خالد بن جبل عدوانی

آشنایی اجمالی

نام پدر خالد را به اختلاف جبل، جیل و بیشتر ابی‌جبل[۱] گفته‌اند، که با توجه به یکسان بودن آگاهی‌های مربوط به این نام‌ها، این اختلاف ناشی از تصحیف است. بخاری[۲]، و به نقل ابن حجر[۳]، ابن برقی[۴] نام پدر خالد را جیل «یا بعد از جیم» دانسته‌اند، اما ابن ماکولا[۵] «جبل» را ترجیح داده است. ابن‌حبان[۶]، میان خالد بن ابی‌جبل ثقفی فرق گذاشته، اما ابن حجر[۷] این را توهمی بیش ندانسته است. خالد از اهالی حجاز بود که در طائف سکونت داشت و بعدها به کوفه رفت[۸]. از وی در شمار بیعت‌کنندگان تحت شجره (بیعت رضوان) یاد شده است[۹]. تنها یک روایت از رسول خدا(ص) نقل کرده است و آن چنین است که عبدالرحمن بن خالد بن جبل می‌گوید: هنگامی که رسول خدا(ص) برای یاری خواستن از ثقیف به طائف (سال دهم بعثت) رفت، خالد آن حضرت را دیده بود که بر عصا یا کمانی تکیه داشت. همچنین خالد گوید: شنیدم رسول خدا(ص) ﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ[۱۰] را تا آخر خواند و من آن را پیش از مسلمان شدن حفظ کردم و بعد از مسلمان شدن خواندم[۱۱]. خالد گوید: بعد از شنیدن این آیات به جمعی از ثقیفیان گذشتم که در جمع آنان چند نفر از قریش نیز بودند، مرا نزد خود خوانده و از سخنان رسول خدا(ص) پرسیدند، آیات یادشده را خواندم که ثقیفیان آن را تصدیق کرده و گفتند: سخنان حقی است، اما قریشی‌ها تکذیب کرده و گفتند ما او را بهتر از شما می‌شناسیم، اگر سخن او حق بود از او پیروی می‌کردیم[۱۲].[۱۳]

منابع

پانویس

  1. ابن ابی عاصم، الآحاد والمثانی، ج۲، ص۴۷۰؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۹؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۱۶.
  2. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۹۵.
  4. احمدبن عبدالله بن عبدالرحیم، م۲۷۰ و مؤلف کتاب معرفه الصحابه و انسابهم.
  5. ابن ماکولا، الإکمال، ج۲، ص۴۵.
  6. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۰۵.
  7. ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۱۹۶.
  8. ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۱۶.
  9. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۲۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۹.
  10. «سوگند به آسمان و به ستاره صبح (شب‌شکن)،» سوره طارق، آیه ۱.
  11. ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۰۴؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۷.
  12. ابن ابی عاصم، الآحاد والمثانی، ج۲، ص۴۷۰؛ ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۴۷.
  13. محمدی، رمضان، مقاله «خالد بن جبل عدوانی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۸۱-۱۸۲.