خطبه ۵۱ نهج البلاغه
مقدمه
«ابن ابی الحدید» در بیان محتوا و شأن ورود خطبه از «نصر بن مزاحم» چنین نقل کرد که: فرمانده مقدم لشکر معاویه «ابو الاعور سلمی» با مقدمه لشکر علی(ع) به فرماندهی «اشتر» درگیری مختصری پیدا کرد. «ابو الاعور» کوتاه آمد و خود را کنار کشید و بعد خود را به شریعه فرات یعنی محلی که به آب نزدیک بود رساند و آنجا را در اختیار گرفت و یاران علی(ع) را از آب منع کرد و این در محلی به نام «قنّسرین» در کنار صفّین واقع شد. هنگامی که خبر به امیر مؤمنان علی(ع) رسید «صعصعة بن صوحان» را فرا خواند و فرمود: نزد معاویه برو و بگو ما این مسیر را برای رسیدن به تو پیمودهایم، و پیش از اتمام حجّت مایل نیستیم با شما جنگ را آغاز کنیم، اما تو لشکر خود را فرستادهای و جنگ را (در کنار شریعه فرات) آغاز کردهای، و میان مردم و آب حائل شدهای. شریعه را رها کن و آب را آزاد بگذار تا در آنچه میان ما و شما است بنگریم، و اگر دوست داری هدف اصلی را رها کرده و مردم بر سر آب با یکدیگر بجنگند تا هر کس پیروز شد آب را در اختیار بگیرد، چنان کنیم! «صعصعه» این پیام را برای معاویه برد، معاویه با یارانش به مشورت پرداخت، بعضی به او توصیه کردند که شریعه را همچنان در اختیار بگیر و آنها را از آب باز دار، ولی «عمرو بن عاص» به او گفت آب را آزاد بگذار؛ چراکه من میدانم لشکر علی هرگز اجازه نخواهند داد تو سیراب باشی و آنها تشنه بمانند، ولی معاویه نظر موافقان نگهداشتن شریعه را ترجیح داد.
هنگامی که امام(ع) از این ماجرا با خبر شد خطبه پر شور بالا را که پر از نکات زیبای ادبی و در نهایت فصاحت و بلاغت است ایراد کرد و یاران خود را برای باز پس گرفتن شریعه فرات به حرکت در آورد و با یک حمله شجاعانه لشکر معاویه را عقب راندند و شریعه فرات را برای همه آزاد کردند! بخش اول این خطبه به این حقیقت اشاره میکند که اگر انسان با شجاعت به میدان حوادث نرود و حق خود را نگیرد باید تن به ذلّت تسلیم در برابر ظلم بدهد و در بخش دوم به این نکته اشاره میفرماید که چگونه معاویه با تزویر و حیله گروهی از بیخبران را به صحنه آورده که حاضرند جان خود را در طریق باطل او فدا کنند؟![۱]
منابع
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۳، ص۲۴۷ ـ ۲۴۹.