حسان بن خوط ذهلی در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی عامر بن ذهل بن ثعلبه[۱]، از قبیله بکر بن وائل[۲] و از بزرگان طایفه خود بود که در وفد بکر بن وائل (در سال دهم) خدمت رسول خدا(ص) مشرف شد[۳]. حسان تا ایام جنگ جمل (سال ۳۶) زنده بود و در جنگ جمل به طرفداری از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) در صف او قرار گرفت و دو پسرش حارث و بشر و برادرش بشر بن خوط همراه عده‌ای از بستگانش او را در جنگ جمل همراهی کردند و همگی به شهادت رسیدند[۴]. حسین بن محدوج بن بشر بن خوط از خاندان حسان پرچمدار امیرالمؤمنین در جنگ جمل بود که کشته شد و پرچم را برادرش حذیفة بن محدوج برداشت و او نیز کشته شد و پرچم را عمویشان اسود بن بشرین خوط برداشت. بعد از کشته شدن اسود، عنبس بن حارث بن حسان پرچمدار شد و او نیز کشته شد و وهیب بن عمرو بن خوط پرچم را به دست گرفت و کشته شد [۵]. در جنگ جمل ۳۵ نفر از خاندان حسان از تیره بنی ذهل شهید شدند[۶].

طبری[۷] به سند خود از محمد بن مخنف گوید: پرچم بکریان کوفه در جنگ جمل به دست حارث پسر حسان بن خوط بود که همراه پنج نفر دیگر از برادرانش کشته شد. ابوالعرفا رقاشی قبل از نبرد به او گفت: خودت و خانواده‌ات را به خطر مینداز، اما او پیش رفت و گفت: ای گروه بکر بن وائل، هیچ‌کس نزد رسول خدا(ص) منزلت علی بن ابی طالب(ع) را نداشت، وی را یاری کنید. سپس پیش رفت و کشته شد. بعد از او پسر و پنج برادرش نیز کشته شدند[۸]. بشر، فرزند دیگر حسان بن خوط، در حالی که می‌جنگید شعری به این مضمون می‌خواند: «انا ابن حسان بن خوط و أبي رسول بكر كلها إلى النبي» یعنی: من پسر حسان بن خوط هستم و پدرم فرستاده همه بکریان نزد رسول خدا(ص) بود[۹][۱۰].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. رک: ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۲، ص۲۵۶؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۱۶.
  2. شامی، سبل الهدى والرشاد، ج۶، ص۱۱۲.
  3. ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۱، ص۲۷۷.
  4. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۰.
  5. رک: ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۲، ص۲۵۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۷.
  6. شامی، سبل الهدى والرشاد، ج۶، ص۲۸۱.
  7. طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲۲.
  8. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۵، ص۹۳.
  9. ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج۱، ص۲۳۹؛ طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲۲.
  10. محمدی، رمضان، مقاله «حسان بن خوط بن مسعر ذهلی بکری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۵۴.