بشارت به نبوت
مقدمه
در همین دو خبر در مورد معنای نبوّت مجرّد که بدون رسالت باشد مطالبی آمده است. در خبر اوّل آمده است: «نبی کسی است که در خواب واقعیات را میبیند، همانند حضرت ابراهیم و مثل این که رسول الله(ص) به هنگام دیدن جبرئیل در خواب به شبه بیهوشی مبتلا میشد. نبی این چنین است». و در خبر دوّم آمده است: «و امّا نبی کسی است که در خوابش واقعیاتی را میبیند، همانند حضرت ابراهیم که رؤیاهای صادقه میدید و مثل آن چه که رسول الله(ص) قبل از مبعوث شدن میدید».
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از امام باقر(ع) روایت میکند: خداوند یکی از فرشتگان بزرگ را موکل بر حضرت محمّد(ص) قرار داد که از وقتی که آن حضرت از شیر گرفته شد، از او مواظبت میکرد و او را به سوی خیرات و مکارم اخلاق رهنمون بود، و او را از شرور و اخلاق ناپسند برحذر میداشت. او حضرت محمد(ص) را مورد خطاب قرار میداد و میگفت: السلام علیک یا محمد یا رسول الله. در آن هنگام او جوانی بود و هنوز به رسالت نرسیده بود و گمان میکرد که این صدا از سنگها و اشیای دیگر است، اما هنگامی که تأمل میکرد چیزی را نمیدید»[۱].
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) به نقل از پدرش آمده است: «هنگامی که رسول خدا،تجارت به سوی شام را کنار گذاشت و تمام اموالی را که از راه تجارت به دست آورده بود صدقه داد، هر روز صبح به بالای کوه حراء میرفت و از بالای قلّه به آثار رحمت الهی و انواع عجیب رحمت و حکمتهای بدیع خدا مینگریست. او به اطراف آسمان و زمین و دشتها و دریاها نگاه میکرد و از آثار شگرف الهی عبرت میگرفت و با این مشاهده، آیات الهی را متذکر میشد و خدا را چنان که باید عبادت میکرد»[۲].
طبرسی در إعلام الوری مینویسد: علی بن ابراهیم که از بزرگان حدیث امامیه است میگوید: «هنگامی که رسول الله(ص) به سی و هفت سالگی رسید، در خوابش چنان میدید که گویی هاتفی میآید و میگوید: یا رسول الله! و در این حال او مشغول چراندن گوسفندان ابو طالب بود. او دید که شخصی میگوید: یا رسول الله(ص) پس فرمود: تو کیستی؟ گفت: من جبرئیل هستم که خدا مرا به سوی تو فرستاده است تا تو را به عنوان رسول خدا برگزینم. رسول الله(ص) آن را مخفی نگه میداشت، پس جبرئیل آبی از آسمان فرو آورد و گفت: ای محمد! بلند شو و وضو بگیر. بدینسان وضو گرفتن و شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را به وی آموخت»[۳].
ابن شهر آشوباین مطالب را در «مناقب» ذکر کرده و قبل از آن در فصل مبعث به بیان درجات بعثت پرداخته و گفته است: «بعثت رسول اکرم(ص) دارای درجاتی بوده است: اولین درجه آن رؤیای صادقه و دومین درجه آن چیزی است که شعبی و داوود بن عامر[۴] آن را نقل کردهاند. آنها گفتهاند: خداوند به مدت سه سال جبرئیل را محافظ پیغمبرش قرار داده بود که در این مدت نبی اکرم(ص) صدایش را میشنید، امّا خودش را نمیدید و پیدرپی چیزهایی را به وی میآموخت؛ ولی قرآن را نازل نمیکرد. در این مدّت پیامبر اکرم(ص) مبعوث نشده بود، امّا به پیغمبریبشارت داده شده بود».
