول، ش دوم، ص۲۵، «ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن».
  17. سوره بقره، آیه ۲۶۱.
  18. سوره مائده، آیه ۱۶.
  19. روض الجنان، ج ۱۵، ص۲۳۰؛ زادالمسیر، ج ۳، ص۴۱۴.
  20. «و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  21. ﴿وَلَا تَنكِحُوا۟ مَا نَكَحَ ءَابَآؤُكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُۥ كَانَ فَـٰحِشَةًۭ وَمَقْتًۭا وَسَآءَ سَبِيلًا«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نسا، آیه ۲۲.
  22. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  23. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «صراط مستقیم»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص۱۹۵.