خسوف و کسوف غیرعادی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
پرش به ناوبری پرش به جستجو
متن این جستار آزمایشی است؛ امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود. برای اطلاع از جزئیات بیشتر به بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت مراجعه کنید.

مقدمه

  • در روایات کسوف در نیمه ماه رمضان و خسوف در آخر یا اوّل همان ماه یکی از نشانه‏‌های ظهور یاد شده است. "کسوف" در روزهای نخست و روزهای آخر ماه و "خسوف" در روزهای میانی ماه، طبیعی و عادی است؛ ولی خورشیدگرفتگی در وسط ماه یا ماه‌‏گرفتگی در اوایل یا آخر آن، ظاهراً امری غیر عادی است و دیدن آن، امکان ندارد. امام باقر(ع) فرمود: "دو نشانه پیش از قیام قائم پدید خواهد آمد: یکی گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و دیگر، گرفتن ماه در آخر آن". مردی به امام(ع) عرض کرد: ای پسر رسول خدا! کسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟! حضرت فرمود: آری‏ من آنچه را گفتم به آن داناتر هستم. این‏ها دو نشانه‌‏اند که واقع شدن آن‏ها، از زمان هبوط حضرت آدم(ع) سابقه ندارد[۱].
  • فلسفه این نشانه غیر عادی- همانند برخی نشانه‌‏های دیگر- می‌‏تواند بیدار کردن مردم، از خواب غفلت و یقین به امر ظهور باشد. به عبارت دیگر، خداوند سبحانه و تعالی در آستانه ظهور، برای اقامه حجّت بر مردم و مطمئن ساختن یاران حضرت مهدی(ع)‏ به ظهور آن حضرت، چنین پدیده‌‏هایی را بر خلاف معمول و به گونه معجزه محقق می‌‏سازد. برخی بر این باورند خسوف و کسوف، به گونه یاد شده، در چهارچوب حوادث طبیعی و عادی نیز قابل بررسی و تبیین است و برای آن، احتمال‏‌ها و توجیه‌‏هایی ذکر کرده‏‌اند.
  • البته به این توجیه‏‌ها نیازی نیست؛ زیرا هیچ اشکالی ندارد که پدیدار شدن آن‏ها به صورت معجزه باشد؛ چون در جهت اقامه حجّت و تقویت حق و هدایت مردم است و با قانون معجزه، ناسازگاری ندارد. به علاوه این نشانه، از نشانه‌‏های حتمی ظهور نیست و در روایات، به ناگزیر بودن آن اشاره نشده است؛ از این‌‏رو نمی‌‏توان خسوف و کسوف غیر عادی را از نشانه‏‌های قطعی و مسلم ظهور به شمار آورد[۲][۳].

خسوف و کسوف در موعودنامه

  • از نشانه‌های ظهور، کسوف (خورشیدگرفتگی) در نیمه ماه رمضان و خسوف (ماه‌گرفتگی) در آخر و یا اول همان ماه است. امام باقر (ع) می‌فرماید: "دو نشانه پیش از قیام مهدی (ع) پدید خواهد آمد که، از زمان هبوط‍‌ آدم (ع) در زمین بی‌سابقه است: گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن"[۴]. کسوف در روزهای نخست و آخر ماه و خسوف در روزهای میانی ماه، از نظر علمی، طبیعی و عادی است و در طول تاریخ، بارها رخ داده است، ولی خورشیدگرفتگی در وسط‍‌ ماه یا ماه گرفتگی در اول یا آخر ماه، امری غیرعادی است و رؤیت آن امکان ندارد. البته در خود روایات هم به غیرعادی بودن تحقق این نشانه تصریح شده است. به نظر می‌رسد که وقوع این دو پدیده به صورت غیرعادی، به خاطر آن است که اهمیت مسأله ظهور نمایانده شود و مردم از خواب غفلت بیدار شوند و خود را مهیای مشارکت در آن نهضت عظیم سازند. این نشانه، از نشانه‌های حتمی ظهور نیست و در روایات به ناگزیر بودن آن اشاره نشده است[۵][۶].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۲، ح ۲۵۸؛ نعمانی، الغیبة، ص ۳۹۰، ح ۴۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ص ۴۹۷
  2. جمعی از نویسندگان، چشم‏به‏راه مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۰۰
  3. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص:۲۱۲ - ۲۱۳.
  4. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۴.
  5. برترین‌های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۴۱
  6. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص:۲۹۹.