خونخواهی عثمان

(تغییرمسیر از خون‌خواهی عثمان)

مقدمه

با وجود آنکه عثمان پسران و دخترانی داشت که اولیای دم او بودند، معاویه خود را ولی دم عثمان معرفی کرد. (ابن ابی الحدید در این باره سخنی منصفانه دارد؛ او می‌نویسد: «امیرمؤمنان انتظار داشت که معاویه و دیگران از او اطاعت کنند و فرزندان عثمان نزد آن حضرت رفته، درباره قتل پدرشان اقامه دعوا کنند. اما در واقع چنین اتفاقی رخ نداد؛ زیرا معاویه و اهل شام، عصیان و سرپیچی کردند و وارثان خون عثمان، به معاویه پناه بردند و از حوزه علی مفارقت و جدایی کردند و قصاص را از راه شرعی درخواست نکردند؛ بلکه آن را از راه زور و غلبه خواستند و معاویه آن را از راه عصبیت جاهلی پی گرفت. پس هیچ کدام کار را از راه آن، وارد نشدند»)[۱]

گویا او از قبل پیش بینی همه چیز را کرده و نقشه دقیقی طرح کرده بود. از این‌رو معاویه و دیگر بزرگان بنی امیه مانند مروان بن حکم و ولید بن عقبه، نه تنها از بیعت با علی(ع) خودداری کردند[۲]، بلکه با متهم کردن آن حضرت به قتل عثمان، در سازماندهی نبردهای دوران خلافت آن حضرت، پیشگام و خط دهنده بودند؛ به گونه‌ای که مانع تراشیها و مشکل آفرینیهای فراوان آنان، مانع اجرای افکار عدالت‌خواهانه امام شد. اختلافات شدیدی که پس از جنگ صفین و ماجرای حکمیت در سپاه امام علی(ع) ایجاد شد و خوارج از دل آن پدید آمدند، بنی امیه را برای رسیدن به قدرت امیدوارتر کرد. در نتیجه، آنان پس از شهادت امیرمؤمنان که در سال چهلم هجری، با دسیسه‌ها و توطئه‌های فراوان، از راه صلح با امام حسن(ع) حکومت جهان اسلام را از آن خود کردند و بدین گونه خلافت از خاندان نبوت به خاندان بنی امیه انتقال یافت.[۳].[۴]

منابع

پانویس

  1. معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۹، ص۲۹۳.
  2. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۸؛ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق محمد محی الدین عبدالحمید، ج۲، ص۳۶۲.
  3. محمد رشیدرضا، تفسیر المنار، ج۱۱، ص۲۶۰.
  4. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص ۲۰۷-۲۲۲.