جانشینی امام علی در مدینه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

در جنگ تبوک با وجود خطرات بالقوه و بالفعل برعلیه دولت نبوی، پیامبر خاتم(ص) ناگزیر بود یا خود در شهر مدینه بماند که مثل گذشته آنها را مدیریت کند، یا کسی به جای ایشان باشد که از نظر توانایی‌های لازم مانند اوست و می‌تواند به خوبی شخص ایشان، با خطرات رو به رو شده و حوادث را مدیریت کند.

پیامبر(ص) با توجه به شرایط حاکم بر مدینه و خطرات جدی موجود در آن، به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «إِنَّ الْمَدِينَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِي أَوْ بِكَ‌»[۱] یا «لا بدّ من أن أقيم أو تقيم‌» یا «انه لا ینبغی أن أذهب أنا او انت»[۲] شهر مدینه بدون من یا تو اصلاح نمی‌پذیرد، یا به هیچ وجه سزاوار نیست که من بروم مگر آنکه تو جانشین من باشی، یا من باید به این جنگ بروم، یا تو باید بروی. امیرالمؤمنین (ع) نیز در مقابل این دستور و فرمایش صریح پیامبر خدا، تمکین نمود و به ایشان عرضه داشت: یا رسول الله! اگر ناگزیر است، چاره‌ای نیست و من می‌مانم.

امیرالمؤمنین (ع) یک نفر بیش نبود، اما می‌توانست با خطر بزرگ اجتماع منافقان در مدینه مقابله کند. در واقع در آن شرایط باید کسی مدیریت شهر را به دست داشته باشد که بتواند به تنهایی مشکلات آن را حل کند. امیرالمؤمنین (ع) می‌توانست وظیفه حفظ امنیت شهر را به خوبی انجام دهد و هیچ کجا اتفاق نیافتاده بود که ایشان در انجام مأموریتی که به عهده دارد شکست خورده باشد؛ اما هر شخص دیگری نمونه شکست داشت[۳]. با ماندن امیرالمؤمنین (ع) در شهر منافقان نقشه‌های خود را نقش بر آب دیدند؛ لذا با انبوهی از شایعات به جنگ ایشان رفتند[۴].

منابع

پانویس

  1. الارشاد، ج۱، ص۱۵؛ نیز ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۳۶۷، ش۳۲۹۴؛ اعلام الوری، ج۱، ص۲۴۳.
  2. المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۰۳؛ الطبقات، ج۳، ص۱۷؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۹۵ و ۹۶؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۱۸۶؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۱، ح۱۴۶۵۳.
  3. ما در جریان فتح خیبر و شکست چند تن از نامداران اصحاب و در مقدمه فتح مکه و خیانت بعضی از یاران و قتل عام بنی‌خزیمه که بعدها به دست خالد انجام گرفت پاره‌ای از این نمونه‌ها را می‌بینیم.
  4. جاودان، محمد علی، جانشین پیامبر، ص ۲۶۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱، ص ۲۴۷.