حکیمه بنت موسی بن جعفر الکاظم
آشنایی اجمالی
حکیمه خاتون (س)، فرزند بلافصل امام موسی بن جعفر (ع) میباشد. وی بانویی دانشمند و عابد و لایق بود. از صحابی و راویان اخبار از برادر بزرگوارش امام رضا (ع) محسوب میشد. حکیمه خاتون (س) میگوید: «در ماه رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری، برادرم امام رضا (ع) برای کمک و مساعدت در زایمان همسر خویش مرا دعوت نمود و فرمود: ای حکیمه! امشب برای من فرزندی متولد میشود. آن گاه برادرم ما را در اطاق قرار داد و چراغی برای ما روشن کرد و درب اطاق را بست و خود بیرون رفت. وقتی کودک به دنیا آمد، چراغ اطاق خاموش گشت و ما نگران شدیم ولی بعد، متوجه شدیم که نورانیت نوزاد، ما را از چراغ بینیاز کرد. در این لحظه امام رضا (ع) وارد اطاق شدند و کودک خویش را به آغوش گرفتند و گونههایش را بوسیدند و سپس او را در گهواره نهادند و نگهداری او را به من سپردند. روز سوم ولادت کودک، او چشم باز کرد و به آسمان خیره گشت و به وحدانیت خداوند و و نبوت پیامبر (ص) با زبان فصیح اقرار کرد متعجب شدم. این مطلب را با برادرم در میان گذاشتم، ایشان فرمودند: چیزهایی عجیبتر از او خواهی دید»[۱].
محمد بن علی و محمد بن حسن، از سهل بن زیاد و از محمد بن جحرش روایت کرده: «حکیمه دختر موسی بن جعفر (ع) برای من روایت کرد: من امام رضا (ع) را مشاهده کردم که جلو درب بیت الحطب ایستاده بود و بدون اینکه کسی آنجا حضور داشته باشد زمزمهای داشت. عرض کردم: ای مولای من! با چه کسی گفتگو میکنید؟ فرمودند: اکنون عامر زهرایی نزد من آمده، مطالبی را سوال میکند و گلایهای دارد! گفتم: ای مولای من! دوست میدارم من هم سخن او را بشنوم. امام رضا (ع) فرمودند: اگر تو سخن او را بشنوی مدت یک سال تب میکنی! گفتم: ایرادی ندارد، مایلم سخن او را بشنوم. امام (ع) فرمودند: گوش کن. وقتی گوش دادم، صفیری شنیدم. و بعد از آن مدت یک سال گرفتار تب و ناراحتی شدم»[۲]![۳]
از روایات او معلوم میگردد که این بانو در نزد امام رضا(ع) قرب و منزلت داشته و از اصحاب آن حضرت به شمار آمده است. اکثر کتب شیعه روایات او را نقل کردهاند[۴]. عمری تبارشناس قرن پنجم هجری در المجدی هنگام ذکر فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) نام حکیمه را ضبط کرده و او را از زنان برجسته، صاحب نفوذ، مدیر و مدبر خاندان رسالت و از بزرگان سادات و علویون عصر خویش به شمار میآورد[۵]. ابن شهرآشوب در مناقب مینویسد: حکیمه دختر موسی بن جعفر(ع) به دستور امام رضا(ع) در هنگام ولادت امام جواد(ع) حضور داشته و سپس به دستور امام از آن حضرت مراقبت میکرده است[۶].[۷]
منابع
پانویس
- ↑ زنان دانشمند و راوی حدیث، فصل دهم.
- ↑ مجله زائر، به نقل از زنان دانشمند و راوی حدیث، فصل دهم. در سرگذشت بیبی حکیمه (س) آمده: بیبی حکیمه (س) با عدهای از برادران و خواهران بزرگوار خویش و جمعی از علویان، از طریق خوزستان وارد استان فارس شده و در آنجا گرفتار مأموران مأمون میشوند و در جنگ نابرابر، عدهای به شهادت میرسند و بقیه در کوهها و دشت بهبهان و اطراف پراکنده میشوند. بیبی حکیمه (س) بر اثر ترس از دشمن، با عدهای به کوهها و بیابانها حرکت مینماید و دشمن هم آنان را تعقیب میکند تا اینکه آنان را به قتل میرسانند و تنها بیبی حکیمه (س) میماند که سرگردان و متوحش با حالتی گریان و پریشان، به دل کوه پناه میآورد و چون خود را در چنگال دشمن میبیند، دست بهسوی آسمان میبرد و این چنین دعا میکند: یا ارحم الراحمین بحق ابائی المیامین، خلصنی من البلا العظیم. در این هنگام به امر الهی کوه نعره کشیده و دو تکه شد و شکاف برداشته و بیبی وارد شکاف میشود. دشمنان که به محل میرسیدند ملاحظه میکنند که وی ناپدید شده؛ نتیجه جستجویی بیثمر، تنها متوجه روزنهای میشوند که از آن، نوری متصاعد میگردد. چون راه نفوذی به آن غار نبود، تصمیم گرفتند که آنجا را به آتش بکشند و بروند. اما بیبی مکرمه در تنهایی خود نشسته بر غریبی و تنهایی خویش گریه میکند و مرگ خود را از خداوند میطلبد. خداوند خواستهاش را اجابت و به برکت این بانو چشمه ساری را در آن کوه جاری میسازد که تاکنون از پشت حرم جاری است و در حال حاضر هم اهالی از آن استفاده میکنند. اکنون بارگاه این بانوی مکرمه در ضلع جنوبی فاصله یکصد کیلومتری شهرستان گچساران قرار دارد. بقعه متبرکه در موقعیت خاص جغرافیایی در میان درّههایی سر به فلک کشیده و نفت خیز قرار گرفته که در منطقه مورد نظر حدود ۱۲۰ حلقه چاه نفت وجود دارد. آن بانو از کرامات بسیار بالایی برخوردار بوده، به طوری که هر ساله تعدادی از دردمندان و افراد بیمار و لاعلاج را شفا داده است. اماکن دیدنی گچساران.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۲۵۱.
- ↑ اعلام النساء، ص۳۰۳؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۵.
- ↑ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۰۶.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۲۴؛ تاج الموالید، ص۱۲۴.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۱۰ ـ ۳۱۱.