حکم بن عمیر ثمالی
آشنایی اجمالی
نسبش معلوم نیست ولی با توجه به نسبتش به ثمالی[۱] به ثمالة بن اسلم بن کعب، از قبیله ازد از عرب جنوبی نسب میبرد[۲]. نام پدرش را عمرو نیز گفتهاند[۳] و همین امر سبب شده ابن عبدالبر[۴] دو مصداق برایشان فرض کند و در دو مدخل (حکم بن عمرو شمالی و حکم بن عمیر) به شرح حال وی بپردازد، در حالی که مصداق هر دو عنوان یکی است[۵]. ابن عساکر[۶]، مادرش را مریم، دختر ابوسفیان بن حرب گفته است که به نظر میرسد اشتباه است؛ زیرا اولاً، در نام فرزندان ابوسفیان بن حرب چنین شخصی نیست[۷] و دیگر اینکه بعضی منابع از مریم دختر ابوسفیان انصاری اوسی یاد کردهاند که صحابی بوده و پدرش در احد به شهادت رسیده است. ممکن است وی مادرحکم بوده و ابن عساکر پدرش را با ابوسفیان بن حرب قرشی خلط کرده باشد.
برخلاف ابن حبان[۸] که در صحابی بودنش تردید دارد، بسیاری از منابع بر آن تصریح کردهاند[۹] و حتی برخی او را بدری دانستهاند[۱۰]. هر چند منابع سیره و مغازی از شرکت او در غزوات خبر ندادهاند. حکم در شمار صحابهای است که به شام رفته و در حمص ساکن شدند و اهل شام از او روایت نقل میکنند[۱۱].
روایتهای بسیاری از سوی وی از رسول خدا(ص) نقل شده است، از جمله در باب بدعت[۱۲]، صدق جماعت به بیش از دو نفر[۱۳]، دعای هنگام اقامه نماز و تکبیرة الاحرام[۱۴] و در موضوعات دیگر[۱۵]. اما دو روایت بحثبرانگیز وی: یکی درباره جهر به بسم الله از سوی رسول خدا(ص) در برخی نمازها[۱۶] و دیگری روایتی است که بر پایه آن رسول خدا(ص) درباره مدیریت آینده مسلمان از خلفای سهگانه و حضرت علی(ع) پرسشهایی داشته و سپس آنان را ستوده است. در این گزارش معاویة بن ابی سفیان نیز حضور داشته که حضرت او را ستمکار و بدعتگر در دین معرفی میکند[۱۷]. هرچند روایتهای او از سوی غالب تراجمنگاران منکر (روایتی که تنها از یک طریق نقل شده است) دانسته شده و راوی او موسی بن ابی حبیب تضعیف شده است[۱۸]، اما دو روایت اخیر به شدت از سوی ابن جوزی[۱۹] و زیلعی[۲۰] رد شده تا آنجا که به طور کلی حکم را از جرگه صحابه خارج کردهاند. چنان که ابن حجر در لسان المیزان[۲۱] صحابی بودن وی را رد کرده است. هرچند برخی منابع شیعی نیز حکم را مجهول دانستهاند[۲۲]، اما به نظر میرسد تعصبهای مذهبی در رد صحابی بودن وی از سوی برخی تراجمنگاران اهل سنت دخالت داشته باشد.[۲۳]
جستارهای وابسته
- ازد (قبیله)
- مریم بنت ابوسفیان انصاری اوسی (مادر)
منابع
پانویس
- ↑ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۱۰۷؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۹۱؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۵۱۳.
- ↑ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۳۶.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۴-۴۱۵.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۴ و ۱۸۱.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینته الدمشق، ج۵۹، ص۱۲۵.
- ↑ ر.ک: مدخل ابوسفیان بن حرب.
- ↑ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۹۱؛ ابن ابی عاصم، الاحاد والمثانی، ج۴، ص۳۷۳؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ج۵، ص۲۵۰.
- ↑ دارقطنی، سنن، ج۱، ص۳۰۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۵۳.
- ↑ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۲۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۵.
- ↑ ابن ابی عاصم، الاحاد و المثانی، ج۴، ص۳۷۳.
- ↑ ابن عبدالبر، التمهید، ج۱۴، ص۱۳۸.
- ↑ طبرانی، کتاب الدعاء، ص۱۷۳.
- ↑ ر.ک: منابع تفسیری چون طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۰؛ ثعلبی، الکشف والبیان، ج۹، ص۲۷۷؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۱۷-۲۱۹؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ج۵، ص۲۵۰.
- ↑ دارقطنی، سنن، ج۱، ص۳۰۸؛ شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۱۱۸.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه الدمشق، ج ۵۹، ص۱۲۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۹۷.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۲۵.
- ↑ ابن جوزی، الموضوعات، ج۲، ص۲۷.
- ↑ زیلعی، ج۱، ص۴۷۳.
- ↑ ابن حجر، لسان المیزان، ج۲، ص۳۳۷.
- ↑ امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۲.
- ↑ بانشی، رحمتالله، مقاله «حکم بن عمیر ثمالی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۰۴.