و منظور شعبی از آنچه که روایت کرده، همان مطالبی است که ابن سعد در طبقات الکبری به نقل از واقدی آورده است و در آنجا میگوید: به مدّت سه سال اسرافیل همدم و مراقب رسول الله(ص) شده بود به طوری که رسول الله صدایش را میشنید، اما او را نمیدید و سپس جبرئیل مسئول این کار شد[۵].
منظور از آنچه که داوود از عامر شعبی نقل کرده، همان چیزی است که طبری از او نقل کرده و گفته است: او در چهل سالگی به مقام نبوّت رسید و سه سال بعد از آن اسرافیل همدم و مراقب وی بود و چیزهایی را به او آموخت و در این زمان قرآن بر او نازل نمیشد و پس از آنکه این سه سال گذشت،جبرئیل مسئول انزال وحی شد و قرآن به مدت ده سال در مکه و ده سال در مدینه بر زبانش جاری شد[۶].
طبری بعد از این میگوید: شاید کسانی که میگویند او بعد از وحی، ده سال در مکه اقامت داشته است، اقامتش را از هنگامی که جبرئیل از سوی خداوند عز و جل وحی نازل کرد، و نبی اکرم به اظهار دعوت خویش به صورت آشکار پرداخت، به حساب آوردهاند و کسانی که میگویند، وی به مدّت سیزده سال در مکه اقامت داشته است، آن را از همان ابتدایی که به نبوت رسید و اسرافیل مسئول و همدم وی بوده است حساب کردهاند و در این سه سال مأمور به اظهار دعوت خویش نشده بود[۷]. در این مدت رسول الله(ص) صدا را میشنید، اما چیزی نمیدید. سپس به مدت ده سال جبرئیل همدم رسول الله(ص) شد و در این مدت به وی وحی میکرد. او ده سال در مکه بود و سپس ده سال به مدینه رفت[۸].
این بدان معنا است که آن سه سال از هنگام شروع بعثت تا چهل و سه سالگی نبی اکرم(ص) بوده است، چنان که خبر شعبی و آنچه که شیخ مفید و ابن شهر آشوب ذکر کردهاند بر این امر تصریح میکند و در این صورت قبل از بعثت چگونه بوده است؟
قبل از آنکه متعرّض اخبار مختلف در این باب بشویم. خوب است نظری به حالات رسول الله(ص) قبل از بعثت در زمینه عبادت و دیانت بیفکنیم.[۹]
منابع
پانویس
- ↑ شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۲۰۷ و از او در بحار الانوار، ج۱۵، ص۳۶۱ آمده است.
- ↑ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) چنان که در بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۰۵ آمده است.
- ↑ إعلام الوری، ج۱، ص۱۰۲ و از او در قصص الانبیاء، ص۳۱۸ و از او در مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص۴۳. و در آخر خبر طبری آمده است: هنگامی که چهلساله شد جبرئیل به او دستور داد که نماز بخواند و حدود آن را به وی آموخت، اما وقت آن را معین نکرد و برای همین رسول الله در هر وقتی دو رکعت نماز میخواند، و علّت تأخیر رکوع و سجود هم خواهد آمد.
- ↑ همچنین در مناقب، ج۱، ص۴۱. و صحیح همان چیزی است که داوود از عامر شعبی روایت کرده است.
- ↑ طبقات ابن سعد، ج۱، ص۱۹۱ و تاریخ طبری، ج۲، ص۳۸۶.
- ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۸۷.
- ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۸ و طبقات ابن سعد، ج۱، ص۱۲۷ و بدایه و نهایه ابن کثیر، ج۳، ص۴ و تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳ که آن را به صورت مرسل نقل کرده است و حاکم در المستدرک، ج۲، ص۶۱ نقل کرده است که قرآن در ۴۳ سالگی بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد.
- ↑ الاختصاص، ص۱۳۰ و بر انتساب کتاب اختصاص به شیخ مفید تأکیدی نداریم.
- ↑ یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۲۹۹-۳۰۲.