خوله بنت جعفر بن قیس حنفیه
مقدمه
خوله دختر جعفر بن قیس که نیاکان وی به علی بن بکر بن وائل بن قاسط میرسد[۱] و به حنفیه معروف است[۲]، مادر محمد بن حنفیه (-۸۱ق) معروف به محمد اکبر است[۳]. ابن قتیبه گزارش دیگری درباره نسب وی نقل کرده، مبنی بر اینکه وی کنیز قبیله بنیحنیفه سندی بود که به دست خالد بن ولید از یمامه به اسارت آورده شده بود[۴]. گزارش دیگری خوله را مسلمان و محب امیرمؤمنان(ع) دانسته؛ ولی چون قبیلهاش در دوران خلافت ابوبکر به اتهام نپرداختن زکات به خلافت مرکزی مرتد شناخته شد و مورد غارت قرار گرفت زنان آنان از جمله خوله اسیر شدند. این نکته از احتجاج او در برابر ابوبکر در جلسهای که زنان اسیر را به مسجد آورده بودند، به دست میآید[۵].
مجلسی درباره چگونگی دستیابی به ایشان نقلهای متفاوتی آورده؛ ولی همگی نسب او را حنفیه دانستهاند[۶]. امیرمؤمنان(ع) با شناختی که از جایگاه خوله و قبیلهاش داشت، خوله را از آن شرایط آزاد کرد و سپس این ازدواج رخ داد[۷]. به هر روی داشتن فرزند برجستهای به نام محمد حنفیه از معرفت و ایمان خوله حکایت میکند؛ چنانکه در نقلی، امیرمؤمنان(ع) او را «جانالصفا»[۸] یا «جارالصفا»[۹] نامیده و علت این نامگذاری را حُسن و نیکی وی دانسته است[۱۰]. افزون بر آنکه نشانهها و حسن رفتار او با امیرمؤمنان(ع) نشان دیگری بر صفای باطن اوست. از تاریخ درگذشت او تنها همین اندازه گزارش شده که پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) زنده بود[۱۱].[۱۲]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص۱۹۲ (... خَوْلَةُ بِنْتُ إِيَاسِ بْنِ جَعْفَرٍ مِنْ بَنِي حَنِيفَةَ).
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۰؛ ابن فندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۳۷ (خَوْلَةُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ قَيْسٍ الْحَنَفِيَّةُ...).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۵۴.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ص۲۱۰.
- ↑ ابن شهر شوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۲۷۸؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۴۴.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۹۹-۱۰۰ (وَ اخْتُلِفَ فِي أَمْرِهَا فَقَالَ قَوْمٌ...).
- ↑ سبط ابن الجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۶۳؛ عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۴ (فَلَمَّا عَرَفَ عَلِيٌّ صُورَتَهَا، أَعْتَقَهَا وَ أَمْهَرَهَا وَ تَزَوَّجَهَا).
- ↑ واژه «جان» در عربی و فارسی معانی متفاوتی دارد و در ترکیب با کلمهای دیگر به تناسب مورد آن معنای خاص خود را مییابد (ر.ک: دهخدا، لغتنامه، ج۵، واژه «جان»). کلمه «صفا» به معنای زلال و صافی است (ر.ک: آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر، ماده «صفا»)؛ بنابراین کاربرد ترکیبی آن به صورت «جان الصفا» که مرکب وصفی است به معنای پاکدلی و با صفایی است (محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابیطالب(ع)، ص۴۱۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۴۴).
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۰.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۴۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۹۹ («إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا»).
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۶۷۷.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۸۷-۸۸.